یکی از ابلهانهترین راهحلهایی که جمهوری اسلامی بکار میگیرد تا اعتراضات مردمی را خاموش کند سرکوب است که در قالب کشتار معترضان، اعدام، کورکردن، حبس، اخراج، تعلیق آنها و مانند آن جریان دارد.
سیاست سرکوب در حکومتهای تکسالار و توتالیتری چون جمهوری اسلامی با استراتژی پنهان آنها مرتبط است که در شکل بقا تکوین و ادامه مییابد نه رشد!
استراتژی بقا سبب شکلگیری دو ویژگی بارز در اینگونه دیکتاتوریها میشود:
۱- تحمیل انواع دردها به مردم از طریق گسترش فساد در جامعه؛
۲- ایجاد ترس در مردم درصورت اعتراض به دردهای ناروایی که بر آنها روا داشته میشود.
مطابق مدل مفهومی شکل ۴، گسترش فساد در جامعه توسط زمامداران جمهوری اسلامی سبب اعتراض مردم میشود. زمامداران جمهوری اسلامی بجای برچیدن بساط فسادِ مفسدان، اقدام به سرکوب معترضان میکنند.
![]()
سرکوب معترضان در کوتاهمدت، از یکسو موجب فروخفتن خشم و نفرت مردم میشود(حلقه تعادلی B1 در مدل چپ) و از سوی دیگر باعث گسترش بیشتر فساد توسط مفسدان میشود(حلقه بیثبات کننده R1 در همان مدل را ببینید).
مطابق مدل مفهومی شکل راست، سیاست سرکوب جمهوری اسلامی شاید در معترضانِ خاکستری (نه فعال) که چیزی برای از دست دادن ندارند ترس ایجاد کند ولی احساس ترس ایجاد نمیکند!
زمامدارانِ غالبا نادانِ جمهوری اسلامی باید بدانند؛ آنچه که باعث سکوت معترضان خاکستری میشود «احساس ترس» است نه خودِ ترس!
بالا رفتن احساس درد در معترضان خاکستری از یکسو و کمرنگ شدن احساس ترس در آنها از سوی دیگر؛ باعث بالارفتن سطح تحملناپذیری آنها میشود.
بههمین دلیل سرکوبها و اعدامها سبب میشوند تا حلقه تعادلی B1 در مدل مفهومی شکل چپ به حلقه بیثباتکننده R2 در مدل مفهومی شکل راست تبدیل شود که بهرغم همه فشارهای ناشی از سرکوبهای حکومت، بسیار محتمل خواهد بود معترضان فعال با همراهی معترضان خاکستری، در آیندهای نزدیک (احتمالا در خرداد یا تیر ۱۴۰۲) اقدام به خیزشی انفجاری و ناگهانی کنند. ![]()
نتیجه
به ازای هر ۱٪ افزایش در اعدامها و …، ۲۷٪ به احتمال خیزشهای سراسری و ۳۱٪ به احتمال سقوط ناگهانی ج.ا. افزوده میشود.