چرا مردم این همه به گذشته رجوع میکنند؟
بخش دوم
می گویم:” حال نظر خود تو در رابطه با این که بخش زیادی از مردم و جوان ها آن طور که شما می گویید و آنطور که در سطح جامعه مطرح است. میل به گذشته، میل به سال های قبل از انقلاب دارند را برایم بگو؟!”
مکثی می کند و خنده ای “…دائی جون صحبت از مردم می کنید . مجموعه ای از افراد یک ملت در ترکیب طبقاتی مختلف، از نسل های مختلف .از نسل قبل از انقلاب گرفته تا همین نسل کنونی که جنبش مهسا را رقم زد. چشم تلاش می کنم در حد وسع خود توضیح دهم.
از همین نسل جدید که بعضی ها نسل” زد” اطلاق می کنند، شروع می کنم.
نسل بسیار جوانی که یک طرف فشارهای خرد کننده حکومت اسلامی با نگاهی سخت عقب مانده و متحجر جان به لبشان رسانده! آینده ای تاریک، بدون امید و چشم انداز روشن در برابرشان نهاده است.
از طرف دیگر دنیای قابل دسترس مجازی تصویری از یک سبک زندگی آزاد غربی،عمدتا امریکائی ! در برابرشان می گذارد . فضایی که جوانان بی هراس در فضای دموکراتیک آن از شادابی جوانی بهره می گیرند، ایده ها و خلاقیتهایشان مورد توجه قرار می گیرد. جامعه ای که امکان جامه عمل پوشاندن به رویا های جوانی را فراهم می سازد.
رویای غربی که از آنها معجونی ساخته بسیار ویژه. نسلی با تفکری خارج از تصور حکومت ،حتی خارج از تصور قریب به اتفاق نیروهای اپوزیسیون حکومت.نیروی جوانی که جنبشی به عظمت و زیبائی جنبش مهسا را به بهای بسیار جان های عزیز رقم زده و می زنند.
نیروئ جوانی که اساس آن را نه تعبد !نه دریوزگی از مشتی فرصت طلب دزد نان به نرخ روز خور حکومتی ،دون مایه ،فاقد توانائی فکری و عملی که زیر عنوان ارزشی های حکومتی زیر چتر رهبری جمع شده اند تشکیل نمی دهد.
این دسته از جوانان جوانان و نو جوانان جنبش مهسایی !عمدتا متشکل از محصلین تا دانشجویان ، بخشی از کارگران جوان و جوانان حاشیه نشین شهرها ، از خانواده های روشنفکر بخش متوسط ! حتی سنتی بشدت مخالف شده با جمهوری اسلامی نه تنها با معیارها و ارزش های حکومت قرون وسطایی جمهوری اسلامی در تقابلند .بلکه با جریان ها و سازمانهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز که سخن از مبارزه با جمهوری اسلامی و آزادی میگویند.اما درعمل مشخص خود منادی یک شکل و الگوی بسته از یک تفکر ایدئولوژیکی هستند نیز در تقابلند. نیروهایی که در همین مرحله از مبارزه با خط و نشان کشیدن های گروهی خود،فرقی نمی کند مربوط به کدام جریان باشند عملا امکان حمایت یک پارچه از جنبش مهسا را می گیرند!
نیروهای جوانی که از شعار “زن ،زندگی ،آزادی ” گرفته! تا ترانه و رقصشان تا، طرز فکر، طرز زندگی و سیمای ظاهریشان ، تا نگاهشان به امر سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی . گرایشات فکریشان عمدتا به غرب و دموکراسی غربی است.
تفکری غربی آنها ،میلشان به غرب که مهاجرت میلیونی هزاران تحصیل کرده ابرانی به غرب را باعث گردیده است. به گونه ای است که دره عمیقی بین آن ها و تفکر حاکم برجریان های جمهوری اسلامی و حتی نیروهای اپوزیسیون چپ ضد امپریالیستی و لیبرالیسم غربی ایجاد کرده است . از جریان مجاهدین بگذریم که نسل جدید هیچ گونه سنخیت فکری، رفتاری و حتی شمای ظاهری خود با آن ها نمی بیند.
…جون ناراحت نشوید !داستانی است این اپوزیسیون جمهوری اسلامی تماما متمرکز شده در غرب .که خود و شیوه زندگیشان در غرب مطابق با استاندارد های غربی و بهره گیری ازاین امکانات است ، تلاش برای فراهم ساختن بهترین فرصت ها برای تحصیل فرزندان خودشان در دانشگاههای معتبر غربی!که با افتخار از فارغ التحصلی فرزندان خود از فلان دانشگاه غربی بگویند. فرزندانی که غریب به اتفاق تفکری آزاد خارج از چهار چوب های حزبی پدران و مادران حزبی و سازمانی خود دارند.
نگاه فرزندان تربیت شده در غرب که بر خلاف والدین خود! نزدیکترین نگاه به جوانان و نوجوانان امروز ایران، به شیوه تفکر و زندگی ایده آل آن ها دارند. شکلی از زندگی که بسیاری از جنبه های آن در سال های قبل از انقلاب برای جوانان و نوجوانان ایرانی وجود داشت.
جاده بازی بسوی غرب بر اساس تلاش ،خلاقیت و دانش! که امکان رسیدن به آن فراهم بود.
امری مذموم از نظر جریان های مذهبی سنتی. مذهبیون جدید مانند مجاهدین ،شریعتی ها که از جامعه بی طبقه توحیدی و حکومت اسلامی می گفتند!تا احزاب و سازمانهای چپی که گرایش به شرق ایدئولوژیک داشتند! در جامعه بسته آن مدینه فاضله را جستجو می کردند.
جریانهایی که نهایتا تمام کسانی که در چهارچوب فکری آن ها نمی گنجیدند ، مورد نقد و شماتت قرار می دادند و در جبهه مقابل خود می دیدند. امری که در نهایت به اتحاد عملی جریان خمینی با جریان های چپ و مجاهدینی منجر شد که به سرنگونی حکومت شاه که مهر غربی بر پیشانی آن خورده بود منجر گردید!
اتحاد عملی که فاجعه امروز حکومت اسلامی را رقم زد .
حال شما از من می پرسید که چرا مردم و نسل جوان میل به گذشته دارند ؟حسرت آن روز ها میخورند ؟ روزهایی که بیشتر نیاز های زندگی َمادی و آینده مردم را جواب می داد. فضای شادی بود هم برای جوانان وهم مردم عادی .
شما خود را بجای من که پدر بزرگم ،بجای پدران و مادرانی بگذارید که نوه ها و فرزندانشان از آن ها سوال می کنند ،چرا انقلاب کردید ؟ چه می خواستید ؟ چطور شد که با تمام ادعای روشنفکری و آگاهی ،چشم بسته بدنبال یک دایناسور تاریخی راه افتادید. در کور چشمی حاصل از تفکری که آزادی را قربانی عدالت کذایی خمینی کرده بود! چشم بر تمام جنایات او بستید!
نگاهی که متاسفانه هنوز به گونه ای دیگر اما نشات گرفته از همان ریشه! آن می کند! که در سال پنجاه و هفت کرد. عملا در کنار ارتجاعیترین جریان تاریخ قرار گرفت. همراه خمینی شروع به کوبیدن کسی چون بختیار کرد . سیلی بر صورت لیبرالهایی که به مراتب روشن تراز مردم و جریان های سیاسی آینده را می دیدند زد ..”
ادامه دارد