هراس از یک نام و یک گفتمان، مجتبی نجفی

کودتای ۲۸مرداد قبل از مسئله حقوقی سیاسی است

کودتای بیست و هشت مرداد قبل از اینکه مساله حقوقی مربوط به اختلاف حقوقدانها در روزهای انتهایی مرداد باشد، بیشتر مساله ای سیاسی است. طرح کودتا در سرویس های جاسوسی بریتانیا و آمریکا پایه ریزی شد. کودتا سه مجری داشت: دربار و نظامیان،اسلامگرایان رادیکال و اوباش. این سه بال مجری کودتا بودند که خیلی ارزان هم برای آمریکا آب خوردند.نهادهای جاسوسی غرب ابتدا در مورد قدرت حزب توده بزرگنمایی کردند. به بهانه تسلط کمونیسم بر ایران خواستند از شر مصدق رهایی یابند. مساله شان با مصدق چه بود؟ در اوج جنگ سرد او مدلی ملی دموکرات از حکومتداری ارائه داد. با ملی کردن صنعت نفت پای انگلیس را از ایران برید. توجه کنید که در کانتکست آن زمان، حس تحقیر ملی در اوج بود. پس ملی شدن صنعت نفت فقط مساله اقتصادی نبود پاسخی به سالها تحقیر بیگانگان بود.

در بعد داخلی مصدق تلاش کرد شاه را به جای حکومت کردن به سلطنت وادار کند. این روح مشروطیت بود. مقابله با مخالفان دموکراسی بسیار دشوارتر از مقابله با انگلیس بود. پس در دوران جنگ سرد مدل دولت ملی دموکرات تحمل نشد. روسها هم که از ملی کردن شیلات در دوران مصدق خشمگین بودند در راه دولت او سنگ اندازی کردند. کودتاچی ها ، اسلامگرایان رادیکال را بسیج کردند. چون مصدق سکولار بود و ایران را برای همه ایرانیان میدانست برای همین با درخواست سرکوب بهاییان از طرف مراجع مخالفت کرد زیرا به اعتقاد او ایران برای همه فارغ از مذهبشان است. ما از هفتاد سال پیش حرف می زنیم. سطح تفکر کسی را ببینید که معتقد بود خیانت فقط چپاول و دزدی و کرنش در برابر تحقیر انگلیسی ها نیست، شکستن قلم و نقض آزادیهای بنیادین هم خیانت به وطن است. برای همین در دوره او از منظر آزادیهای سیاسی کم نظیر است.

حالا چرا بر خلاف اظهارنظرهای صریح مقامات بریتانیا و آمریکا، کودتا را برخی جریانات داخلی انکار میکنند؟ چون نام مصدق کلمه رمز است. او رویای شکست خورده ملتی است که در آرزوی تحقق دموکراسی سکولار، مهار قدرت مطلقه، مقابله با اسلامگرایی رادیکال تا کنون ناموفق بوده. برای همین مصدق همیشه آماج هجمه بوده. البته برخی نقدها به او وارد است، هجمه هم نیستند. هجمه را میگویم که ببینید کدام شخصیت را در تاریخ ما هم به نام لیبرال بودن میکوبند؟ هم به نام چپ بودن هم سکولار بودن هم اسلامگرا بودن؟ مخالفان مصدق طیفی گسترده هستند. پس مساله فقط مصدق نیست. مساله نامی متعلق به یک گفتمان است. گفتمانی که استقلال را با آزادی ، جدایی نهاد دین از دولت، همزیستی مسالمت آمیز همه ادیان و اقوام را زیر سایه ایران متحد می خواهد.

نام مصدق اینجا آزار دهنده است چون سد محکم در برابر کسانی است که میخواهند کودتا را که فقط در آن روز بیش از چهل کشته و سیصد و پنجاه زخمی داشت تهی از معنا کنند و یک سلطنت مطلقه را به نام مشروطه بفروشند. مصدق یک سد در برابر سیستم دروغ است برای همین اینور آبی ها و اونور آبی ها به صورت هماهنگ او را می زنند. او همیشه سوژه تخریب بوده چون گفتمان او مانعی بر کودتاچی های دیروز و وارثان استبداد از جنس عمامه و چکمه است. از این منظر یاداوری کودتا نه قصه گفتن از تاریخ که اشاره ای به امروز و آینده است که مبادا در برابر سیستم دروغ وا بدهیم. استبداد از هر جنسش با دروغ عجین است. قلب واقعیت می کند و کالای تقلبی می فروشد. یاداوری مصدق و کودتا برای همین است فریب مثلث استبداد درباری، اسلامگرایان رادیکال و اوباش لومپنها را نخوریم.

تلگرام نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»