رفراندوم ممنوع است و انتخابات آزاد؛ اما چه میتوان کرد که بازی روزگار انتخابات را هم به رفراندوم تبدیل کرده است!
در واقع در انتخابات، رای ندادن به اندازه رایدادن معنی پیدا کرده و نوعی ابراز نظر است؛ و این موضوع ترس بزرگی آفریده که قابل مخفی کردن نیست و مهمترین چیزی است که از الان تا پایان انتخابات اسفند پیشروی حاکمیت است.
رفراندوم قبلی در خرداد ۱۴۰۰ برگزار شد؛ همان انتخاباتی که مثل همیشه شرکت کردن در آن تکلیف اعلام شد و البته این بار توصیه شد که عموم مکلفان، رای سفید هم ندهند. نتیجه این شد که بیش از ۵۱ درصد در آن انتخابات شرکت نکردند و در واقع در رفراندوم رای «نه» دادند و ۱۳ درصد از رایدهندگان هم رای باطله دادند؛ یعنی آنها هم ظاهرا رایشان آری بود و باطنا نه!
قبلترها هم انتخابات، رفراندوم میشد؛ از دوم خرداد ۱۳۷۶ که نتیجهاش به قول زندهیاد عزتالله سحابی «نهی بزرگ» بود تا ۱۳۹۶ که مردم برای آخرین بار امیدوارانه پای صندوق آمدند؛ آن سال زود صندوقهای انتخابات را بستند که نتیجهی رفراندوم خیلی خرد کننده نباشد! اما حالا که امید مردم، به همت دو جناح ته کشیده دیگر نتیجهی رفراندومهای انتخاباتی ( یا انتخاباتهای رفراندومی!) نه با شمارش رایهای کاندیدای مغضوب، که با رایندادن و رای باطله دادن مشخص میشود. خرداد ۱۴۰۰ چنین بود و این بار هم… حالا اگر انتخاباتی برگزار میشود نتیجهاش چندان مهم نیست، بلکه میزان مشارکت مردم است که با همه سخن میگوید.
اما چرا چنین شده است؟ میتوان انکار کرد و پاسخی سربالا داد، اما چه فایده؟! میتوان بازهم تقصیر را گردن دشمن انداخت اما آنوقت با شعار رو به زوال بودن دشمن و قدرت گرفتن ما قابل جمع نیست! حتی میتوان با روشهایی منکر وجود چنین وضعی شد و برعکس مدعی حضور بینظیر مردم شد.
اما مگر هنوز بعد از ۱۴ سال در اثبات رایهای سال ۸۸ گرفتاری وجود ندارد؟ پس چه فایده از تکرار بیثمر آن داستان؟!
تلگرام نویسنده