سیاست نمد مالی، مرتضی ملک

سیاست نمد مالی غرب نسبت به جمهوری اسلامی

تا این چند روز پیش نظام اسلامی خاطر جمع شده بود که در صحنه دیپلوماسی همه چیز بر وفق مراد حکومت پیش می رود و دستش برای مانور و امتیاز گیری پر است و میتواند با این کارتهایی که برای بازی رو کرده به پول پله ای که اینجا و آنجا بلوکه شده برسد و برای کنترل داخلی و حفظ تعادل لرزان خود بکار بزند. شرایط بد داخلی و نگرانی هایش از بازگشت موج اعتراضات انقلابی اقتضا میکرد در سیاست خارجی عقب نشینی های بکند بلکه بتواند امکاناتی بدست بیاورد. با این هدف بود که رفت در خانه همسایه های عرب را زد و خواهان کمک و میانجی گری شد . رابطه با عربستان البته در الویت بود چرا که پیشتر مقدمات مساعد ان رابطه را کشور چین اماده کرده بود، بنابراین حالا لازم بود این آشتی کنان هر چه سریعتر ادامه پیدا . باز شدن با عجله سفارت در این رابطه بود. به میمون های داخلی هم هشدار داد ه شده بود دیگر زمان از دیوار سفارتها بالا رفتن تمام شده مبلغان و امامان جماعت هم آن شعر و شعارهای سخیف قدیمی علیه خاندان سعودی را فراموش کنند. موقعیت چنان اضطراری بود که شخص رهبر در یک جمع بندی دست و پا شکسته ولی با ژست از موضع قدرت سفرا و ماموران امور خارجی را توجیه کرد که بروند مذاکره و سازش کنید اما زیر ساخت ها را دست نزنند. کریدورهای مخفی و بسته مذاکرات با امریکا. در منطقه و عمان فورا فعال شدند و پشت بندش مبادله زندانيان دو تابعیتی هم شروع شد. ظاهر قضایا حکایت از یک چرخش نان و اب دار داشت رسانه های بزرگ و کوچک با آب و تاب تحلیل بیرون می دادتد و با سماجت دنبال رد و ربط نشانه های سازش و بده و بستانهای طرفین می گشتند. طبق معمول فضای فکری طیف هایی از اپوزسیون که همواره چشم امید و انتظارشان به در کاخ سفید دوخته شده است ، تحت تاثیر همین ارزیابی ها و سازش های پشت پرده ، مماشات طلبی غرب و خیانت های امریکا را زیر ضرب بردند اتفاقاتی هم مثل حمله به مقر مجاهدین و تحویل دادن اسدی هم چاشنی این تحلیلها شده بود که معامله بزرگی بر سر جنبش زن، زندگی، ازادی کلید خورده است. نظام هم نانش را تو این روغن تبلیغات و تحلیلها میزد و به بور شدن تلاشهای دیپلوماتیک اپوزسیون می خندید.
اما ناگهان ورق برگشت و آن صدا ها خوابید و حرف های عجیب و غریبی شنیده شد، نظام هم در سکوت و ماتم فرو رفت. بخصوص وقتی موضع گیری روسیه برادر را دید از هم وارفت. زنجیره ای از موضع گیری های نا خوشایند و اتفاقات نا میمون نظام را بدتر از قبل گرفتار کرد . مثلا قبل از اینکه پول و پله طلب ایران به صورت جنس به مقصد برسد، اف شانزده های آمریکا وارد حوزه خلیج فارس شدند، دو فروند هواپیمای سوخت رسانی هم به نیروی هوایی اسرائیل پیش کش شد با این حساب که وقتی موقعش رسید ، مشکلی برای سوخت گیری هواپیماهای که بخواهند تاسیسات هسته‌ای را بزنند پیش نیاید. رابت مالی مامور مماشات هم به اتاق بازجویی فرستاده شد ببینند . اگر قول های الکی به ماموران حکومت اسلامی داده تکلیفش روشن شود. درست در همین گیر و گرفت گیج کننده عربستان و کویت بر سر میدان گازی ارش جلوی نظام شاخ و شانه کشیدند. اینها حتا ، تصویبنامه ۱۳۵۲ هیات وزیران، که خطوط مبداء ایران در سواحل جنوبی کشور را مشخص کرده است، زیر سوال بردند. عربستان طبق نوشته ایسنا راسا خواهان دعوت به مذاکره برای تعیین مرز های دریایی شده و مهمتر از همه اینها که تعادل روانی حکومت را ناگهان بهم ریخت خبر مربوط به امضای روسیه زیر بیانیه کشورهای حوزه خلیج فارس در باره جزایر سه گانه ایران بود که مثل برق سه فازی بود که به اندام حساس روس و فیل های داخل و خارج نظام وصل شد . حال و روز نظام با این کار روسیه پاک بهم خورد. ، بعضی از نویسندگان و خط دهند هایشان که دل سپرده روسیه هستند و طاقت دیدن این وضع را نداشتند برای ماست مالی کردن قضیه پریدند وسط که بی خودی شلوغش نکنید هیچ اتفاقی نیفتاده این موضع روسیه چیز تازه ای نیست و علاوه بر این غرب هم نسبت به مساله جزایر سه گانه همین موضع را دارد. ، در حالیکه جان مساله و اهمیت آن اساسا به نفس موضع گیری مربوط نمی شود، بلکه به شرایط زمانی اعلام این موضع و انهم در نشست کشورهای مذکور و طرف حساب و طلبکار ایران بر می گردد. امضای روسیه در این شرایط که جمهوری اسلامی برای پیروزی روسیه در جنگ اوکراین خودش را به اب و آتش زده معنایی جز خیانت و خنجر زدن از پشت به این به اصطلاح متحد راه بردی ندارد. چین هم وقتی میخواست گوش جمهوری اسلامی را بپیچاند و حالی اش کند که در منطقه نباید شلوغ بازی کند و منافع نفتی و اقتصادی چین و شریکش عربستان به خطر بیفتد از همین طرفند دو پهلو استفاده کرد آنها همین شکلی با بازی با تمامیت ارضی ایران حاکمیت جمهوری اسلامی را تحقیر می کنند، . این هر دو موضع گیری هیچ معنای ندارد جز زدن توی سر اقتدار رژیم . و وقتی رژیمی این طور تو سری خور شد و برای بدست اوردن پولهایش خودش را سکه یک پول کرد هر کس از راه برسد می زند تو سرش و یک چیزی ازش تلکه میکند. بی خود نیست که ان طرف طالبان اب را رویش می بندد، ، ان دور تر اندو نزی نفت کشش را توقیف میکند، ان بالا در مرزهای شمالی ، اذربایجان و ترکیه بی اعتنا به حکومت اسلامی رفتند با ارمنستان مساله قره باغ را تماما به زیان موقعیت و منافع ایرا ن حل و فصل کنند آنهم نه با میانجی گری روسیه که نیم نگاهی به ایران و کریدور مرزی ان به سمت ارمنستان داشت بلکه با اروپا.

این رویدادها ابدا اتفاقی نیست، اما چرا اینطور است برای اینکه دیگران و رقبای نظام که کر و کور نیستتد، دارند میبینند که نظام اسلامی مستاصل شده و مردمش علیه اش شورش کرده اند، رژیمی که به مردمش بدهکار باشه ، همه ازش طلب کارند، اغلب این کشورهایی که نام بردیم پشت دست حکومت را خوانده اند، آنها میدانند وقتی جمهوری اسلامی ذلیل و خوار می شود بساط اش را در بیرون پهن میکند و چیزهایی که دارد برای معامله نمایش می دهد . حکومت اسلامی خودش پرت و متوهم است و معنای این ضرباتی که از طرف حتا متحدین خود می خورد نمی فهمد، یا مجبور است خود را به نفهمی بزند. با این حساب و این واقعیت هایی که می بینیم مماشات با این حکومت معنا ندارد. این انتقادات برخی جریان‌های اپوزسیون به معامله و مماشات غربیها پایه محکمی در سیاست غربی ها ندارد. وقتی متحدینی مثل چین و روسیه با رژیم این رفتار را می کنند حساب غربی ها بخصوص امریکا روشن است. در واقع سیاست غرب مدتهاست که با روش نمد مالی نسبت به جمهوری اسلامی پیش رفته است این شل کن سفت کن ها روی خط نمد مالی برای تحلیل بردن تدریجی نظام و تسلیم کردن آنست. بعضی ها ترجیح میدهند این سیاست را سیاست قورباغه پزی بنامند، برای پختن قورباغه یواش یواش اب را داغ میکنند، قورباغه بدبخت متوجه پخته شدن خودش نمی شود ولی زمانی میرسد که احساس میکند از انرژی تهی شده و حال جنبیدن ندارد و مات و مبهوت نظاره گر آدمهایی است که اطرافش حلقه زده اند و آخرین نفس هایش را شمارش می کنند.

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»