هیچگاه درصدد ضربه زدن به اعتماد شما نبودهام و نیستم
این متن برای پاسخ به ابهامات پیش آمده حول مسائل مطرح شده راجع به دوران بازداشتم میباشد که پیش از این در نوشتاری توضیح داده شده و اکنون بر حسب وظیفه به مردم اطلاع داده میشود.
شب سی و یکم شهریور ماه ۱۴۰۱ حین مصاحبه با ایراناینترنشنال متوجه شدم که عدهای افراد مشکوک در تلاش برای ورود به محل مصاحبه (شرکت محل کارم) هستند. در نتیجه اقدام به فرار از دست مهاجمین کردم. با این حال از آن جا که همواره شاهد بروز سوانح «اتفاقی» بسیاری در این کشور بودهایم، عزم داشتم و اعلان عمومی هم کردم که شنبه (دوم مهرماه) به دادسرا خواهم رفت. روز شنبه به محض مراجعه به دادسرا -همانطور که از فیلمهای باقی مانده از آن روز به مستند مانده است- وحشیانه تلاش برای ربودنم کردند که با مقاومت و حمایت مردم و خانواده بازداشت شدگان مقابل زندان، موفق به این کار نشدند. در حین این درگیری به پا، گردن و کتفم صدمه شدیدی وارد شد که البته در میانه درگیری تصوری از حجم آسیب دیدگی نداشتم، اما پای چپ من آسیب جدی (شکستگی یا ترکخوردگی) دیده بود که البته بعد از مدت طولانی که در زندان سپری شد آثار آن تا آزادی از زندان رو بهبود رفت. اما همچنان آسیب و مشکل جدی در زانو (مینیسک)، دو مهره گردن و کتف و شانه چپ دارم که در حال درمان میباشم.
با ورود به دادسرا، اعلام شد اشخاصی را که در پی ربایش من بودند را نمیشناسند و در ادامه در ورودی بند ۲۰۹ یک مامور امنیتی اظهار کرد که «خوب کردی با آنها نرفتی میخواستند ببردنت جای دیگری». من در اعتراض به این حجم از اقداماتی که حتی مطابق قوانین بدوی این حکومت هم غیرقانونی تلقی میشود و برای رساندن صدای اعتراض نسبت به چنین اقداماتی که نامی جز «آدمربایی» نمیتوان به آن اطلاق کرد، دست به اعتصاب غذای خشک زدم که حدود ۵ روز ادامه داشت. در ادامه در اعتصاب تر بودم که مدت زمان این شکل از اعتصاب غذا نیز مجموعا ۶۴ روز بود. با تشدید فشار نیروهای امنیتی دوباره دست به اعتصاب غذای خشک زدم که حدود دو روز طول کشید و در نهایت منجر به انتقال من به بند ۴ زندان اوین و هماتاقی با آقایان امیرسالار داوودی، سعید مدنی، مهدی محمودیان، جعفر پناهی، محمد رسولاف، مصطفی تاجزاده، علی یونسی، محمدرضا جلائیپور، امیرحسین مرادی و حسین رزاق شد.
هماتاقیهایم که برخی از آنها نظر فکری و سیاسی با بنده اختلاف نظرهایی دارند هم تایید کردهاند در دوران بازداشتم در بند ۴ در اعتصاب بودهام. مجموع اعتصاب غذای خشک من در زندان حدود ۱۲ روز بود که مطلقا لب به آب و غذا نزدهام و در سایر این دوران (۵۲ روز) هم در اعتصاب تر بودم که در طی آن تنها آب و چای مینوشیدم و به ندرت نمک یا قند مصرف کردهام. در تمام این مدت و تا از روز دوم تا روز ۳۹ام دسترسی به تلفن نداشتم. همانطور که در متنهایی که پس از آزادی نوشتهام شرح داده شده است در این مدت اطلاعی از اخبار مربوط به پای شکسته نداشتم و توسط زندانیان مطلع شدم و طبعا زمانی که بعد از مدتها و پس از اعتصاب غذای خشک ۵ روزه خود که در اعتراض به این اقدامات غیرقانونی در پیش گرفته بودم، با انتقال به بند ۴ به تلفن دسترسی پیدا کردم. و به خانواده اطلاع دادم که پایم نشکسته و خواهرم در اینستاگرام خود این مطلب را منتشر کرد اما بنا به فضای ملتهب دوران متاسفانه به خوبی دیده نشد.
به هر روی با اخبار منتشر شده حول مسئله شکستگی پا، جناب آقای سیاوش حاتم نیز در رشتهتوییتی در مورد این مسئله اطلاع رسانی کردهاند که این خبر نه از طریق خانواده اینجانب بلکه از طریق اطلاعاتی که ایشان در اختیار دوستان ما قرار دادند و البته اشتباهی که دوستان ما در بررسی نکردن دقیقتر خبر داشتند پخش شده بود. این نوع اشتباهات متاسفانه پیرو اخباری که در رابطه با نگهداری من در بیمارستان «نجمیه» پخش میشد نیز به چشم میخورد.
حبس اطلاعات و انتشار هدایت شده شایعات بخشی از روند سرکوب و بیاعتبارسازی مخالفان است. کمااینکه پیشتر هم با کسان دیگری چنین کردند.
از آن بدتر تبدیل شدن این روند بیاعتباری به کارت بازی گروههای سیاسی مخالف علیه یکدیگر و همراهی با پروژههای امنیتی است.
که البته بخشی از مسئولیت به گردن دوستانی بود که بدون کسب اطمینان به انتشار اخبار دست زدند و بخش دیگر نیز به خاطر ذات فضای پر اضطرابی بود که فضا را قبضه کرده بود.
این توضیحات برای خاتمه دادن به بحثها و انتفادات نبود و همواره باور دارم که چهرههای سیاسی میبایست در معرض اذهان عمومی زیر ذره بین باشند. محرک نوشتن این پیام تمام دوستانی بودند که پیرو بحثها و ابهامات پیش آمده نیاز به پاسخگویی از جانب بنده را حس کردند. به تمام ملت ایران عرض میکنم که اینجانب هیچگاه در صدد ضربه زدن به اعتماد شما نبوده و نیستم و همچنان معتقدم در باب حس مسئولیتپذیری نسبت به همه ابهامات و عملکردها پاسخگو باشم. ایراداتی که در انتشار اخبار اینجانب پیش آمده را به حساب اضطراب دوستان و خانواده و تحت فشار بودن در دوران بازداشتم بگذارید که از همان لحظه آزادی نیز تلاش به تصحیح آنها کردهام. نه تنها من که بسیاری اگرچه کامل نیستیم و ممکن است ایراداتی در کارمان باشد هیچگاه پنهانکاری با مردممان نداشته و نخواهیم داشت.
از این رو تمام ادعاهایی که خارج از توضیحات ارائه شده میباشد را رد میکنم و از مدعیان، درصورتی که صداقت دارند، دعوت میکنم تا مدارکشان را ارائه کنند. از باب برخی موضوعات طرح شده نیز امیدوارم بهزودی آقای سعید مدنی آزاد شوند و پس از آن بهعنوان یکی از کسانی که در طول تمام مدت زندان کنارم و پیگیر کارم بود در صورت صلاحدید و تمایل اطلاعرسانی کنند. همیشه پاسخگوی ملت ایران خواهم بود.
اطلاعات تکمیلی:
– ۲ تیر ۱۳۹۸، بعد از ۹ سال و ۶ ماه با صدور قرار موقوفی تعقیب بدلیل عدم تحمل کیفر (به دلیل از کار افتادگی کلیه چپ و عملکرد بسیار ضعیف آن بدون تخلیه کلیه، مشکلات گوارشی و ستوان فقرات) آزاد شدم.
– پست خواهرم سکینه رونقی در اینستاگرام در خصوص هیدرونفروز کلیهها (با وجود از کارافتادگی و عملکرد بسیار ضعیف و تخلیه نکردن کلیه چپ)، وضعیت مثانه، پروستات، سیستم گوارشی، اعلام وضعیت پای آسیب دیده (چپ)، ورم مچ پای راست بهخاطر مشکل کلیه.
https://www.instagram.com/p/CkycfbUN7Qm/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
– اطلاعرسانی خواهرم در خصوص وضعیت جسمانی بعد از اعتصاب خشک و اجازه تزریق سرم رینگر.
https://www.instagram.com/p/ClCHfX5upIg/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
– اظهارات سیاوش حاتم در مورد خبر شکسته شدن دو پای حسین رونقی
– هشدار جعفر پناهی و محمد رسولاف درباره اعتصاب خشک حسین رونقی: جان او در خطر جدی است
بخش اول مطلب: («ولی من همکاری نمیکنم. اگر مجبور به همکاری شوم، آنوقت خودم را میکشم».)
از گفتن آنچه رخ داده نه واهمه دارم، نه خجالت میکشم، من هم انسانم، از گوشت و پوست و استخوانم، درد میکشم، رنج را میفهمم و آسیب میبینم، کم میآورم، اشتباه میکنم، اما همیشه سعی میکنم همانی باشم که هستم، امروز هم نوشتم تا حداقل بعد از روزها بیخوابی و ناآرامی کمی آرام شوم.
– تصاویر پس از چند روز از اتمام اعتصاب و دریافت سرم
وضعیت پای چپ پس بهبود:
– اسامی همبندانیان که زندان کنارم بودند.
آنچه مسلم است همه ما که در عرصه عمومی و سیاسی فعالیت داریم باید پاسخگویعملکرد، رفتار و ابهامات باشیم و پاسخگو خواهیم بود.
همچنان میگویم تمام ویدیوها و گزارش پزشکها تا روز ۳۹ اعتصاب غذا در بند ۲۰۹ و پس از آن توسط سازمان زندانها ثبت و ضبط شده است، که از قوه قضاییه میخواهم همه مستندات تصویری و مکتوب را بهصورت کامل برای افکار عمومی منتشر کند. همچنین تمام چهار جلد پرونده اخیر وزارت اطلاعات و دو جلد پرونده اطلاعات سپاه ثارالله و تمام اظهارات مکتوب اینجانب را عمومی در اختیار مردم قرار دهید.
کانال نویسنده