عاشواری اعتراضی، یک زبان در کنار زبانهای اعتراضی
در کنار عاشواری حکومتی، عاشواری سنتی و عاشواری اعتراضی نیز هستند. اولی که شیعه لاکچری است، همان اصطلاحی که در صداوسیما به کار برده شد. شیعه لاکچری، اهل حال و رانت متکی به قدرت حاکمیت برای سرکوب دیگری. خودش را می بیند و لا غیر.
عاشورای سنتی مورد حمایت طیفی از سنتی هاست که اتفاقا چندان به دخالت دین در دولت اعتقاد ندارند اما هم مناسک و هم تفسیر خاصی از عاشورا برای آنها خط قرمز است.
عاشورای کارناوالی هم داریم. گسترده است. عاشواری عشق و حال از یک موقعیت خاص است.
عاشواری اعتراضی هم در کنار سایر خوانش هاست. به آنچه که در عاشورای دیروز اتفاق افتاد کاری ندارد به زمین حال می نگرد و درد وطن را با یک رخداد تاریخی بازگویی میکند.
در دوران پساجمهوری اسلامی این عاشورا بیشتر از اینکه بر فرهنگ شهادت تکیه کند بر یک سری گزاره های مدنی از جمله ضرورت ظلم ستیزی تاکید دارد. به عبارتی عاشورایی مدنی شده است تا شهادت طلبانه. نمونه عالی این عاشورا در نوحه خوانی های یزد بود که چند سالی رواج یافته،نوحه خوانی هایی که مخاطب را به زمان حال می آورد تا گذشته. از این منظر هم در نوحه یزدی ها هم در نوحه دزفولی ها درد وطن در قالب یک منسک مذهبی و رخداد ریشه دار تاریخی دوباره بیان شده.
عاشواری اعتراضی فقط یک زبان در کنار سایر زبان های اعتراض است. زبانهای اعتراض به همان نسبت تکثر جامعه ما متکثرند. یکی با زبان مذهبی یکی غیرمذهبی. هر زبان اعتراضی برخاسته از موقعیت سیاسی اجتماعی و فرهنگی معترض است. به عبارتی نمی توانیم زبان را از موقعیت زمانی و مکانی جدا کرد. برای همین آهنگ تاریخی عارف قزوینی در وصف شهدای مشروطه به جنبش زن زندگی و آزادی می آید و این بار از زبان عزاداران حسینی بیان می شود و بر همین اساس در دزفول، به کشتار و آزار شهروندان در قالب نوحه خوانی اعتراض می شود و ذهن مخاطب را به جنبش زن،زندگی و آزادی وصل می کند.
به زبان های متنوع اعتراض احترام بگذاریم. این زبان، زبانی مدنی است که به حاکم هشدار میدهد. چه هشداری؟ اعتراض به استبداد دینی لایه لایه شده و حکومت پایگاه مذهبی اندکی دارد و خشم از کشتار در حال افزایش است.
استبداد دیر فهم است. دیر می شنود یا دیر قصد فهمیدن مساله می کند. معمولا اینگونه است. زبان اعتراض باز هم گسترده خواهد شد و صورتی خشمگین تر به خواهد گرفت در صورتی که حاکم به تغییرات ساختاری تن ندهد؛ تغییراتی که به دلیل فساد ساختاری در نظام سیاسی نه برای حاکم قابل درک است نه مورد علاقه اش اما منِ ناظر، دگردیسی جامعه ایران و تکمیل حلقه نه بزرگ را که از سالیان قبل شکل گرفته را می بینم.
تلگرام نویسنده