۱۹ اردیبهشت‌ماه، روز آموزگارِ رهایی، روز فرزاد کمانگر

یکی از معدود تصاویر باقی مانده از فرزاد کمانگر و علی حیدریان، در زندان اوین و حین تهیه‌ی «هفته‌نامه‌ی آوای اوین» است. فرزاد کمانگر که در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۸۹ در کنار شیرین علم‌هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان اعدام شد، تا به امروز در گوری گمنام دفن است و خانواده‌ی وی حتی از حضور بر سر مزار او نیز محرومند.
از فرزاد کمانگر، صدا و نامه‌های بسیاری برجای مانده است. نامه‌ای برای دانش‌آموزان دختر و پس خود، برای مقاومت و جهت ایستادگی علیه ظلم زمانه:

«کاش می‌شد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظمِ اخموی مدرسه، الفبای کُردی‌مان را دوره می‌کردیم و برای هم با «زبان مادری» شعر می‌سرودیم و آواز می‌خواندیم و بعد دست در دست هم می‌رقصیدیم و می‌رقصیدیم و می‌رقصیدیم.

اما افسوس نمی‌دانید که در سرزمین ما، رویاها و آرزوها قبل از قاب عکس‌مان غبار فراموشی به خود می‌گیرد، کاش می‌شد باز پایِ ثابت حلقه‌ی عمو زنجیرباف دختران کلاس اول می‌شدم، همان دخترانی که می‌دانم سال‌ها بعد در گوشه‌ی دفتر خاطراتتان دزدکی می‌نویسید کاش دختر به دنیا نمی‌آمدید.

راستی چه کسی می‌داند اگر شما فرشتگان زاده‌ی رنج و فقر نبودید، کاغذ به دستْ برای کمپینِ زنان امضاء جمع نمی‌کردید و یا اگر در این گوشه از خاک فراموش شده خدا، به‌دنیا نمی‌آمدید، مجبور نبودید در سن سیزده سالگی با چشمانی پر از اشک و حسرت، زیر تور سفید زن شدن، برای آخرین‌بار با مدرسه وداع کنید و قصه تلخ جنس دوم بودن را با تمام وجود تجربه کنید».

رفیق، همبازی و معلم دوران کودکی‌تان
فرزاد کمانگر – زندان رجایی شهر کرج

«۱۳۸۶/۱۲/۱۹