«چالش‌های سیاست‌ورزی ملی» در بلوچستان،‌ محمدرضا کربلایی

پرچم مبارزه در دست کنشگرانی غیرحرفه‌ای وتشکلهای صنفی

بحث و مناقشه درباره امکان یا امتناع سیاست‌ورزی در کشور جدی است. عده‌ای آن را حتی در صورت امکان هم خالی از فایده می‌دانند. برخی از صاحب‌نظران با طرح این سؤال که «چرا تاریخ سیاست‌ورزی و حکمرانی ما ناموفق است» در صدد علت‌یابی و ارائه راهکار برای برون‌رفت از یک معضل دیرپا برآمده‌اند. برخی دیگر نسبت به مشاهده نشانه‌ای از تمایل حاکمیت به اصلاح و پرهیز از اشتباهات گذشته و حال تردید جدی دارند و معتقدند «روش‌های تجربه‌شده اگر نگوییم ممتنع شده، دستکم به صخره ستبر بن‌بست برخورد کرده است و مردم هم حق دارند از آن مثل خود نظام حاکم نومید شوند».

در این میان جمعی دیگر ضمن تأیید اینکه «سیاست‌ورزی در شکل کلاسیک آن به خاطر فاصله و گسستی که بین حاکمیت و ملت رخ داده دچار ناکارآمدی و انسداد شده»، اما تأکید می‌کنند «درواقع از اشکال شناخته‌شده مثل انتخابات و تلاش برای به دست گرفتن موقعیت‌های سیاستی و مدیریتی، به سمت جامعه و سیاست‌ورزی مدنی یا سیاست‌ورزی اعتراضی سیال نقل مکان کرده است».

به نظر می‌رسد این دیدگاه واقعیت جاری در سپهر سیاسی کشور را به شکل بهتری توضیح می‌دهد. در شرایط امروز کشور گونه‌هایی از سیاست‌ورزی در جریان است که بار آن بر دوش احزاب و جریانات سیاسی شناخته‌شده که قاعدتاً باید موتور محرکه سیاست‌ورزی جدی در کشور باشند قرار ندارد،  بلکه کنشگرانی غیرحرفه‌ای از میان جوانان و زنان و مردان جامعه و برخی تشکل‌های صنفی پرچم آن را بر دوش گرفته‌اند و آن را با قوت و ممارستی تحسین‌برانگیز برافراشته نگه داشته‌اند. سیاست‌ورزی جنبشی و اعتراضی عنوانی است که بر تحرکات سیاسی غیرحکومتی و غیرحزبی اخیر نهاده شده است. یکی از نمادهای شاخص سیاست‌ورزی اعتراضی جاری، کنشگری مستمر مولوی عبدالحمید، روحانی برجسته اهل سنت است.

از نیمه سال گذشته تاکنون زاهدان، مسجد مکی و مولوی عبدالحمید در کانون اخبار جنبش اعتراضی مردم ایران قرار گرفته‌اند، درحالی‌که بلوچستان و روحانیت اهل سنت در جریان انقلاب در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، کمترین مشارکت را داشتند و کاملاً در حاشیه قرار گرفته بودند. تغییرات اجتماعی ناشی از رشد شهرنشینی، افزایش سطح سواد عمومی و بینش سیاسی و همچنین بهره‌گیری از تکنولوژی و ارتباطات نوین، چنان بر تعاملات میان حاکمیت و مردم اثر گذاشته که به برآمدن حاشیه بر تارک متن منجر شده است. روحانیت اهل سنت کم و بیش منفعل پیشین، اینک در پاسخ به مطالبه‌گری جامعه تحول‌یافته خود جایگاه انکارناپذیری در متن خیزش اجتماعی مردم ایران به دست آورده است!

در ماه‌های اخیر، مولوی عبدالحمید از جایگاه امامت جمعه که جایگاهی متفاوت و ورای احزاب و جریانات سیاسی است، توانسته به‌عنوان یک کنشگر سیاسی مستقل، آن دسته از عملکرد نهادها و سیاست‌های نظام را مورد اعتراض قرار دهد که منجر به رعایت حقوق و برآورده شدن انتظارات مردم نشده است. اگرچه او در دهه‌های گذشته همواره در بزنگاه‌های سیاسی مانند انتخابات‌ها حضور داشته و در مقاطعی برای طرح مطالبات مردم به اعلام موضع پرداخته بود، اما هرگز به‌عنوان یک چهره سیاسی شناخته نمی‌شد و عمدتاً در موقعیت یک رهبر مذهبی و روحانی مورد شناسایی قرار می‌گرفت، اما از هشتم مهرماه سال گذشته که واقعه جمعه خونین زاهدان رقم خورد و با تیراندازی نیروهای انتظامی به مصلی و نمازگزاران جمعه، ده‌ها نفر کشته و مجروح شدند، او به دوره‌ای تازه و متفاوت از حیات اجتماعی خود قدم گذاشت یا بهتر است گفته شود پای او به عرصه جدیدی از فعالیت اجتماعی و سیاسی کشانده شد!

منبع:‌ چشم‌انداز ایران شماره ۱۳۹

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»