عصر انقلابها و قیامهای خونین سپری شده است؟
ذات افسارگسیخته قدرت بهطور طبیعی میل به کودتا دارد.منتها در گذشته چنین مفهومی برای توضیح “نظم ناموزون قدرت” به کار نمیرفت و اصولاً شناختهشده نبود، بدین دلیل که کودتا از مختصّات طبیعی قدرت بود و ضرورتی وجود نداشت که میان قدرت و مفهومی که به آن کودتا میگوییم تفکیکی صورت گیرد.
درواقع قدرت همان کودتا-یا به تعبیر درستتر- کودتا بخشی از نظام قدرت بود. این است که تمام تاریخ چیزی جز کشمکش مداوم و ائتلافهای شکننده و فرصتطلبانه میان نیروهای بانفوذ که قبایل، اقوام یا فئودالها و اشراف بودند،نیست.امّا از زمانی که در تاریخ مدرن تلاش شد شکل نظم یافتهی متفاوتی به سیاست داده شود و از قرن نوزدهم و با بسط مفهوم جمهوری یا پیش از آن با تاسیس مفهوم مشروطیت،دولتهای ملّی اروپایی شکل گرفتند، مفهوم کودتا در بیرون از سازمان دولت تعریف شد و درواقع کودتا بتدریج از معنای ذاتی قدرت بیرون افکنده شد و معنای”جابهجاییهای توطئهآمیز قدرت،از مدار مسیرهای تعریف ناشده رسمی”را پیدا کرد.
باوجود این کودتاها همچنان پدیدههایی نیستند که از بیرون به یک ساختار دولت تحمیل شوند بلکه در هر کجا که دولت هنوز شکل بالنسبه تثبیت شدهی دولتهای بورژوا دموکراتیک را کسب نکرده باشد، میشود احتمال داد که محتوائاً خصلت کودتایی داشتهباشد و از این جهت نیز پیوسته درمعرض براندازی یا جابهجاییهای خلقالسّاعه، ناگهانی، پیشبینینشده و توطئهآمیز است.این معنا شاید عجیب به نظر آید امّا امتداد چنین بحثی ممکن است حتّی ما را به این نتیجه برساند که مرزبندی کلاسیک میان کودتا و انقلاب هم چندان دقیق نیست و دولتهای ناقص که هنوز مدارهای مدرن تأسیس دولت را طی نکردهاند گاهی با انقلابهای سراسریی روبرو میشوند که هدایت آنها را رهبرانی برعهده دارند که از نفوذ اجتماعی و تاریخی خود برای کسب قدرت فردی و به کنار زدن رقبای سیاسی و ایدئولوژیک خود بهره میبرند.گونههایی از چنین انقلابهایی را رهبران جریانهای میرای تاریخی هدایت میکنند و ارتجاع و اَشکالی از فاشیسم را با نام استقلالطلبی و استعمارستیزی یا حتّی سوسیالیزم به جمعیتهای هیحانزده و بسیجشده میفروشند.
یکی از اندیشمندان و فعّالان سیاسی عصر نهضت ملّی شدن صنعت نفت و از حامیان جوان دکتر مصدّق در جبهه ملّی و -پس از وقوع کودتا- در نهضت مقاومت ملّی و جبهه ملّی دوم محمّدعلی خنجی بود که بررسی برخی مواضع هشیارانه او در آن سالها شاید به بحث ما کمک کند. خنجی وکیل دادگستری و دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس بود و در سال۳۲ تنها ۲۸ سال داشت.او باوجود جوانی در نتیجه تحلیل مفصّلی که اوایل تیرماه۳۲ و در جلسه هیات اجراییِ نیروی سوم از تحوّلات بینالمللی ارائه داد، استدلال کرد که مناسبات جهانی به نفع این مرحله از مبارزات ملّت ایران نیست و در نتیجه هرگونه اقدام دولتهای غربی برای سقوط دولت مصدّق محتمل است.این پیشبینی یک ماه پیش از کودتا بود امّا خلیل ملکی در نیروی سوم وی را دچار مالیخولیا دانست و نظرات او رانپذیرفت. یک دهه بعد نیز وی بر اساس تحلیلی که از ساختار نهادهای مذهبی درایران داشت با پیشنهاد اعلام حمایت جبهه ملی از ناآرامیهای سال۴۲ مخالفت کرد و گفت: بهتر است بیست سال دیگر صبر کنیم و با روحانیت متّحد نشویم.همچنین و متعاقب آن،خنجی در اردیبهشت سال۴۳-وشاید درنتیجهی ارزیابی وی از ورود ایران به وضع انقلابی و رهبری مقدّر آن-نوشت:انقلابهای خشونتآمیزوخونبار نه تنها جنبشهایی مترقی و آوانگارد نیستند بلکه تحوّلاتی ارتجاعیهستند. او افزود:”عصر انقلابها و قیامهای خونین سپری شده و تاریخ به مرحله جدیدی از سیر خود گام گذارده است.
ما در آغاز عصری به سر میبریم که میتوان آن را عصر سیر آگاهانه تاریخ نامید”.احتمالاً منظور خنجی از به پایان رسیدن عصر انقلابهای خونین، نه از موضع امکان وقوع آنها بلکه از نظر احتمال به نتیجه رسیدن انقلابها بودهاست زیرا وقوع یا عدم وقوع انقلابها پیشبینی پذیر نیست اما میتوان درباره مثمر ثمربودن یا نبودن آنها احکام قاطعتری صادر کرد.به هرحال او بسیار زود در ۴۶سالگی و در سال۱۳۵٠ درگذشت و فرصت نکرد در یکی از تعیین کنندهترین دهههای تاریخ ایران، نظریات عمیق و قابل تامّل خویش را بارورتر سازد امّا آن چه اهمیت دارد این است که خنجی ساختار انقلابِ محتملی که زمینههای آن را در سالهای ابتدایی دهه۴۰ ایران و محتوای رهبری و نیروی اجتماعیِ اصلیِ حامی آن میدید،در تعارض با ساختار نهضت ملّی ایران و رهبری آن یعنی دکتر مصدّق میدانست و به همینجهت عمیقاًمعتقدبود چنین انقلابی،جایگزین و آلترناتیوی برای کودتا نیست و بسیار زود خطر ارتجاع را گوشزد کرد. هشدار خنجی امّا چندان شنیده نشد و ضدّیت درست و سنجیده نیروهای سیاسی با کودتای ۲۸ مرداد،بسیاری از آنها را از ارزیابی دقیق جریانهایی که هرچندمخالف دربار امّا در عین حال پایگاه تاریخی ارتجاع بودند،بازداشت و کمتر به مولفهای توجه کردند که خنجی آن را”سیر آگاهانه تاریخ”مینامید.
ایران فردا