در دفاع از معلم آزاده سارا سیاه‌پور (خطاب به معلمان و آزاداندیشان)، رضا امانی‌فر

واقعیت این است که خانم سرافراز سارا سیاه‌پور نیازی به دفاع ندارد. احکام ظالمانه‌ای که علیه ایشان صادر شده، بزرگ‌ترین دفاع از عملکرد وی به عنوان یک فعال صنفی فرهنگی و نیز به‌عنوان روح دغدغه‌مندی‌ست که آنچه امروزه بر آموزش و پرورش کشور ما می‌گذرد را بر نمی‌تابد و فریاد آزادی‌خواهی و عدالت‌جوبی را سر می‌دهد و از هیچ هزینه‌ای دریغ نمی‌ورزد.

حکم حبس و اخراج در دادگاه مردم باژگونه خوانش می‌شود و نشان از عزت و آزادگی و شجاعت سارا دارد. به همین دلیل، خطاب من به صادرکنندگان این احکام ظالمانه نیست؛ که سال‌هاست چشم و گوش خود را به بی‌داد خویش و داد خلق بسته‌اند. آنان تاریکی و جهل را منتشر می‌کنند و با هر روشنایی در سنیزند. سارا نماد روشنایی‌ست و بنابراین باید از وی ترسید. ترسشان جنون‌آسا تازیانه جهل برکشیده است و در خیال خام خویش با شلاق سرکوب به جنگ دانایی می‌روند. و سارا نماد دانایی‌ست. دانایی نسلی از آموزگاران آزاد و شجاع که همت کرده‌اند روشنایی را به امروزیان و آینده‌گان پیشکش آورند. و چه خوب شاملوی فقید در وصفشان نوشته که آنان «ایمانشان ملاطی از خون و پاره‌سنگ و عقاب است».

اما خطابم به همه معلمان و آزادگان این کشور است که می‌دانند به سارا و ساراها چه رفته و می‌رود. قطعا سارا و ساراها شما را قضاوت نمی‌کنند. خود خویشتن را به قضاوت بنشینید. می‌دانم که می‌دانید چه ستمی بر این بزرگان روا داشته شده است. می‌دانم که دلتان درد می‌گیرد و قلبتان به غصه می‌نشیند. می‌دانم که تمیز بین حق و ناحق برایتان دشوار نیست. فقط از شما می‌خواهم که از خویش بپرسید که چه کار بایستی بکنم؟ و این سوال را چون سنگی در اعماق وجودتان بیفکنید و از موج و صدای طنینش نهراسید.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران