نقد سختی که باید از خود وعمل کرد خود انجام دهیم! ابوالفضل محققی

وقت آن نرسیده نتیجه کار خود نقد کنیم؟

غریو هزاران جوان، دختران و پسرانی که با عشق به زندگی و آزادی پای در میدان مبارزه ای نابرابر اما سخت افتخار آفرین با حکومتی جنایتکار ،وحشی و مسلح تا بن دندان  نهادند !به بهائی سنگین سرکوب شد.

جنبشی بزرگ و غرور آفرین که با نام رمز مهسا و پرچم “زن ،زندگی ،آزادی “شروع گردیده بود. رنگین شده از خون زیباترین فرزندان این آب و خاک برای مدت زمان نه چندان طولانی در محاق رفت.

جنبشی که می توانست با آن همه فداکاری و ایستادگی چهار ماهه به برکت  سینه های گشوده شده جوانان در برابر تیر جفای استبداد حاکم ،حمایت جانانه صد ها هزار انسان مهاجر ایرانی در سرتاسر جهان که افکار عمومی را بخود جلب کرده و حمایت ،فعالان عرصه سیاسی ،هنری،فرهنگی و اجتماعی را با خود همراه کرده بود .بیک انقلاب و دگرگونی اساسی منجر گردد.

اما دردا که به دلایل متعدد از خشونت حاکمی سخت مستبد، خودشیفته که ولایت از خدا گرفته و قدرت از شیطان به بی‌شرمانه ترین شکل ممکن جنبش را سرکوب می کرد !گرفته، تا عملکرد خود خواهانه  اپوزیسیونی که قادر نشد از غلاف باورهای سخت جان ایدئولوژیک و رفتار های شرطی شده چند ده ساله خود بیرون بیاید و نقشی در خور ایفا کند !
از نقش افرادی که بیشتر دل در گرو باورهای سکت ،منجمد و موقعیت  خود داشتند و توهم توانائی فردی و گروهی حامیان خود! تا غم خواری واقعی جنبش!

از محاسبات قدرت های پشت پرده جهانی که در مماشات با جمهوری اسلامی ! زمانی که  با دست پس می زنند و سپس با پا پیش می کشند و خاک در چشم مردم می پاشند . عدم حمایت بخش به اصطلاح خاکستری جامعه .همه دست بدست هم داده و مانع از این گردید  که جریان ها و افراد متعهدانه در قبال این همه فداکاری و از جان گذشتگی عمل نمایند. تعهدی که نماد اصلی آن همبستگی و تلاش جهت ایجاد یک ائتلاف گسترده و قدرتمند در خارج و تاثیر گذار و امید بخش در داخل می توانست باشد .

تمامی عناصر از اقبال و همبستگی ملیونی مهاجرین گرفته تا حمایت جهانی! همراه مردمی دردمند در ایران که  به امید و آرزو به این فضای ایجاد شده برای یک همبستگی تاثیر گذار نگاه می کردند این امکان را بوجود آورده بود که پایه های یک همبستگی ملی شکل گیرد و کاری کارستان در حمایت از جنبش داخل و عقب راندن حکومتی جانی صورت پذیرد .
اما دریغ  و درد که چنین نشد . من به ابعاد مختلف این خیزش و چرایی عدم حمایت بخش  به اصطلاح خاکستری جامعه نمی پردازم .

هدفم در این نوشته نشان دادن نقش مخرب افراد و جریان های خارج از کشور یا به اصطلاح اپوزیسیون خارج کشور است در قبال این خیزش.  فرصت سوزی است در آتش باور های دگم ،خود محور بینی ،گروه گرایی ،تحلیل های نادرست از شرایط و توانائی های فردی و  گروهی!توهم اقبال داخل کشور نسبت به این فرد یا فلان گروه ! تحلیل و عملکردی نادرست و غیر اخلاقی که ماحصل آن گسیختگی و تشتت در صف معترضان خارج و جری تر شدن و حکومت در داخل گردید.

آیا وقت آن نرسیده که هر فرد و گروه به نتیجه کار خود و لطمه ای که با عمل کرد خویش به این جنبش انقلابی وارد ساخت !به نقد خود بنشیند و تصویر خود را در آئینه روز ببیند؟وظیفه اخلاقی هر انسان،هر جریان سیاسی و اجتماعی  است که  به راه رفته و عمل کرد خود را در جامعه بدقت نگاه کند. نتایج حاصل از آن را در حیات شخصی و اجتماعی ارزیابی نماید.منصفانه  قضاوت و نتیجه گیری کند.چرا که هر فرد مطرح ،هر جریان سیاسی نسبت  به نقشی که در روند تحولات اجتماعی بازی می کنند مسئول و جوابگوست! از من قرار گرفته در انتهای جدول تا آقای رضا پهلوی ،حامد اسماعیلیون و دیگر تشکیل دهندگان گروه همبستگی مهسا.

از جریان های چپ ،تا جمهوری خواهان که بجای تلاش برای ایجاد فضایی سالم و تاثیر گذار جهت نزدیکی بیک دیگر!بر شیپور نفاق و دودستگی دمیدند! مسائل و مبارزه روز را که باید جواب داده میشد! در سایه قرار داده به مسائل فرضی که می توانست در آینده پیش بیاید پرداختند. نقد حال به نسیه فردا از کف دادند.

از سلطنت طلبانی که حرکات و عملکردشان در صحنه های عمومی تظاهرات ، از شعار های دل به هم زن تا عمل کرد های نه چندان کمتر از حزب الهی های رژیم آسیب رسان بر پیکر جنبش و همبستگی شکل گرفته پیرامون جنبش مهسا نبود!

از بر خورد ضعیف  و از نظر من غیر متعهدانه آقای رضا پهلوی  نسبت به آنچه می گفتند !بخصوص در قبال این قداره کشان و نهایت تسلیم شدن به سلطنت طلبان کهنه کار که در باغ سبز نشان دادند .اورنگ دل فریب هر چند فرضی  پادشاهی بر فراز سر ایشان گرفتند و با خارج کردنشان از گروه همبستگی ضربتی جانانه بر پیکر این همبستگی و افرادی چون من که با تمام وجود بی  هیچ چشم داشتی جز شادی و پیروزی مردم در سر نداشتیم وارد کردند. ضربتی هولناک تر بر باور وامید های مردم .شادی حکومتیان !اندوه مردمان!

از نقش اتحاد به هم زن جمهوری خواهان که ید طولایی در بحث و جدل ،از هم پاشاندن تشکل ها! ایجاد گروه های چند نفری اما پر سر و صدا دارند. بلایی که بر اتحاد جمهوری خواهان  نازل شد.حال همان لشگر پراکنده شده در گروه های متعدد همین بلا را بر سر هر تشکل و فردی  که به مذاق آن ها خوش نیاید وارد می سازند.

نقش مخرب جریان های چپ، مجاهدین ،سلطنت طلبان افراطی، برخی گروهای قومی ،جریان های مشکوک سایبری که جمهوری اسلامی دستی پر و گشاده در آن دارد را به ادامه مطلب می گذارم. نقدی سخت که باید از عمل کرد خود ارائه کنیم.

ادامه دارد

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»