هدف معلوم، مسیر نامعلوم!

وقوع دو شق «عبور انقلابی» یا «عبور اصلاحی» در اختیار و یا به ارادۀ کسی نیست

تصمیم دربارۀ اینکه شکل گذار از جمهوری اسلامی و حکومت کنونی به یک نظام تازه و متفاوت چگونه باشد، از گرایش‌های نامعقول شایع در میان مخالفان حکومت است.

این البته موضوعی متفاوت از تصمیم‌گیری و گفتگو دربارۀ شکل و محتوای نظام موردپسند اشخاص است. تصمیم‌سازی و گفتگو دربارۀ این دومی بلامانع است و خوب، ولی در مورد نخست کار نامعقولی است: نمی‌توان پیشاپیش گفت که یک رژیم سیاسی با چه مکانیزم یا الگویی تغییر می‌کند و رژیم جانشین آن کِی و چگونه متولد می‌شود. همه چیز به شرایط و موقعیت‌های آتی بستگی دارد که دائماً در حال تغییرند و هنوز آینده را نزاییده‌اند.

آن‌ها که دربارۀ چگونگی عبور از یک نظام سیاسی فکر می‌کنند عمدتاً بیش از دو مسیر نمی‌یابند: عبور انقلابی و عبور اصلاحی، که اولی دفعی و یکباره و دومی، روند است و به‌تدریج!

وقوع هیچ‌یک از این دو شق در اختیار و یا به ارادۀ کسی نیست، هر چند انتخاب یکی از این دو روش در اختیار افراد جامعه به عنوان حاملان عاملیت اجتماعی است. به این معنی که اشخاص می‌توانند فارغ از آنچه در کف جامعه رخ می‌دهد، بگویند سلیقه و میلشان برای تغییر دادن یک رژیم سیاسی که دلخواه نیست کدام است، اما چنانچه خواست آن‌ها با شرایط محیطی و روند طبیعیِ تغییر یک رژیم تناسب نداشته باشد، به  راه خطا می‌روند و ایجاد هزینه می‌کنند.

مثلاً اگر در مرحلۀ فروپاشی باشیم و خودداری آن رژیم از انجام اصلاحات و انطباق با نیازهای زمانه به بروز شرایط انقلابی منجر شده باشد، آن کس که بر روش مسالمت‌آمیز و اصلاحات اصرار دارد، از جامعه عقب می‌ماند و نمی‌تواند مفید باشد (مورد شاپور بختیار درسال ۵۷) و برعکس، اگر در شرایطی که موقعیت انقلابی فراهم نیست بر تحرک انقلابی پافشاری کنیم، خطا و آسیب‌زننده است (مورد گروهی که پاییز پارسال انقلاب علیه جمهوری اسلامی را در دسترس می‌دیدند).

به این ترتیب احتمال دارد که پیگیریِ میل شخصی در زمینۀ تغییر، انرژی آدم‌ها را هدر بدهد و حتی شاید آن‌ها را به خطر بیندازد. (نمونه، نتایج خونبار رفتارهای خیابانیِ رادیکال که مسئول حداقل بخشی از تلفاتِ خیزش پارسال است).

از همین رو آنچه مهم است، تشخیص سرعت و عمق تحولاتی است که دیدن آن‌ها اشخاص را به هیجان می‌آورد و ممکن است برای تغییراتی مثل جابجایی حکومت کافی نباشد.
برای تشخیص سرعت و عمق جریانات تحول‌آفرین، باید به دانشی مبتنی بر تجربه و شناخت متکی بود.

مثلاً در جریان جنبش سال پیش، در حالی که بسیاری از جوانان بر مبنای تشویق و تحریک رسانه‌ها کار حکومت را پایان‌یافته و پیروزی در حد تغییر رژیم را در دسترس می‌دیدند، اشخاصِ با تجربه هشدار می‌دادند آن جنبش مبتنی بر یک مطالبۀ اجتماعی است و نه امیال سیاسیِ رادیکال!

مثلاً در اواخر مهر سال گذشته و در اوج هیجان بخشی از جامعه نسبت به تصوری که از به پایان رسیدن کار حکومت بر جوانان حکایت می‌کرد، گروهی از اساتید حقوق دانشگاه با درک وجود یک مسیر انحرافی در جنبش حقوق مدنی زنان، در بیانیه‌ای خواستار بازتعریف و بازیافت اهداف اجتماعی جنبش شدند.

متأسفانه فقط گروه بسیار اندکی سخن آنان و دیگران(و از جمله جامعه‌نو) را شنیدند زیرا گوش بخش بزرگی از جامعه به  رسانه‌هایی بود که اهداف کشورهای رقیب یا مخالف «کشور ایران» را دنبال می‌کردند.

و اما نتایجی که باید گرفت:

ـ همیشه می‌توان برای جنبش‌ها و تحرکات اجتماعی اهداف حداکثریِ نهایی در نظر گرفت اما نمی‌توان به‌طور قطع شیوۀ رسیدن به آن هدف نهایی را با تصمیم تعیین کرد.

ـ اگر هدف جنبشی مشخص باشد، صرفاً بر مبنای ارزیابی نیروها (که تجربی و مبتنی بر اندازه‌گیری است)، تجربه‌های قبلی و به عنوان مسیرِ درستِ احتمالی می‌توان چگونگی نیل به آن هدف را تعیین کرد و نه بر مبنای اراده یا هیجان.

ـ دربارۀ هدف حداکثری و روش تحقق آن، نیازی به توافقِ همگانی جامعه نیست. مبارزه برای تغییر، یک روند است و ایستگا‌ه‌هایی دارد و نیاز هم نیست که همه در یک مسیر واحد و روی یک خط راه بروند. بنابراین باید بپذیریم که ممکن است در برخورد با حکومت، صداها و مطالبه‌ها و تحرکات و رویکردها متفاوت باشند.

– صدای مصطفی تاجزاده با صدای دانشجویاِن «دیگه تمومه ماجرا»، یا صدای استادان آن‌ها و تشکل‌های مدنی و طلبه‌های ناراضی و… متفاوت است ولی همپوشیِ مطالباتشان بسیار بالاست و تا زمان پس‌افتادنِ حکومت کنونی بالا خواهد ماند. همۀ آن‌ها عضوی از «جبهۀ عمومیِ مطالبه، اصلاح و تغییر» هستند.

ـ در نهایت، این حجمِ مطالباتِ منطقیِ انباشته شده از همه سو است که حکومت را پس می‌راند. برای آنکه بتوان مطالبات را روی هم گذاشت باید روی «لزوم تغییر» توافق داشت نه روی «چگونگی تغییر»! اولی وحدت‌بخش و مفید است و دومی پراکنده‌کننده و توهم‌زا!

شورای سردبیری جامعه نو

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»