شورش ۲۴ ژوئن پریگوژین و سرانجام مصالحه طرفین منازعه پرسش های زیادی را برانگیخته است.چرا پریگوژین شورش کرد؟هدف وی چه بود؟چرا کمتر از 24 ساعت از عملیات نظامی از درگیری در پشت دروازه های شهر مسکو صرف نظر کرد؟چرا پوتین با فردی که خائن اش خوانده بود،سازش کرد؟این حادثه چه پیامدهایی بر نخبگان در قدرت و جامعه روسیه خواهد داشت؟فرجام پوتین و حکومت اش چه خواهد بود؟جنگ اوکراین نیز از این شورش یک روزه متاثر خواهد شد؟
در پاسخ به این سوالات می توان راه آسان تر را برگزید و با توسل به نظریه های توطئه این شورش را نوعی جنگ زرگری برای ثبیت قدرت شکننده پوتین پس از جنگ اوکراین قلمداد کرد.در این پاسخ مفروض گرفته می شود که پیش از نافرمانی واگنر ساخت و پاختی میان پریگوژین و پوتین انجام شده بود و شورش صرفا یک صحنه آرایی و خیمه شب بازی برای بالا بردن دوباره پوتین پس از شکست های سریالی در اوکراین بود.اما این پاسخ بسیار تقلیل گرایانه است و ما را از درک و فهم بسیاری از واقعیت های نهان و آشکار 24 ژوئن و پیامدهای آن محروم می کند.من در اینجا تلاش می کنم با نگاهی واقع بینانه تر آنچه را روسیه روز شنبه پشت سر گذاشت ؛تحلیل کنم:
یکم. مانور نظامی پریگوژین حتما ناموفق بود.به نظر می رسد رهبر گروه واگنر دچار سوءمحاسبه بزرگ شده بود.هدف اولیه از بازی پریگوژین در صبح شنبه حمله به شویگو وزیر دفاع و گراسیموف رییس ستاد کل نیروهای مسلح بود.او با مانور نظامی می خواست پوتین را تحت فشار بگذارد که این دو را از ساختار نظامی حذف کند.او در عین حال بر حمایت برخی چهره های موثرو ذینفوذ در مسکو حساب ویژه ای باز کرده بود.اما هیچ کدام از این اهداف محقق نشد؛پوتین نه تنها به خواسته وی تن نداد بلکه رفیق سابق و واگنر را در لیست خائنین قرار داد.همچنین برخلاف محاسبه پریگوژین هیچ چهره مهمی در قدرت حتی رییس سرویس امنیت داخلی یا رییس سرویس حفاظت کرملین به پشتیبانی از وی برنخواستند.در چنین شرایطی این بازی حتما با مرگ پریگوژین تمام می شد.در واقع شانس زنده ماندن وی از درون این شورش بسیار ضعیف بود.پس در اینجا عقل حکم می کرد که لوکاشنکو رفیق قدیمی دیگر خود را واسطه کند تا عقب نشینی وی مورد پذیرش تزار کرملین قرار گیرد و البته بخت با او یار بود و اینچنین هم شد.
دوم. در این دوئل، پوتین هم عقب نشینی های بی سابقه ای کرد؛مشخص نیست که پوتین پس از اینکه پروگوژین را بطور علنی به خیانت متهم کرد؛چگونه حاضر به مصالحه و عبور از این خط قرمز شد.این قطعا ضربه ای به اعتبار و وجهه وی وارد می کند.فراموش نکنیم وقتی که یک نیروی ۲۵ هزار نفری مرکز فرماندهی عملیاتی روسیه در جنگ اوکراین را در جنوب تصرف می کند و سپس با تمام تجهیزات سبک و سنگین و البته بدون کمترین مزاحمت به ۳۰۰ کیلومتری مسکو می رسد،بزرگترین تهدید موجودیتی برای حکومت پوتین در طول دو دهه گذشته شکل می گیرد و همین مساله معنا و عواقب چنین عقب نشینی از سوی پوتین را دوچندان می کند.شاید یکی از معانی آن ضربه به نوع حکومت ورزی پوتین باشد.رییس جمهور روسیه همواره تلاش کرده است از طریق تز تفرقه بینداز و حکومت کن؛ساختارهای موازی را بوجود آورد تا از درون آن بالانسی ایجاد شود که او صرفا به تماشای رقابت گروههای رقیب خودساخته و بالانس شدن این نیروها از طریق همین رقابت ها بنشیند.او با این کار می خواست دور از دسترس و مصون از خطر باشد.فلسفه شکل گیری واگنر هم به همین مساله بازمی گردد:یعنی ایجاد ساختار موازی در برابر وزارت دفاع و نیروهای مسلح.اما شورش پریگوژین نشان داد که این مدل دیگر کار نمی کند و او در دسترس قرار گرفته است؛چرا که جناح های رقیب دیگر از او نمی ترسند.در اینجا خطر حذف وجود دارد؛تاریخ روسیه نیز این را گواهی می دهد.حتی اگر پوتین حذف یا ترور نشود،اقتدار گذشته خود را نخواهد داشت.براین اساس باید بگوییم که” زره پوتین سوراخ شده است” و این یعنی اینکه ما تازه در اولین اپیزود از عصر جدید افول در قدرت و نیروی کنترل ساکن کاخ کرملین هستیم.
سوم.شبکه نخبگان در قدرت ،نهادهای بوروکراتیک و حتی حلقه داخلی پوتین این سوال را احتمالا بارها در میان خود به بحث خواهند گذاشت که چرا پوتین اینقدر قبل و پس از شورش ۲۴ ژوئن در برابر پریگوژین از خود مدارا نشان داد.در چنین شرایطی نخبگان در قدرت بیش از گذشته بویژه پس از گرفتار شدن مسکو در اوکراین این احساس را خواهند داشت که اوضاع در حال دگرگون شدن و از دست رفتن است؛بنابراین خود به خود کار به طرح سوالات اساسی تر خواهد رسید:چگونه به این وضعیت رسیدیم؟چرا ثبات از قدرت رخت بربسته است؟پوتین کجاست و چه می کند؟در گذشته شمه ای از این سوالات نیز در ذهن نخبگان شکل نمی گرفت؛چرا که مفروض ذهنی شان استمرار ثابت و اقتدار در حکومت ورزی پوتین بو
چهارم.این شورش در کوتاه مدت به شبکه نزدیکان پریگوژین در درون حلقه قدرت آسیب های جدی وارد خواهد کرد.آنها از این پس باید ثابت کنند چنین نزدیکی و ارتباطی نه ارگانیک بلکه از روی حادثه بوده است؛پس ضروری است در مقطع زمانی جدید وفاداری خود را به پوتین نشان دهند.همچنین ناکامی این شورش سبب ساز حذف رسمی گروه واگنر از مناسبات قدرت در روسیه خواهد شد.
پنجم:این شورش یک روزه بطور حتم شکاف ها در جامعه روسیه را تعمیق خواهد کرد و نوعی دو قطبی فزاینده را بوجود می آورد؛از یک طرف بخشی از جامعه از پریگوژین حمایت خواهد کرد چرا که نگران آینده جنگ اوکراین و ارتش فاسد و ناکارآمد است.اما در طرف مقابل با جماعتی روبرو خواهیم بود که براین باور تکیه دارند که باید در هر شرایطی و تحت هر قیمتی در کنار دولت قرار گیرند.چنین شکافی از این پتانسیل برخوردار است که جامعه را به سمت و سوی خشم و خشونت فزاینده رهنمون کند و اینچنین شبح جنگ داخلی بر روسیه سنگینی خواهد کرد.
ششم:شورش ۲۴ ژوئن احتمالا موازنه را در صحنه نبرد به سود اوکراین تغییر خواهد داد.با گشایش جبهه دوم در درون سرزمین روسیه و حذف واگنر از معادله جنگ و حواس پرتی ناشی از شورش اخیر و احتمال تکرار چنین شورش هایی در آینده خلا قدرتی ایجاد می شود که خود به خود بر آتش ضد حمله های نیروهای اوکراینی می افزاید.
اگر در تله تئوری های توطئه نیفتیم؛جهانی به وسعت همین جزئیات ریز و درشت به رویمان گشوده خواهد شد./مطالعات ایران
هادی خسروشاهین پژوهشگر مسائل بین الملل
کانال مطالعات ایران