گفتگو وهمسویی برای عبور از گردنه سختِ گذار
آقای خمینی میگفت ما به محرم و عاشورا زندهایم. عزاداری اعتراضی دارد این میدان را از دست حکومت خارج میکند. عزاداری اعتراضی از فرصتِ«تجمع»ی که حرمت و حریم امنیت دارد در جهت بروز درونیات انباشته خودش استفاده میکند. شروع این رویکرد از جنبش سبز با رنگ سبز و شعار «یاحسین، میرحسین» بود که اینک وسعت بیشتری یافته است.
پدیده «مذهب علیه مذهب» مرتب گستردهتر میشود. همانطور که مردم عرصه خیابان را بازپس گرفتند، مردمان مذهبی نیز دارند عرصه مراسم و نمادهای مذهبیشان را از انحصار حکومت خارج میکنند. آنها به جای کربلای تاریخی و نمادهایش، اما با الهام از آنها، روی کربلای مجسم امروز تکیه و تاکید میکنند.
مداحی آقای کویتیپور یکی از برجسته ترین نمونههای این رویکرد است. البته مداحان یزدی پیشگامان این رویکرد هستند. یکی از خلاقیتهای مردمی که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» در اوج بود، «تکثیر پدیده ها»ست. ما امسال شاهد تکثیر پدیده مداحان یزدی و یا خواندن مثلا«از خون جوانان وطن لاله دمیده» و…، هستیم.
همانگونه که جامعه با ابزار «زور» حکومت مقابله میکند، دارد با ابزار«تزویر»شان هم مقابله میکند و مانع سوءاستفاده از مفاهیم و نمادهای مذهبی از سوی حکومت ولایی میشود. حکومت میخواهد دین را دولتی نگه دارد، ما اما شاهد نوعی دین مردمی و مدنی هم هستیم. این پدیده باعث وحشت حکومت و عکسالعمل آنها شده است. از جمله مداحان اعتراضی را «مداحان دنیاطلب» خواندهاند! این عزیزان دنیاطلباند یا مداحان ویژهخوار فاسد حکومتی!؟ شاید هم منظورشان از«دنیا طلبی»، خواندن اشعاری مطابق پسند و پذیرش اکثریت مردم باشد. این هم البته نوعی اعتراف به مخالفت اکثریت مردم با حکومت ظالم و فاسد ج.ا است.
میگویند این مداحها«دشمن شادکن» هستند. اما مداحیهای اعتراضی، از جمله در یک مداحی ترکی، می ویند دشمن و شیطان بزرگ ما شما هستید! حاکمانی که میخواستند مداحان حسینی را تبدیل به مداحان خامنهای و لعنت کنندگان بر یزید را به لعنتکنندگان آمریکا، بیحجابها و مخالفان حکومت تبدیل کنند، حالا که شکست خوردهاند دارند زوزه میکشند و آنها را دنیاطلب و یاران شیطان میخوانند! و یا دست به «جسدسازی مصنوعی» می زنند و یا ماموران امنیتیشان را سرازیر هیئتها میکنند تا دست به سانسور و کنترل بزنند.
برخلاف حضور ابزاری بعضی از شرکتکنندگان در نماز جمعه سال ۸۸ آقای هاشمی، عزاداران سیاه پوش و سینهزن در مداحیهای اعتراضی همه باورمند هستند. مراسمهای محرم و عاشورای حسینی قسمتی از هویت تاریخی و مذهبی بخشی از مردم ایران است (که ریشههای تاریخی کهن تری نیز در مراسم سوگ سیاوش قبل از اسلام هم دارد).
قابل توجه است که کاملیا سجادیان (مادر زندهیاد محمدحسن ترکمان) میگوید«زینب زمانه منم». عزاداران یک هیئت در کنار مزار غزاله چلابی اظهار همدردی میکنند. برخی نوحههای اعتراضی حتی از سوی بعضی از مولویهای اهل سنت که باور به شیون و عزا و مراسم هفتم و چهلم ندارند نیز همدلانه بازنشر میشود.
تا موقعی که ظلم باشد، اعتراض هم هست و این رویکردهای مذهبی اعتراضی نیز میتواند استمرار داشته باشد. در یک حکومت دموکراتیک و عادلانه اگر دیگر ظلمی نباشد بالطبع زمینهای هم برای اعتراض وجود ندارد از جمله از طریق ظرفیتها و بیان مذهبی و به احتمال زیاد این مراسمها به همان حالت سنتی خود تبدیل خواهند شد.
نیروهای غیرمذهبی نیازی نیست با مذهب و ظرفیتهای آن برخورد ابزاری کنند. کافی است برخورد آنها حمایتی- انتقادی(با حفظ فاصله هویتی) باشد، نه ضدی و حذفی و قطبی. فضای مجازی مقداری گول زننده است و تابلو و آکواریومِ بیانگر کلیت جامعه نیست.
جامعه برخوردی بسیار طبیعیتر از اپوزیسیون و ایدئولوژی و ضدایدئولوژیهای حاکم بر آن دارد. جامعه دارد به طور کاملا طبیعی از هر فرصت «تجمع» و «تشکل» و به هم پیوستگی برای بیان عقاید و اعتراضاتش استفاده میکند. حکومت دیگر نه فقط از تجمعات ورزشی بلکه باید از تجمعات مذهبی نیز هراسناک باشد. مثل آنچه در زاهدان در جریان است!
داریم به سمت دین مدنی پیش میرویم دینی که الزاما در حوزه خصوصی نیست و قطعا نباید در عرصه حکومت و قدرت باشد اما میتواند در عرصههای مختلف مدنی از جمله مثلا در کمک رسانی اجتماعی و هر خیر عمومی دیگر نقشآفرینی کند. جمعیت امام علی با جذب ده هزار دانشجو و شصت هزار همکار داوطلب در پیرامونش یک نمونه موفق در این باره است.
نمونه زندهیاد حمید رضای روحی که هم ترانه میخواند و هم مداحی میکرد، نمونه بخشی از مردم و جوانان طبیعی کف جامعه است که هیچ تعارضی بین این دو حالت و وضعیت ترکیبی احساس نمیکند.
گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال