چند روزی است پانتهآ اقبالزاده، مترجم جوان، در بین ما نیست. در نامه ای که به پدرش نگاشته صریح نوشته:”انگیزهای برایم نمانده،…به خاطر وضعیت مملکت امیدی به دوباره ایستادن و موفق شدن ندارم.” این نامه اینقدر دردناک است که خود متنی مهم برای تحلیل یک وضعیت پیچیده است. قصد من هم نه مذمت خودکشی است نه مدح آن. چون در این مقام هم نیستم. پایان دادن به زندگی را اگر چه درست نمیدانم اما حق خستگان میدانم.
چند ماه پیش متنی نوشتم و با اشاره به خودکشی اشتفن تسوایک نویسنده اتریشی و همسرش که از نازیسم آلمان به ستوه آمده بودند و در نهایت در تبعید به زندگی خود پایان دادند تلویحا از دوستان مخاطب این صفحه خواستم اگر فکر خودکشی هستید به یاد این نویسنده مشهور بیفتید که اگر سه سال دیگر صبر میکرد خُرد شدن استخوانهای نازیسم را با چشمانش میدید. دیدن خُرد شدن استخوانهای استبداد دینی هم نه تنها سه سال که سی سال در زیستن با سخت جانی هم می ارزد و باز هم اگر عمر ما کفاف ندهد و به نسلهای بعدی برسد باز هم می ارزد. پس زنده ماندن همان چیزی است که دیکتاتوری از ما نمیخواهد. دیکتاتوری از ما یا حذف کامل بدن به معنای مرگ واقعی را میخواهد یا مرگ روحمان را یعنی زیست بدنی بدون انرژی، بدون جوشش و امید.
امیدوار زیستن در دیکتاتوری بسیار دشوار است و نیازمند انبوهی از انگیزه و آرمان و البته دید بلندمدت به مبارزه است. یادم می آید وقتی در نوشته ها و مصاحبه هایم در اوایل جنبش، بر چند کلیدواژه”مبارزه بلندمدت، دشوار،مسیر طولانی و دوی ماراتن” تاکید میکردم برخی خرده میگرفتند ما عجله داریم و شما صبور باشید. برخی رسانه های قلابی بر این تب تند با انتشار شایعه و تزریق هیجان کاذب افزودند، بازار لایک و اخبار دروغین هم برای جذب مخاطب آنچنان داغ شده بود که روزی دو سه شهر در توییتر فتح و روزی دیگر به چنگ جمهوری اسلامی می افتاد. حالا هیچ یک از آنها که بر طبل شایعه می کوبیدند، مسئولیت وعده های سرخرمنی را نمی پذیرند چون اگر مسئولیت پذیر بودند که اینگونه نبودند.
اما در بازار قلابی ها تلاش کنیم اصیل بمانیم و در ترسیم میدان مبارزه توجه کنیم مسیر ما طولانی و دوی ماراتن است نه سرعت.برای همین ما باید زنده بمانیم و تا آخرین لحظه از زندگی ولو در رنج برای اذیت کردن دیکتاتوری استفاده کنیم.زنده ماندن و تلاش برای زندگی در رنج خود مرحله ای مهم از مبارزه است،مبارزه ای که اگر چه دشمن هنوز قدرت سرکوب دارد اما ما هم میلیونی ایم و دیوار استبداد را لَق کرده ایم،دیواری که دیر یا زود فرومیریزد.
روان پانته آی عزیز شاد و تسلیت به خانواده اش.
کانال نویسنده