مقدمه:
ساعت ۶ صبح ۱۷ تیرماه ۱۴۰۲ برگه دفاعیه را به افسرنگهبان زندان دادم به آنها گفتم؛ اگر این متن دفاعیه را مسئولین حفاظت زندان به من برنگردانند، در دادگاه شرکت نخواهم کرد و آنرا منتشر خواهم نمود. پس از پوشاندن لباس زندانی بر من، گفتند؛ متن دفاعیه را نمیتوانی همراه خود به دادگاه ببری..!! منهم از رفتن به دادگاه امتناع کردم.
بعد از مدتی برگشتند و گفتند؛ دادگاه آنلاین شرکت میکنی؟ گفتم؛ اگر برگه را میدهید خلاصهبرداری کنم، بله…
خلاصه، با نوشتن ده کلمه از متن دفاعیه و بدون حضور وکیل به جلسه آنلاین دادگاه رفتم.
قاضی پرسید: حکومتی در جهان وجود دارد که بدون شاه و شیخ باشد؟
گفتم؛ بله، هندوستان با ۱،۴ میلیارد نفر جمعیت.
دوباره پرسید؛ در حکومت آینده میخواهی چکاره شوی؟!
گفتم؛ مگر ستارخان که افتخار مردم ایران و بشریت است، بعد از پیروزی مشروطه کارهای شد؟
دفاعیه را خواندم، و قاضی هم به منشی میگفت و او تایپ میکرد.
در ایرانِ آخوندی بخاطر کینه و نفرت و خشمی که نگهبان بانک از آخوندها دارد و عامل فقر و فلاکتش را آنها میداند، آخوند را به رگبار میبندد. (اشاره به کشتن آخوند سلیمانی نماینده مجلس خبرگان بابلسر)، و یا در شهر ایذه جوانی برای انتقام از کشتار و جنایات نیروی انتظامی، با ماشین بر روی آنها میرود.
از این موارد بسیار اتفاق افتاده و میافتد که تاییدی بر همین نوشتههای اتهامیام است که بارها گفته و نوشتهام، بین ملت و رژیم اقیانوسی از خون بوجود آمده است.
متن دفاعیه:
خداوند حکومتی را که میخواهد زمین بزند و سرنگون کند، عقل را از آن حکومت میگیرد. بدون تعارف، امروز همه میبینند و میدانند که خداوند عقل را از سران حکومت آخوندی و بخصوص رهبر آن علی خامنهای گرفته است.
در کتاب “تکامل مبارزه ملی” نوشته جلال الدین فارسی (ایدئولوگ اصولگرایان) آمده؛ قبل از انقلاب کبیر فرانسه بر سر در کافههای پاریس نوشته بود، ورود سگ و ارتشی ممنوع است!
خوشبختتر از من در دنیا وجود ندارد که ۲ خانه دارم! یکی خانهای که با همسرم در آن زندگی میکردم، و دیگری زندان، که بهترین ایام زندگیام را در آن میگذرانم!
از همین زندان چنان در دل تکتک ایرانیها درخت آزادی و دموکراسی بکارم که دیگر جایی برای علف های هرز یعنی؛ دیکتاتوری شاه و شیخ باقی نماند.
بیشتر از آنچه من در زندان شکنجه و سختی میبینم، رژیم تحت فشار افکار عمومی ملت قهرمان ایران و جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری است که چرا معلم بازنشسته را تنها به خاطر گفتار و نوشتههایش یعنی آزادی بیان در زندان دارید؟!
با اعتراض و تجمع، بزودی ملت قهرمان ایران خیابانها را تسخیر و به آزادی و دموکراسی خواهد رسید.
در پایان شعر مولانا را برای آنها که نمیخواهند بیدار شوند، بازگو میکنم:
گوش خر بفروش و دیگر گوش خر
کین سخن را در نیابد گوش خر
۳۰ تیرماه ۱۴۰۲
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
هاشم خواستار