جامعه کلنگی آمال خویش را با چهره خمینی در ماه و در مردی با عبای شکلاتی جستجو میکرد.
جامعه کلنگی یکی از مهمترین تحلیل و تفسیرهای سیرتاریخ سیاسی ایران بود که همایون کاتوزیان باتوجه به قدم های بزرگی که ایرانیان در سیر توسعه و اصلاحات سیاسی انجام دادند ارائه کرد.
در این تحلیل تمامی اقدامات سیاسی در جهت اصلاحات و تحولات گرچه با تلاش نخبگان و روشنفکران در برهه ای از تاریخ ایرانیان به وقوع پیوست اما به دلایلی که مهمترین آن عدم بلوغ و نبوغ سیاسی جامعه و درک مناسب از این رخدادها و همچنین پروژه ای بودن تحولات و اصلاحات آنهم از بالا به پایین موجب شد که این اقدامات با شکست و پرتاب به نقطه شروع و در مواردی بازگشت به عقب راشاهد باشیم.
نهضت مشروطه از گامهای مهم تاریخ ایران بود که به استبداد صغیر و در نهایت دیکتاتوری رضاخانی انجامید که به سلب ازادی های سیاسی،اجتماعی و ابتذال مجلس و قانون گذاری انجامید.
قیام ملی شدن صنعت نفت به رهبری مصدق و فضای باز سیاسی در دولت منتخب مردم با کودتای ۲۸ مرداد و سرکوب ، زندان و اعدام خاتمه یافت و دور تازه ای از استبداد و اقتدارگرایی پهلوی دوم رقم خورد.
انقلاب ۵۷ که آرمان آزادی خواهی،جمهوریت و عبور از استبداد را مطالبه کرد در کوتاه زمانی به اسارت استبداد دینی درآمده و با حذف ،حصر، اعدام و …منتقدین و معترضین همراه شد و از جمهویت جز پوسته ای باقی نماند و دیکتاتوری در نقاب دیگر بر مردم حکمران شد.
ابتذال اصلاحات به امید رفورمیست اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی در سال ۷۶ به وقوع پیوست اما از دل این اصلاحات حاکمیت یکدست و شارلاتانی ظهور کرد که به کشتار،حبس و محرومیت های اجتماعی حامیان جنبش سبز ختم شد.
آموخته های جامعه ی ایرانی در سالهای مشروطه تا به امروز نشان داد تجربه اصلاحات از بالا به پایین و همچنین بازگشت به عقب های پرهزینه نمیتواند ما در مسیر #به_زیستی و #به_سازی جامعه و ساختارهای مدنی نگه دارد و “جامعه کلنگی صفتی شایسته و بایسته برای ملتی است که آمال خویش را باچهره خمینی در ماه و در مردی با عبای شکلاتی جستجو میکرد“.
تجلی این آموخته ها و تجربه ها در جنبش مهسا نمایان شد جامعه ای سازنده،مبتکر، خلاق،خودمختار و خودمحور که زیست مطلوب را از درون خود و درخود جستجو کرده و هر گونه تغییر و اصلاح را از پایین به بالا به اربابان قدرت با نیروی مشارکت در گستره عمومی تحمیل کند و با ایستادگی بر مطالباتی که محصول خودآگاهی و ذهن اگاهی اجتماع ایرانی است خود را از کلنگی بودن برهاند و گام به گام دیوار استبداد و تمامیت خواهی را به عقب بکشاند.
ایستادگی جامعه و زنان بر حق آزادانه ی حجاب و دستآورد های جنبش مهسا ،چهره ی ایران را از جامعه ی کلنگی به جامعه ای سازنده تغییر داده است.