خروج کلمه از موقعیت و آغاز بدفهمی، مجتبی نجفی

گزاره‌ی “می‌بخشم اما فراموش نمی‌کنم” فاقد ارزش است

در اینکه دادخواهی نباید “کین‌خواهی” شود حرفی نیست؛ چون بر خلاف دادخواهی که بازتولید مناسبات عادلانه است، “کین‌خواهی” بازتولید خشونت می‌شود. اما در این گزاره‌ی “ما می‌بخشیم اما فراموش نمی‌کنیم” حرف بسیار است. به عبارتی شما نمی‌توانید کلمه را از موقعیتش جدا کنید. ارزش کلمه به شرایطی است که در آن کلمه خلق می‌شود. تصور کنید یکی شما را زیر مشت و لگد گرفته و شما مدام می‌گویید “می‌بخشمت ولی فراموش نمی‌کنم”. به نظر من این حرف مضحک است. چون خارج از موقعیت بیان می‌شود.

شما زمانی می‌توانید بگویید می‌بخشمت که خاطی، هم شما را به رسمیت شناخته باشد هم به خطایش اعتراف کرده باشد. احتمالا اثر شاهکار “مرگ و دوشیزه” از رومن پولانسکی را دیده باشید. زن قربانی تجاوز و شکنجه، آن دکتر نابکار را زمانی بخشید که اعتراف کرد و به سیاست نفی و انکار پایان داد. آنجا موقعیتی بود که زن قربانی می‌توانست تصمیم بگیرد می‌بخشد یا نمی‌بخشد. خاطی در نهایت اعتراف کرد و به سیاست نفی و انکار پایان داد.

اما این درباره جمهوری اسلامی بسیار مضحک است. یعنی به نظامی که از دهه شصت کشته و هنوز این کشته‌ها ادامه دارد و کمتر قتلی را بر عهده گرفته و اگر هم گرفته سیاستش ماستمالیزاسیون پرونده‌ها بوده، مدام بگویید “می‌بخشم اما فراموش نمی‌کنم”.

به عنوان کسی که اگر جنایتکار اعتراف کند، دوست دارم برای صلح،حداکثر تخفیف اعمال شود و همه اصول دادرسی عادلانه رعایت شود و خشونت در جامعه بازتولید نشود در حال حاضر این گزاره‌ی “می‌بخشم اما فراموش نمی‌کنم” را فاقد ارزش می‌دانم. چون بحث کلماتی است که ربطی به موقعیت‌شان ندارند. ما هنوز زیر ضرب و مشت و لگدیم. چه را ببخشیم؟ اصلا مگر طرف مقابل درخواست بخشش داده؟ اصلا مگر قتلی یا ظلمی را به رسمیت شناخته؟ اصلا مگر ما حق انتخاب بخشیدن یا نبخشیدن داریم؟ هر کلمه خارج از موقعیتش بی ارزش می‌شود. من زمانی می‌توانم بگویم می‌بخشم که امکان انتخاب داشته باشم.

کانال نویسنده