سخن جمعی از دانشگاهیان با ملت شریف ایران!

یکی از نشانگان فروپاشی جوامع که عدم توجه به آن می‌تواند تخریبی عظیم در بنیان‌های جامعه ایجاد کند، فقدان زبان مشترک و مفاهمه میان حاکمان و بدنه‌ی جامعه‌ی مدنی است. در هر جامعه‌ای اگر اهالی دانشگاه توانستند با سیاستمداران و دولتمردان بر سر میز گفتگو بنشینند و بین آنها مفاهمه‌ای شکل بگیرد، یعنی هنوز پایه‌های مدنیت دچار آسیب نشده است؛ اما در شرائطی که بیان مشترک از دست رفت یا گوش حاکمیت، عامدانه سنگین شد و صدای مخاطب را نشنید، دیگر کار از دست رفته است.

در وضعیت فعلی ما،  شکاف عمیق ایجاد شده میان حاکمیت و دانشگاه بواسطه‌ی استبداد رأی حاکمان، گویای آن است که نه تنها مفاهمه‌ای شکل نمی‌گیرد که باید منتظر زلزله‌ی فروپاشی مدنیت در کشور باشیم.

جامعه دانشگاهی در تمام این ماه‌های پرتنش از پاییز ۱۴۰۱ تاکنون، مکررا از رنج‌ها، فضیلت‌ها و راه‌های علاج مشکلات سخن گفته و بر خواسته‌های مدنی پای فشرده است؛ از بیان رنج عمیق خود از ستمی که بر”مهسای ایران” گذشت؛ از ناکارآمدی سیاست‌های غلط فرهنگی حاکم؛ از لزوم توجه به سرآمدی دانش و اتخاذ سیاست‌های خردمدارانه، از فضیلت نگاه انتقادی، از آزادی و کرامت انسان و حق بیان آزاد، از تشریح موارد متعدد قانون‌شکنی‌ها و خشونت‌ورزی‌ها در برخورد با مردم معترض، از شرح وضعیت دانشجویان منتقد و دانش‌آموزان بی‌پناه که مظلومانه مورد تعدی، اهانت و تنبیه‌های ناروا قرار گرفتند و موارد متعدد دیگر.

اهالی دانشگاه گرچه در دادخواهی برای دانشجویان و جامعه تلاش کرد جسور باشد و همگام با جامعه‌ پیش رود، اما درباره‌ی خود و ستمی که بر کیان خویشتن رفته، با بیانی صلح‌جویانه و با صبر و متانت پیش رفت، از هیاهو پرهیخت و با نجابت از حق تباه شده‌ی خود سخن گفت؛ از اخراج‌ها و تعلیق‌های استادان و دانشجویان و زخم‌هایی که بر پیکر، روح و روان خود در این مدت متحمل شده، در گفتگوها و نامه‌هایی با ادبیاتی مسالمت‌آمیز پرده بر داشت؛ با چراغ منطق و استدلال، راه را از چاه برنمود و گاه قانون را فراچشم آورد و متذکر شد که این رفتارها چرا و چگونه خلاف همین قانونی است که حاکمان، خود را مدعی التزام به آن می‌پندارند…

اما نتیجه چه بود؟

تداوم ستم و نقض قانون و استمرار سیاست سرکوب و بی‌توجهی به حل مسالمت‌آمیز مشکلات و تا همین لحظه تداوم تعلیق و قطع حقوق ده‌ها تن از استادان دانشگاه‌ها و عدم تمدید قرارداد همکاران پیمانی، پرونده‌سازی، آزار، تحقیر و کارشکنی‌های متعدد. آیا به‌راستی برای اهالی دانشگاه در این کشور، ملجأ، پناه، گوش شنوا و قانون مددرسانی نیست؟!  چرا باید امنیت شغلی، چشم‌انداز روشن از آتیه و آرامش روان برای کسی که دهه‌ها برای همین کشور و جوانان میهن و نهاد دانشگاه بی‌منت و با افتخار زحمت کشیده و کار کرده، اکنون سودایی دست‌نیافتنی باشد؟ آخر به کدامین گناه؟! به جرم حق‌طلبی و حمایت از دانشجویان و جوانانی که آتیه‌ی همین مملکت هستند؟ به جرم بیان صادقانه‌ی افکار و باور به تغییر؟ به جرم انتقاد و مخالفت با شیوه‌های فراقانونی و مستبدانه‌‌ی حکومت؟ در کجای قانون آمده که مخالفت و انتقاد جرم است و یا می‌توان شهروندی را بدون محاکمه و بدون گذراندن مراحل قانونی از حق حیات و کار و امنیت شغلی محروم کرد؟ در کجای قانون آمده که فرد، افراد یا نهادهایی، از چنان قدرتی برخوردار باشند که کار قانون‌گذاری، اجرا و داوری را یکجا در اختیار گیرند و به شیوه‌ای بدوی و انتقام‌جویانه، ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی را پایمال کنند؟!

و اکنون در این روزها که روان کل جامعه به سبب مرارت‌های پیاپی، عمیقا دچار از هم‌گسیختگی است و هر آن ممکن است دیوار بلند ناامیدی، نقار و نفرت به تکانه‌ای بر سر مردم و حاکمان فرو ریزد، چاره‌ای باقی نمانده جز فریاد دادخواهی ستمدیدگان! و ما به عنوان اهالی دانشگاه و بنا بر اصول و فضیلت‌های دانشگاهی بر خود واجب می‌دانیم که وضعیت خطرناک و اسف‌بار دانشگاه را با هم‌میهنان شریف خود در میان گذاشته و همگی همدل و هم‌صدا بار دیگر نجات همه بیگناهان و از جمله احقاق حق استادان و دانشجویان اخراج و تعلیق شده و ضرورت بازگشت آنها به دانشگاه را فریاد بزنیم، ما که جز قلم و لشکر کلمات، قدرت بازدارنده یا موثر دیگری در اختیارمان نیست!

به پیوست لینک اینستاگرامی اسامی دانشگاهیانی که از مهر ۱۴۰۱ تا کنون اخراج و یا تعلیق شده‌اند جهت اطلاع عموم، تقدیم می‌گردد.

https://www.instagram.com/reel/Cowus9_AY76/?igshid=NjZiM2M3MzIxNA==

https://www.instagram.com/reel/CpFPLtcgft3/?igshid=NjZiM2M3MzIxNA==

https://www.instagram.com/reel/CpHi1CEg3X2/?igshid=NjZiM2M3MzIxNA==