لایحه یا طرحی که در کمیسیون قضایی مجلس تصویب شده با چنان مجازاتهای شداد و غلاظ برای کشف موی سر، معرکه آراء شده و از همین حالا مخالفت و واکنشهای منفی به آن رو به تزاید است و با تصویب و اجرای آن روز به روز بر تیر مست شدن جامعه خواهد افزود.
اگر نمایندگان راه یافته به مجلس، از حقوقدانان مستقل برای تبادل نظر دعوت میکردند، قطعا چنین طرحی نمیتوانست به تصویب برسد. و اگر به گذشته و تجربیات دیگران گوشه چشمی داشتند، متوجه میشدند که این برخوردهای قهریه ثمرهاش فقط دستمالی و لوث شدن قانون و قانونگذاری و مجریان است.
بررسی بند بند این مجازاتها، کار صاحبنظران است ولی به نظر من یکی از بدترین و سبکترین بخشهای این طرح این است که طبق مراتب، خانمی که حجاب را رعایت نکند ممنوع الخروج میکند!
واژه ممنوع الخروجی از ۶ ماه تا ۲ سال در پنج جای این لایحه به عنوان مجازات آمده است. معنا و مفهوم این مجازات این است که شخص مورد نظر مجبور باشد از ۶ تا دو سال در ایران زندگی کند و این زندگی کردن برای ادب کردن و امری بازدارنده در نظر گرفته شده است.
در غالب موارد، مجازات شامل چیزی میشود که مجرم از انجام آن اکراه داشته، برایش سخت است و گاه در شان و مقام او نیست و برایش ضرر و زیانی در پی داشته باشد.
حالا که حضرات، زنی را که رعایت حجاب نکرده ملزم میکنند در کشور بماند، یعنی زندگی در ایران کاری سخت و همراه با اکراه است. در این صورت معنا و مفهوم آن این نیست که حاکمیت چنان زندگی در وطن را بر مردم سخت ساخته که ماندن در ایران سخت و طاقت فرسا است؟!
همیشه و همه میگویند هیچ کجا وطن آدم نمیشود؛ و حالا چنان مدیریت و ناکارآمدی به نقطهای رسیده که غیر مستقیم، بخشی از مجلس نشینان اعتراف میکنند که این وطن دیگر وطن سابقی نیست که پیامبر در اهمیت آن فرمود: حب الوطن من الایمان!