پس از شکست ائتلاف اوپوزیسیون در ماههای گذشته، اختلافات میان آنها و گروهها منتسب به آنها شدت گرفت و هر گروه مطالبی را علیه دیگری در شبکههای اجتماعی منتشر میکرد. با این حال، ارزیابی روشنی از تأثیر این حملات گروههای اوپوزیسیون به یکدیگر وجود ندارد و مشخص نیست که این حملات چقدر بر محبوبیت هر یک از چهرهها اثر گذاشته است.
بررسی دادههای توییتری برای فهم این موضوع و ارزیابی از تأثیر حملات گروههای اوپوزیسیون به یکدیگر، میتواند مفید باشد؛ چرا که بسیاری از حامیان چهرههای اوپوزویسیون در توییتر فعال هستند و کنشگری میکنند.
بر همین اساس، با بررسی میانگین لایک رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون و مسیح علینژاد میتوان تصویری از میزان محبوبیت آنها و کاهش آن پس از شکست شورای ائتلاف ارائه کرد.
همانگونه که در تصویر زیر مشخص است، با مرگ مهسا امینی در سپتامبر ۲۰۲۲ (شهریور ۱۴۰۱) میانگین لایکهای توییتهای حامد اسماعیلیون و رضا پهلوی بهشدت افزایش یافت؛ این امر در مورد حامد اسماعیلیون شدیدتر بوده است و لایکهای توییتهای او در آن مقطع جهش فراوانی داشته است.
از دسامبر سال گذشته (اواسط آذر ماه) این روند صعودی متوقف شد و میانگین لایکهای پهلوی و اسماعیلیون کاهش یافت؛ در ژانویه (نیمه دی تا بهمنماه) و همزمان با ائتلاف چهرههای اوپوزیسیون، اقبال به این چهرهها در توییتر مجددا افزایش یافت.
اما عمر اقبال به چهرههای اوپوزوسیون چندان دوام نیافت؛ کمتر از دو ماه پس از آغاز توییت مشترک چهرههای اوپوزوسیون در شب اول ژانویه، اختلافات میان آنها شدت گرفت و حمایت از هر یک از چهرههای اوپوزیسیون از ماه مارس (اواسط اسفند) سال جاری کمتر شد. البته خلوت شدن خیابان و کاهش اعتراضات نیز احتمالا در این موضوع تأثیر گذار بوده است.
نکته جالب اینجاست که میانگین لایکهای مسیح علینژاد در طول اعتراضات تفاوت محسوسی با گذشته نداشته است.
در میان چهرههای بررسی شده، مسیح علینژاد بیشترین کاهش لایک را داشته است و میانگین لایک او در پایان ماه می (تا ۱۰ خرداد) نسبت به ماه فوریه (نیمه بهمن تا نیمه اسفند) ۵۹ درصد کاهش داشته است؛ پس از او حامد اسماعیلیون بوده است که میانگین لایک او در ماه می ۵۴ درصد نسبت به فوریه کمتر بوده است.
میانگین لایک رضا پهلوی در ماه می نسبت به ماه فوریه کمترین کاهش را داشته و فقط ۲۳ درصد کاهش یافته است؛ امری که نشان میدهد وفاداری هواداران رضا پهلوی بیشتر از حامیان اسماعیلیون یا علینژاد است که در تلاطمهای گذشته باز هم از او حمایت میکنند.
بررسی میانگین لایکهای چهرههای شاخص اوپوزیسیون در طول یکسال گذشته و خصوصا پس از شکست شورای ائتلاف نشان میدهد که وفاداری به رضا پهلوی، بیشتر از وفاداری به اسماعیلیون یا علینژاد است.
این امر در میزان فالوئر این چهرههای شاخص نیز محسوس است؛ همانطور که در تصویر زیر مشخص است، با آغاز اعتراضات فالوئرهای حامد اسماعیلیون رشد بسیار سریعی داشت؛ بهنحوی که فالوئرهای او در ابتدای دسامبر نسبت به ابتدای سپتامبر بیش از ۴برابر رشد داشته است.
اما روند افزایش فالوئرهای حامد اسماعیلیون و همچنین مسیح علینژاد با بازگشت آرامش به خیابان از یکسو و شکست شورای ائتلاف از سوی دیگر نهتنها متوقف شد بلکه روندی نزولی بهخود گرفت؛ امری که برای یک شخصیت شناختهشده نشانه مثبتی نیست. با کاهش حمایت از اسماعیلیون، حالا اسماعیلیون و علینژاد تقریبا به یک اندازه فالوئر دارند.
برخلاف اسماعیلیون و علینژاد، روند افزایش فالوئرهای رضا پهلوی متوقف نشده است و علیرغم شکست شورای ائتلاف، او بیش از آنکه فالوئر از دست بدهد، فالوئر جذب میکند. دلیل این امر را میتوان توأمان حمایتهای سازماندهی شده و حمایتهای طبیعی و اورگانیک از او دانست؛ دادهها نشان میدهد که این نوع حمایت و هواداری از اسماعیلیون و علینژاد کمتر دیده میشود.
همانطور که در گزارشهای پیشین اشاره شد، بهنظر میرسد رضا پهلوی در توییتر محبوبتر از حامد اسماعیلیون و مسیح علینژاد است و شکست شورای ائتلاف کمتر به او صدمه زده است. اما هرگاه راجع به توییتر صحبت میشود، این سؤال پیش میآید که نقش اکانتهای فیک در این حمایتها چیست و اگر تأثیر این اکانتها حذف شوند وضعیت چه تغییر میکند.
اقدامات سازماندهیشده با کمک اکانتهای جعلی، یکی از رفتارهای شایع در میان هواداران گروهها و چهرههای سیاسی است که در ادبیات علمی با عنوان Coordinated inauthentic behavior یا «رفتار غیر اصیل هماهنگشده» شناخته میشود. این نوع از اقدامات در فضای توییتر فارسی نیز بسیار شایع است.
یکی از روشهای شناسایی این اقدامات غیر اصیل در توییتر، بر اساس میزان لایک و ریتوییت یک اکانت است. بهطور طبیعی، یک توییت به ازای حداقل ۶-۷ لایک، یکبار ریتوییت میشود.اما زمانی که تعداد ریتوییت یک اکانت بهشکل غیر طبیعی بالا میرود، این نسبت کاهش پیدا میکند و این امر میتواند علامت اقدامات غیر اصیل و سازمانیافته باشد.
چنین اقداماتی در طول یکسال گذشته راجع به چهرههای اوپوزیسیون نیز انجام شده است و تعداد ریتوییت آنها بهطور مصنوعی بالا برده شده است. تصویر زیر نسبت لایک به ریتوییت هر یک از این چهرهها را نشان میدهد.
همانطور که مشخص است تا پیش از مرگ مهسا امینی و آغاز اعتراضات در سپتامبر ۲۰۲۲، نسبت لایک به ریتوییت حامد اسماعیلیون بین ۸ تا ۱۴ بوده است؛ یعنی آن که توییتهای او در آن مقطع به ازای هر ۸ تا ۱۴ لایک،یکبار ریتوییت میشده است. اعدادی که در فضای توییتر طبیعی بهنظر میرسد.
اما همین نسبت راجع به رضا پهلوی و مسیح علینژاد تا پیش از اعتراضات بین ۴ تا ۵ بوده است؛ قیاس اکانت این دو نفر با حامد اسماعیلیون نشان میدهد که تا پیش از اعتراضات، حمایت سازمانیافته از این دو اکانت بیشتر از حمایت سازمانیافته از اسماعیلیون بوده است.
اما با آغاز اعتراضات، فضای توییتر تغییر کرد؛ در حالی که تا پیش از اعتراضات حامد اسماعیلیون حمایت سازمانیافته و غیر اصیل دریافت نمیکرد، با آغاز اعتراضات بهشدت از این حمایتها بهره برد تا جایی که نسبت لایک به ریتوییت او تا عدد ۲ پایین آمد (یعنی تعداد ریتوییتهای بسیار زیاد و غیر طبیعی).میتوان گفت در ماههای اولیه اعتراضات، بیشترین حمایت سازمانیافته و غیر اصیل از حامد اسماعیلیون صورت گرفته است.
این امر در مورد پهلوی و علینژاد نیز دیده میشود و آنها نیز حمایتهای سازمانیافته غیر اصیل بیشتری نسبت به قبل دریافت میکردند (نسبت لایک به ریتوییت آنها نیز زیر ۴ آمد). اما از آنجایی که این دو نفر پیش از اعتراضات هم چنین حمایتی دریافت میکردند، شیب این تغییرات چندان شدید نبود.
با تداوم اعتراضات، این روند همچنان ادامه یافت؛ با این تفاوت که حمایتهای سازماندهیشده از حامد اسماعیلیون به مرور کاهش یافت و با شکست شورای ائتلاف، نسبت لایک به ریتوییت او به حدود عدد ۵ بازگشت؛ هرچند هیچگاه شرایط برای او به مانند قبل از اعتراضات نشد.
این نمودار بهخوبی حمایت واقعی و طبیعی از یک اکانت را در قیاس با حمایت سازماندهیشده و غیر طبیعی را نشان میدهد (روندی که اسماعیلیون طی کرده است را مشاهده کنید).در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که هر سه چهره شاخص اوپوزیسیون، درکنار حمایتهای طبیعی و اورگانیک، از حمایتهای سازمانیافته و غیر اصیل برخوردارند؛در آغاز اعتراضات بیشترین شدت این نوع حمایتهای سازمانیافته از اسماعیلیون انجام شده بود اما به مرور کاهش یافت و اکنون پهلوی و علینژاد بیشتر از این نوع حمایتها برخوردارند.
با در نظر گرفتن میزان محبوبیت چهرههای اوپوزیسیون در دو گزارش پیشین (اینجا و اینجا) میتوان گفت یکی از دلایلی که رضا پهلوی محبوبتر از سایر چهرههای اوپوزیسیون بهنظر میرسد به همین حمایتهای سازمانیافته بازمیگردد.
البته این گزاره به این معنا نیست که همه حمایتها از رضا پهلوی جعلی وسازماندهیشده است. از آنجایی که این حمایتهای سازمانیافته از هر سه چهره انجام میشود،میتوان گفت که همچنان رضا پهلوی در قیاس با سایر چهرههای اوپوزیسیون محبوبتر است و هوادارانش به او تا حد زیادی وفادارند. اما درمورد شدت این محبوبیت کمی باید تردید کرد چرا که حمایتهای سازمانیافته به اعداد ضریب میدهند.
با توجه به گزارشهای پیشین نکته قابل توجه دیگر وضعیت مسیح علینژاد است؛ کسی که علیرغم بیشترین حمایتهای سازمانیافته باز هم در قیاس با پهلوی و اسماعیلیون از محبوبیت کمتری برخودار است.
کانال تحلیل شبکههای اجتماعی مجازی