اجازه میدهیم سایههای اقتدارگرایی برای ما تصمیم بگیرند؟؟
یک پاسخ این است: قدرت عجیب داستانهای شخصی از کنشگری و مطالبهگری ایرانی حذف شده است.
بیشتر ما که اخبار روزانه اعتراضها، تجمعها و شعاردادنها را مرور میکنیم، میدانیم که جریانی از مطالبهگری در حال وقوع است. اما شاید کلید یک گام پیشرفت در ساخت فضای بهتر مطالبهگری، در پوشش یا مرور سریع رویدادها نباشد؛ تا زمانی که رسانههای رسمی تنها رسانههایی باشند که داستانهای شخصی کارگران را به نحو موثرتری از افراد و سازمانهای مستقل پوشش میدهندف چهارچوب روایت ممیزی شده رسانههای رسمی که امتداد سیاستها وضع موجودند، به روایت غالب تبدیل میشود و هر گونه تغییری دستکم تا پوشش انسانی و ملموس روایتهای شخصی مطالبهگران به تاخیر میافتد.
ابزار تغییر
اگر نگهداری وضع موجود را ناشی از برقراری هرم قدرت از بالا به پایین ببینیم، در مقایسه، ابزار تغییر ما انواع دیگر قدرت، از جمله قدرت جمعی است پس اگر به نیروی سازنده تغییر به جای خوراک درست در کشف آن چه در داستانهای شخصی مطالبهگران میگذرد، اخبار فیلتر شدهای از روایت رسمی را جایگزین میکنیم، به جای برقراری ارتباط واحدهای سازنده تغییر چنین واحدهایی را با دیوار روایت رسمی طرف کردهایم.
آیا اجازه میدهیم سایههای اقتدارگرایی برای ما تصمیم بگیرند؟
اول اجازه بدهید سایههای اقتدارگرایی را تعریف کنیم. سایههای اقتدارگرایی انگارههایی از قدرت رسمی هستند که از گوناگونی روایتها و محرکهای شخصی تغییر جلوگیری میکنند. ما به این دلیل میتوانیم چنین بند و لسطهایی را سایه بنامیم که تنها به یک باور و تصمیم انسانی وابستهاند و به محض نور تاباندن بر روی مصادیق و انگارههای آن با یک پرسش درست، سیلی از پاسخهای برامده از اقتدار جمعی میتواند سایههای اقتدار را محو کند.
موقعیت یک-
آیا رسانههای رسمی حاضر نیستند که قضایا را از زاویه داستانهای شخصی گروه مطالبهگر شما را در معرض دید قرار بدهند و از روایت تکراری برآمده از رسانههای رسمی عدول کنند؟
– به دنبال یک روزنامهنگار در داخل و یا خارج از ایران بگردید.
– تواناییهای فنی شهروندخبرنگاری را در گروه خود تقویت کنید.
– از فرزند یکی از همکاران بخواهید یک گزارش غیررسمی از اعتراض همکاران تهیه کند، طوری که در آن موارد امنیتی رعایت شده باشد.
موقعیت دو-
آیا در گروه مطالبهگر، شما نگرانی از بابت بگیر و ببندهای حکومتی مثل ویروس بیشتر اعضا را به بیعملی واداشته و اعضا را به دو دسته اقلیت نترسِ عملگرا و ترسخورده محتاط تقسیم کرده و شما نیاز به ساخت یک ویروسیاب دارید؟ با برگزاری چند جلسه بیشترین موارد پرهیز به خاطر ترس را شناسایی و علامتگذاری کنید و برای هر کدام از داخل راه حل جستجو کنید تا فاصله میان ترسیدهها و شجاعان کوچک شود.
مثال: فرض کنید که میخواهید از دنیای درونی و احساسات یک کنشگر صنفی که در خیابان شعار میدهد ولی حاضر نیست جلوی دوربین بنشیند پرده بردارید.
آیا از این میترسد که چهرهاش دیده شود؟ شاید بتواند پشت به دوربین بنشیند.
آیا از این حذر میکند که صدایش شناخته شود؟ میتوانید صدای وی را با کمک شخص دیگری بازخوانی کنید.
ادبیات، ابزار قدرت است
ادبیات کلاسیک چگونه با تعریف و برجسته کردن داستانهای شخصی و انسانی مردم به ستون فرهنگ تبدیل شد و نامهایی را جاودانه کرد؟ آیا پیدا کردن این که شاعران محلی در این منطقه از جهان در واقع کنشگرانی بودهاند که در پی ایجاد تغییر در اجتماع خود دست به آفرینش شاهکار زدند و یا دانستن این که یکی از بزرگترین شخصیتهای داستانگو در ادبیات کهن زنی بوده است که اقتدارگرایی زمانه خود را دور زد، ناگهان در خزانه انگیزه و اقتدار را برای تغییرسازان و مطالبهگران حقوق مدنی و صنفی باز نمیکند؟
@davtalaborg