از فرآیند پاک سازی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ایران با هدف اسلامیسازی نهاد دانشگاه و نیز نزدیکی حوزه و دانشگاه، به انقلاب فرهنگی یاد میشود.
برخی از مشخصات اصلی تحولات این دوران عبارتنداز:
۱- دورهی زمانی مستمر و مستقیم از خرداد سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲
۲- براساس فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی
۳- زیرنظر ستاد انقلاب فرهنگی، اعضای اولیه ستاد انقلاب فرهنگی عبارت بودند از: علی شریعتمداری، محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلالالدین فارسی.
۴- تعطیلی ۳۰ ماههی دانشگاهها
۵- اهداف اصلی:
– تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاهها
– گزینش دانشجو
– اسلامیکردن جو دانشگاهها و تغییر برنامههای آموزشی دانشگاهها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد
۶- اقدامات انجامشده:
– بازبینی محتوای کتابهای درسی
– حذف تفکرات چپگرا
– اخراج دانشجویان و استادان بهائی از دانشگاه
– اسلامیسازی جنسیتی نهاد دانشگاه شامل: جداسازی جنسیتی، اجباری کردن حجاب، محدودیت جنسیتی آموزش و تحصیل در برخی رشتهها، پاکسازی جنسیتی متون درسی
– گزینش استادان و دانشجویان
– بازگشایی دانشگاهها
– تأسیس دانشگاهها و نهادهای جدید آموزش عالی
– تلاش برای احیای پژوهش در دانشگاهها به علت تعلیق فعالیتهای پژوهشی اساتید و پژوهشگران تصفیهشده و مهاجر به خارج از کشور، و نیز جایگزینی تدریس بهجای پژوهش به دلیل کمبود استاد
۷- تبدیل ستاد انقلاب فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی در آذر سال ۱۳۶۳ با تصویب لایحهی دولت وقت در مجلس شورای اسلامی و فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی
انقلاب فرهنگی دوم
به دنبال اخراج چند تن از استادان دانشگاه، انتصابات جدید و پارهای محدودیتها در دانشگاهها، در دورهی نخست ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، منتقدان دولت نگرانیهایی در مورد شروع #انقلاب_فرهنگی_دوم اظهار نمودند. همزمان مدیرکل وقت امور فرهنگی وزارت علوم، ضمن تأکید بر اینکه بحث انقلاب فرهنگی دوم از ناحیه وزارت علوم مطرح نشده است، اضافه کرد:
«به نظرم مقصود از طرح انقلاب فرهنگی دوم شالودهشکنی و در نور دیدن اساسها و بنیادها نیست بلکه طرح این بحث تلاش برای جدا شدن از فرهنگ و وضع موجود و رسیدن به فرهنگ و وضع مطلوب است»( شرق، خرداد ۱۳۸۶).
در نقطه مقابل روزنامهی دولتی ایران، در دولت وقت محمود احمدینژاد؛ اظهار نظر منتقدان دولت در مورد شروع انقلاب فرهنگی را هیاهوی تبلیغاتی خواند ( قدیانی، خرداد ۱۳۸۶).
پایان مهر ۱۳۸۴ احمدینژاد در دیدار با استادان بسیجی دانشگاههای کشور، آنان را خطاب پیام خود قرار داد و گفت: «… باید فضای دانشگاهها به غایت #انقلابی و #آرمانی باشد تا پیشرفت و جهش علمی در کشور رخ دهد. تحولات بزرگ را در این فضا میتوان زمینهسازی کرد. ریشه بسیاری از مشکلات دانشگاهها مبانی علمی دارد. نظام آموزشی و نوع نگاهی که به تولید علم حاکم است، باید عوض شود. دانشگاهها باید پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. #بسیج میتواند این موضوع را در متن جامعه جاری کند».
برخیاز ویژگیها و اقدامات این دوره عبارتستاز:
۱- دورهی زمانی از ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲
۲- اخراج، بازنشستگی اجباری و پیشاز موعد، و تعلیق اساتید
۳- تعلیق، اخراج و ستارهدار کردن دانشجویان کنشگر و فعال مدنی
۴- اعمال مجدد جداسازی و محدودیتهای جنسیتی در نهاد دانشگاه
۵- جذب فلهای افراد بهعنوان اساتید و هیأت علمی دانشگاهها
۶- فاجعهی جذب ۳۷۰۰ بورسیهی تقلبی
انقلاب فرهنگی سوم
با روی کار آمدن دولت سیزدهم، بهویژه با آغاز اعتراضات سال ۱۴۰۱ پساز جانباختن #مهساامینی در جنبش #زنزندگیآزادی، فرآیند و پروسهی پاکسازی نهاد دانشگاه از اساتید و دانشجویان غیرخودی و منتقد و کنشگر؛ با برچسبها و توجیهات متنوع و گاه بدون توضیح و شفافیت خبری برای افکار عمومی، شتاب باورنکردنی و گستردهای بخود گرفته است.
یا انقلاب فرهنگی سوم درحال رخدادن است؟
۵ شهریور ۱۴۰۲