از کجا آمد؟

رویارویی جامعۀ ما با این حکومت ادامه می‌یابد

امروز می‌خواهیم همراهان را کمی به عقب ببریم و برای این روزها، اندکی از کسانی بیاموزیم که بیش از ربع قرن پیش دربارۀ تغییرِ کم‌هزینۀ جمهوری اسلامی فکر کردند. بهتر است بدون پیش‌داوری به این گذشته نسبتاً دور سفر کنیم.

داستانی که می‌خواهیم تعریف کنیم مربوط به سال ۱۳۷۳ است؛ ماجرای قیام قزوین در آن سال! خلاصه‌وار برخی از مشخصه‌های آن سال را ذکر می‌کنیم تا تصویر بهتری داشته باشید.

پنج سال از پایان جنگ می‌گذشت، خزانۀ کشور ته کشیده بود و برنامۀ تعدیل ناقصی که دولت هاشمی اجرا کرده بود به بحران خورده و کشور ۳۳ میلیارد دلار بدهی بالا آورده بود. نرخ تورم رو به افزایش و در حال رسیدن به ۵۰درصد (دقیقاً ۴۹درصد) بود، دولت در حال مذاکره برای عقب انداختنِ اقساط بدهیِ خارجی بود و کم‌کم معلوم می‌شد که سردمداران مبارزه با ثروتمندان و استکبار جهانی، محض رضای خدا موش نمی‌گیرند و چپاول کشور شروع شده است (داستان برادر رفیق‌دوست در ماجرای ۲۳۰ میلیاردی مال همان زمان است) و خلاصه حجابِ جنگ هشت ساله داشت کنار می‌رفت و محرز می‌شد که دارد روی دوران سلطنت سفید می‌شود! زن‌ها همه یونیفرم سیاه، قهوه‌ای و طوسیِ اسلامی می‌پوشیدند و تأیید صلاحیت برای ورود به دانشگاه به نظر سبزی‌فروشِ محل و زن چادر به‌سرِ همسایه نیز بستگی داشت. امیدواریم همین‌ها برای درک آن دوران کافی باشد.

در همان سال دعوایی بر سر استان شدن قزوین رخ داد. کشمکش مقامات به جامعه تزریق شد، اعتراض شد و مخالفت با کل سیستم محور شورش مردم قزوین شد. سپاه قزوین (به نقل از اخباری که آن روزها به تحریریۀ روزنامۀ اطلاعات می‌رسید) حاضر به سرکوب مردم نشد، سپاه رشت از دستور اعزام برای سرکوب قزوینیان سرپیچی کرد و گویا سپاه همدان قبول زحمت کرد. از سعید حجاریان نقل است که جمعیتی با خواست اولیۀ تبدیل قزوین به مرکز یک استان جدیدالتأسیس، با شلیک آرپی‌جی و موشک کاتیوشا آرام شد!

وجه دیگر این ماجرا تولد یک اصطلاح جدید درعرصۀ سیاست در ایرانِ پس از جنگ بود: خواص! از کسانی معتبر و از عمق جلسات بزرگان نقل می‌کنیم که بر اساس آن امتناع‌های شرکت در سرکوب شهروندان، نتیجه گرفته بودند بخش اعظم کسانی که سر سفرۀ نظام نان می‌خورند، وفاداریِ کامل و بی‌قید و شرط ندارند و فقط خواص‌اند که به هر قیمت برای حکومت می‌مانند. گویا اصطلاح را هم از جایی در تاریخ استخراج کرده بودند.

الغرض، نتیجه این شد که از آن نقطه به بعد، ماهیت رابطۀ حکومت و جامعه کاملاً عوض شد و داستان نیروهای نظامی نیز رفت به سمت مصفا کردنِ صفوف از طریق بازنشستگیِ آدم‌های نامطمئن. حکومت باید موقعیت خود را بتن آرمه می‌کرد!

اما این‌طرف، نیروهای سیاسی نیز شاهد اوضاع بودند. جریان حذف و کنار گذاشتنِ اشخاصی که در ساختار و سازمان ادارۀ امور کشور نادلخواه بودند سرعت گرفت (هنوز هم ‌جریان دارد؛ روحانی و علی لاریجانی آخرین محذوفان‌اند!) رانده‌شده‌ها و آن‌ها که داخل سیستم نبودند اما خواهان اصلاح بودند در سال‌های ۷۳ تا ۷۵ در اندیشۀ راهی برای بیرون بردن کشور از مسیری بودند که آن را به جهنم کنونی می‌رساند. اندیشه‌های «نصیحت به اصلاح» و «تغییر درون زا» محصول آن سال‌ها هستند. ماهنامۀ «ایران فردا» ارگان همفکران مرحوم مهندس سحابی در مقالۀ «شورشگریِ آئینی»  ضمن برشماری روندهای پوسیدگیِ درونیِ سیستم و لزوم تغییرِ درون‌زای آن، مسیر مناسب را پیداییِ چهرۀ شورشگری از روحانیونِ درون سیستم می‌دانست که قصد اصلاح داشته باشد و نه سرنگونی. فرمول پیچیده‌ای بود. بعد از حذف شخصیت‌هایی مثل منتظری و امثال او، توقع شورشِ محدود و اصلاح‌محور از درون، توسط روحانیونی که آیت‌الله‌های بزرگ نبودند غیر ممکن می‌نمود، که البته با ظهور خاتمی در ۷۵ ممکن شد: شورش سیاسی نکرد، انقلاب ذهنی به جامعه هدیه داد!

می‌خواهیم از این ذکر طولانیِ تاریخ نتیجه بگیریم که به زعم ما، شروع شطرنجِ سیاسیِ آگاهانۀ جامعه با این حکومت، محصول آن سرکوب با کاتیوشا و آرپی‌جی در سال ۷۳ و از پسِ آگاهیِ حاصل از آن و گشودگیِ چشم‌ها بر ماهیت حکومت بود. جامعه اندیشید با این حکومت باید کار کرد. اگر شطرنج بلد نیست یا رندانه می‌گوید بلد نیستم، باید با او بازو انداخت و نباید به رینگ رفت. علیرغم فراز و فرودها، هنوز این رویکرد در ذهن اکثریت ایرانیان غالب است. جامعه‌نو هنگامی که از تأکید بر مطالبات اصلاحی و اِعمال فشار اجتماعی بر حکومت می‌گوید و رویکردهای درگیری‌طلبانۀ رندان را نفی می‌کند، این تجربه‌ها را پشت سر دارد.

رویارویی جامعۀ ما با این حکومت ادامه می‌یابد و فرجام و زمان نیل به آن فرجام، هنوز نامشخص است و در اختیار ما نیست اما تاکتیک اصلی این رویارویی، در اختیار جامعه است. افزایش فشارِ مطالبات اجتماعی و اقتصادی، حضور حداکثریِ دائمیِ جمعی و خودداری اکید از بروز خشونت و رفتارهای غیرمسالمت‌آمیز!

شورای سردبیری جامعه نو

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»