رفرم در برابر انقلاب نیست؛ بسترساز گذار است
آیا تحمل نقد ۳۵ سال رهبری خامنهای مقدمهچینی برخی نیروها برای بعضی رفرمهای بعد از اوست؟
مشکلات رهبر فرضی سوم از منظر حکومت: خطر رویارویی نظامی، شورش گرسنگان، مطالبه آزادیهای اجتماعی، مطالبه آزادی سیاسی و حقوق بشر…
چرا تنها رفرم در موضوع اول زمینه تحقق دارد…
جامعه مدنی ایران بسیار پیشرفتهتر از عربستان و ساختار اقتصادی ج.ا بسیار فاسدتر از چین است. برای ج.ا دادن آزادیهای اجتماعی چینی نیز قابل تحمل نیست. رفرمهای بنسلمانی و الگوی چین مشکلگشای رهبر سوم نیست.
از منظر راهبردی اما این دست رفرمها به نفع جامعه ایران و سفره مردم است. رفرم در برابر انقلاب نیست. رفرم بسترساز گذار است…
ج.ا در مرحله انتقالی وضعیت خطیری خواهد داشت. «مردم» و یک «جنبش» اجتماعی فعال در زمانی که نظام عمود خیمهاش را از دست داده و فرضا ترسان ولرزان هم بخواهد با بعضی از رفرمها از خودش محافظت کند، میتواند همه برنامههای حکومت را برهم بزند و باعث تسریع در روند تغییر و گذار شود.
مجتبی خامنهای مهمترین فرد مطرح برای جانشینی است. البته او به جز جمعی از سپاهیان هیچ متحدی در بین سیاسیون و روحانیون ندارد.
سرکوبها به خصوص در جنبش مهسا باعث ریزش فراوان در پایگاههای بسیج شده و اعضای آنها شصت درصد ریزش داشته است. برخی اسناد فاش شده هم نشان میدهند که در بدنه سپاه نیز همین مسئلهدار شدن وجود دارد.
نفوذیهای اسرائیل و خط نفوذ روسیه (که ایران غربگرا را خطرناکتر از ایران اتمی میدانند)، بدشان نمیآید که همیشه بین ج.ا و غرب تنش وجود داشته باشد.
«فرض» بگیریم نظام از گردنه انتقال رهبری هم عبور کرد و مجتبی (یا فرد دیگری)، رهبر سوم شد؛ ج.ا در این دوره چه مخاطرات امنیتی را در برابر خود میبیند؟ از نظر آنها مهمترین چیزی که ممکن است اصل نظام را تهدید کند خطر رویارویی نظامی(مثلا با اسرائیل و آمریکا) ست. مسئله بعدی بحران اقتصادی و خطر شورش گرسنگان است. مسئله سوم موضوع جوانان(به خصوص دختران و زنان) و آزادیهای اجتماعی است. مسئله چهارم آزادیهای سیاسی و مدنی است. آنها این بخش را سم مهلک برای نظام میدانند! و بالاخره از منظر آنها اپوزیسیون(به خصوص در خارج از کشور) چندان خطری ندارد. اگر خطری هم باشد باز بیشتر از سوی طیفهای مستقل و ملی است که در داخل حضور و پایگاه دارند. رفتارشناسی ج.ا نشان داده که سعی میکند خطر اول را با جام زهر، نرمش قهرمانانه، صبر راهبردی و نظایر آن برطرف کند.
مشکل دوم را خوب متوجه شدهاند که اگر گرسنگان شورش بکنند دودمانشان را بر باد میدهند. اما عمق مشکل سوم را هنوز خوب نفهمیدهاند!… رهبر فرضی سوم یا باید همین سیاستهای خامنهای را ادامه بدهد که برایشان بسیار بحرانزا و به تعبیر خاتمی خودبراندازانه خواهد بود…
سیاست خارجی خامنهای که بر خلاف مصلحت نظام هم هست برای شخص او حیثیتی شده. رهبر بعدی شاید برای حفظ نظام مجبور به تنشزدایی با جهان بشود. در این باره تنها متوهمان همفکر خامنهای و بخشی از الیگارشهای کاسب تحریم مخالف خواهند بود ولی اکثر جناحهای درون ساختار و بیشتر الیگارشهایی که منافعشان در تجارت آزاد با جهان است همسو خواهند بود. این رفرم می تواند کم هزینهترین تغییر در سیاستهای رهبر فرضی باشد. هر چند به ابهت نظام لطمه میزند ولی حضرات اهل رفع و رجوعاند و توجیهسازهای ماهری هم هستند! مثل تنشزدایی با عربستان…
رفرم در مسئله آزادیهای اجتماعی (رفرمهای بنسلمانی!) با مشکلات بیشتری مواجه خواهد بود و بعید به نظر می رسد. چون بخشی از روحانیون متعصب، مذهبیهای سنتی و بخشهای مردسالار جامعه نیز با آن سرسازگاری ندارند و احتمالا عکسالعملهایی خواهند داشت. مثل حضور زنان در ورزشگاهها و یا همین لایحه حجاب پیشنهاد شده…
در مسئله اقتصاد شاید حضرات بتوانند با مقداری تنشزدایی با جهان دست به رفرمهایی معیشتی بزنند. اما در اینجا نیز با دو مشکل مواجه هستند: اولا چاه ویل فساد درونی و خرج و بَرجها و ویژهخواریها به راحتی پر شدنی نیست. ثانیا اینگونه نیست که جامعه جوان با گرفتن مقداری امتیاز اقتصادی مطالبات بالاتری نداشته باشد. مردمان معمولا دنبال نداشتههایشان هستند نه داشتههایشان (نمونه انقلاب ۵۷)!
مجتبی در جامعه روحانیون ایران به جز با فشار سپاه اصلا پذیرفتنی و جاافتادنی نیستِ، برخلاف بن سلمان. همچنین برخی رفرمهای بنسلمانی حتی بالاتر از معدل جامعه خودش است، برعکس ایران که فاصله عمیقی بین مطالبات مردم و سطح درک و تحمل حاکمان وجود دارد.
بهترین راه برای دموکراسی رفاه مردم است نه فقر مردم!
گفتگوی رضا علیجانی با ایران پست (رضا گوهرزاد)
https://t.me/rezaalijani41