مهندسی ذهن و سرکوب، سلمان موسوی

دیکتاتورها اسلحه و قلم را به خدمت می‌گیرند، “اسلحه را برای کشتن مردم  و قلم را برای کشتن حقیقت”

ژیل دولوز فیلسوف سیاسی معاصر معتقد است: “حکومت‌های استبدادی و تمامیت‌خواه برای سلطه ی گفتمان و استاندارد های خود فقط سرکوب نمی‌کنند بلکه از طریق تولید محتوا و مهندسی ذهن و فکر می‌توانند گفتمان مورد نظرخود را در جامعه پیاده کنند“. حکومت های دیکتاتوری از طریق تسلط بر فکر و روح جامعه می‌توانند بر ذهن جامعه تسلط یافته و به تسخیر افکار عمومی اجتماعی دست یابند و به صورت غیر مستقیم جامعه و افکار عمومی را در مسیر گفتمانی خود قرار دهند از مهم‌ترین فعالیت‌هایی که این چنین حکومت های استبدادی  انجام می دهند ابتذال و به خدمت گرفتن کلمات است.

بعنوان نمونه کشوری مثل چین ازحاکمیت قانون ،نظام دموکراسی و آزادی بیان سخن  رانده اما فضای سانسور، سرکوب و حاکمیت مطلق حزب کمونیست در چین به جایی رسیده که ریاست جمهوری نه به اعتبار رای مردم بلکه با اعتبار حزب فاقد هرگونه ارزش و جایگاه سیاسی بوده و حزب کمونیست اداره امور را در دست دارد به طوری که نهاد ریاست جمهوری درکمیته‌ها و کمیسیون‌هایی حزب ادغام می‌شود.

در چنین نظام‌هایی علاوه بر لوله اسلحه که هدفش سرکوب هست لوله قلم برای سرکوب و کشتن حقیقت، تحریف تاریخ و وارون جلوه دادن آن به خدمت گرفته می‌شود و آنقدر بر تکرار محتوا و ترویج و تبلیغش تاکید میشود که افکار ، اندیشه و گفتمان مورد نظر حکومت در جامعه رسوخ کرده و شستشوی مغزی بدون هوشیاری اجتماعی رخ دهد. برای نمونه با تکیه بر “کتاب ما هماهنگ شدیم” کشورچین با به خدمت گرفتن تکنولوژی و ابزارهای رسانه‌ای توانسته سلطه خود را بر افکار عمومی پیاده کرده و مهندسی روح و ذهن جامعه را در اختیار بگیرد.

از دیگر اقداماتی که حکومت شی جی پینگ در چین انجام می‌دهد اعترافات اجباری برای ترساندن  مردم و پخش مستقیم در رسانه های حکومتی است “کشتن مرغ برای ترساندن میمون‌هاست” پخش دادگاه عمومی به منظور تضعیف مردم ، جلوگیری از اندیشیدن ممانعت از  پرسشگری همچنین سرکوب اراده ، خودمحوری و  در صغارت نگه داشتن مردم انجام می‌شود.

در این نوع حکومت‌های دیکتاتوری از طریق سلطه بر رسانه‌ها و آموزش و پرورش رسمی و غیر رسمی نفوذ و قدرت خود را بر افکار عمومی جهت پیاده کردن استانداردهای گفتمانی  بر ذهن مردم مهندسی می‌کنند. تا جایی که ما می‌بینیم با دادن امتیازات به افراد هماهنگ شده با حکومت و تعیین “سامانه اعتبار سنجی” ذهن اجتماع را به سمت پایبندی به ایدئولوژی و گفتمان نظام و ترویج قرائت‌های شخصی حکومت از سبک زندگی و سیاست و تعیین “شهروند خوب _شهروند بد” با دادن امتیازاتی از قبیل خدمات رفاهی و اجتماعی در (بانک‌ ،بیمارستان ،مدرسه ،خدمات بهداشتی قضایی و….) با جادوی مهندسی افکار عمومی شهروندان را به سربازانی در خدمت نظام سرکوب و مستبد در خواهند آورد.

این حکومت‌ها با پروپگاندای کلاسیک کنترل اطلاعاتی و اخبار رسیده به گوش مردم را در اختیار گرفته و با هرگونه انتقاد و عقاید مخالف مقابله می‌کنند و با کنترل ذهن فکر افراد رو به سمت گفتمان غالب هدایت می‌کنند. برای نمونه در جنبش چتر که در چین علیه حکومت رخ داد کلمه چتر در فضای مجازی ممنوع شده بود و یا در یک رویداد اعتراضی در چین  ارتش سایبری حکومت  ۴۵۰ میلیون پست و توییت  در جهت انحراف افکار و وارونه جلوه دادن حقیقت منتشر کرد است.

شی جین پینگ با مطرح کردن اینترنت پاک در جهت کنترل و مهندسی ذهن سانسور را تقویت نموده و از طریق همین ابزار و تکنولوژی رسما زندگی خصوصی و ساحت خصوصی هر یک از افراد جامعه را مخدوش و از طریق نصب نرم افزارها به اطلاعات شخصی هر یک از مردمان چین دسترسی داشته و پرونده سازی کرده است.

اما ژیل دلوز فیلسوف جبرگرایی نبوده و معتقد است افراد یک جامعه از طریق فعالیت های مدنی، اتحاد و تشکیل شبکه ها می‌تواند در برابر این مهندسی ذهن ایستاده و جامعه را از سلطه ی رسانه و تکنولوژی حاکمان برهانند و با قدرت و نیروی اجتماعی و مدنی حکومت های دیکتاتوری را به زانو درآورند. یک اندیشمند چینی معتقد است “حکومت ها قایق اند و مردم آب، مردم هم می‌توانند این قایق را حرکت دهند هم می‌توانند غرقش کنند”

تحکیم ملت

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»