موقعیت «قهرمان یگانه» چیست و چرا کنشگران باید از آن پرهیز کنند؟

 معمولا کنشگران انسان‌های آزاده‌ای هستند که نمی‌توانند نسبت به قضایای اطراف خود بی‌تفاوت باشند. کنشگران حقوق اساسی و از جمله صنفی، بارها با این موقعیت همراه می‌شوند که خود را تنها می‌یابند و یا میزان مشارکت دیگران کمتر از اندازه‌ای است که آنان در خود سراغ دارند. آنان با تفکر و فرآوری پیاپی اطلاعاتی که در اطرافشان روی می‌دهد سریع‌تر از وسع گروه و یا بدنه به نقطه عمل می‌رسند و این قضیه از آنان ممکن است یک قهرمان مبارزه بسازد.

تبدیل شدن به «قهرمان یگانه و تکثیرناپذیر، یک خطای رایج کنشگران و مخالف اهداف آن‌هاست است چرا که:
– آنان را به تنهایی مجبور به خطر کردن و هزینه دادن می‌کند
– افراد دارای پتانسیل را از اطراف آنان پراکنده می‌کند
– جنبش مطالبه‌گری را با سکته و توقف همراه می‌کند
– دست سرکوبگران را برای سرکوب دیگران باز می‌گذارد و آن را به رویه تبدیل می‌کند.

اما کنشگران به جای تبدیل شدن به اسوه و قهرمان یگانه چه باید بکنند؟

تکثیر نقش‌های رهبری و تکثیر بایسته‌ها
کنشگران جدی به طور مستمر، افراد را در جریان فرآوری اطلاعاتی که آنان را به نتایج جدید رسانده شریک می‌کنند و ترجیحا از راه غیر مستقیم این کار را می‌کنند که به متکلم وحده تبدیل نشوند. کنشگران موفق همچنین به گونه‌ای دست به تکثیر گام به گام بایسته‌هایی چون شجاعت، دلاوری و فاش‌گویی می‌زنند که دیگران از آنان جا نمانند. هدف یک کنشگر، باید تکثیر مدیر و رهبر باشد، نه رهبر ماندن.

نشانه هشدار:
اگر یک کنشگر مجبور است پس از دوره اولیه ساختن یک گروه کنشگری تمام قضایا را به تنهایی سر و سامان بدهد به معنی آن است که زمان آموزش و «تکثیر رهبر» را به کار مستقیم و بدون اهرم و ابزار اختصاص داده است.

نشانه مسیر درست:
اگر یک کنشگر سازمان‌دهنده، حرف‌ها و باورهای خود را از دهان دیگر اعضا می‌شنود نشانه خوبی است. برنامه‌ها، نقشه مسیر و گام‌های فعلی و بعدی حرکت باید چنان در میان اعضا مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته باشد که به عنوان دانش عمومی اعضای گروه به عنوان اصولی بدیهی بیان شود.

زمینه‌سازی کنش
ایجاد فضا و فرهنگ درون‌گروهی که دارای هویت مشخص و استواری باشد ممکن است در دید اول وقت‌گیر و غیرضروری باشد ولی هیچ خودرویی در مسیر سنگلاخ نمی‌تواند تا راه دوری برود. هر چند ساختن مسیر و فضا قضیه‌ای تدریجی است ولی  تکنیک‌ها، شیوه‌ها و الگوهای رفتاری هستند که می‌توانند بر اساس ضرورت در مدت زمان کوتاه‌تری به شیوه‌ای ارگانیک پدید آیند و یا از رویه افراد و گروه‌های پیش از این، گروه‌های موازی و یا حتی گروه‌های مخالف تکثیر و گرته‌برداری شوند. مثلا اگر یک کروه سرکوبگر فشار در یک دوره تاریخی اصولی از «رازداری» را به شیوه خاصی برجسته می‌کرده شاید یک گروه صنفی بتواند بر روی شیوه رازداری فرهنگ‌سازی کند.

مطالعه:
عادات گروه‌های سیاسی، رویه شروع جلسات در دادگاه‌ها، آداب و ترتیب مذاهب، گروه‌های موسیقی و گنگ‌های خیابانی را مرور کنید. کدام رفتارهای جمعی در خدمت فرهنگ گروه بوده‌اند؟ آیا گروه شما می‌تواند دستور کار جلسات را دقیق انجام بدهد و دقت یا وقت‌شناسی، مکتوب‌کردن وقایع، یا مفاهیمی چون برابری، عدالت و یا صداقت را در ساخت فرهنگ درون‌گروهی برجسته کند و به کار گیرد؟ برجسته شدن چنین مفاهیمی در گروه چگونه پیشنهاد و اجرا می‌شوند؟

نشانه هشدار:
اگر یک گروه اساسنامه و مرام‌نامه مکتوب ندارد و یا افراد در نوشتن و درونی کردن آن سهم نداشته‌اند و از بودن در گروه انرژی نمی‌گیرند و «شارژ نمی‌شوند» نشانه بدی است.

مثال الگوی خوب:
تشکیل حلقه‌های حمایتی و دیدارهای حمایتی فعالان با خانواده‌های کنشگران زندانی و یا دیدار از آنان پس از آزادی مشروط در بسیاری از گروه‌های سیاسی، مدنی و صنفی در جریانات اخیر تکثیر و برجسته شده است و به عنوان یک هویت و فرهنگ حمایتگرانه در آمده است.

دیسیپلین
کنشگران باید از ابزارهایی بهره ببرند که تشخیص تقدم در حل و فصل قضایای روزمره را برای‌شان آسان کند. تشخیص تقدم برای افراد پرشور و جستجوی تغییر کار دشواری است و به همین دلیل به مشورت تخصصی چند فرد مورد اطمینان نیاز دارند که فعالیت امروز و این هفته را از فعالیتی که امروز و این هفته در تقدم نیست، بر اساس اهداف مشترک جمعی به آن‌ها یاداوری کنند. مقاومت در برابر شروع کردن یک فعالیت جذاب و چالش برانگیز به انرژی و زمان نیاز دارد، افراد مورد اطمینان به یک کنشگر بلندپرواز یاداوری می‌کنند که باید دندان روی جگر بگذارد و تا پیدا کردن منابع جدید، فکر کردن درباره کمپین یا پروژه جذاب و جدید را به تعویق بیندازد.

نشانه هشدار:
نبود رویه یا سنت بیان ایده‌های نو در سازمان و یا احساس به هم ریختگی در گروه، راضی نبودن اعضا از شیوه و یا روند تقسیم کار

نشانه خوب:
گروه تعادل خوبی میان بیان ایده‌های جدید و ناگهانی و شیوه رسیدگی و مدیریت آن‌ها پدید آورده باشد و از ابزارهای مکتوب برای علنی کردن و فراوری ایده‌ها استفاده کند.

پروتکل‌های امنیتی
کنشگران جدی تا پیش از شبکه‌سازی و تکثیر چند رهبر متعهد کارکشته، کمتر خطر می‌کنند. آنان به جای تمرین یک تنه شجاعت، با حضور واقعی و مستمر خود موجب حضور کسانی می‌شوند که نه تنها از شجاعت بهره دارند بلکه صفات دیگری در آن‌ها برجسته است که در یک نفر به تنهایی نمی‌تواند جمع باشد. چنین شجاعتی به آنان اجازه می‌دهد به جای نادیده گرفتن خطر به گونه‌ای با تکیه بر بایسته‌ها و حقوق جمع، درباره خطر سخن بگویند که موجب دلهره گروه نشود.
کنشگران، هوشمندانه در برخورد با سناریوهای احتمال دستگیری خود طوری برنامه‌ریزی می‌کنند که به جای آسیب به بدنه یا گروه، اخلاقیات و شیوه‌هایشان با شدت و شجاعت بیشتری از سوی کسان دیگری تمرین و اجرا شود.

نشانه هشدار:
گروه از گفتگو درباره سناریوهای دستگیری، پروتکل‌های امنیتی و شیوه برخورد هنگام بازجویی طفره برود و به گفتگوهای درگوشی و زمزمه‌های غیر رسمی بسنده کند. اگر افراد هنگام گفتگو درباره پروتکل‌های امنیتی معمول مثل شیوه محافظت از اطلاعات شخصی احساس پاکباختگی و یا شجاعت و از خود گذشتگی کنند نشانه خوبی نیست چرا که نشان می‌دهد حفاظت از اطلاعات شخصی به رویه سازمان تبدیل نشده است.

نشانه خوب:
افراد هنگام گفتگو درباره سناریوهای جدید فشار و خطر احساس آزادی کنند و ابزارهای شخصی چون خوش‌دلی یا بذله‌گویی‌های مختصر مجهز باشند و گفتگو درباره پروتکل‌های معمول امنیتی چون پاک نگه داشتن گوشی و یا کامپیوتر، دو گام کردن گذرواژه ایمیل، پاک کردن رد پای امنیتی، استفاده از پیام‌رسان امن برای ارتباط درون‌گروهی و مرور پروتکل‌های امنیتی در فضای فیزیکی قضیه‌ای عادی در گروه تلقی شود.

@davtalaborg