سالی از یک انقلاب! هیچ چیز به قبل از ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ برنمی‌گردد، رحیم قمیشی

۲۵ شهریور ۱۴۰۱ شروع یک زندگی جدید برای بسیاری از ایرانیان بود.
مرگ مظلومانه مهسا امینی جرقۀ شروعش بود، اما همه‌اش نبود.
بستن گشت ارشاد آغازش بود اما همه‌اش نبود.
زن زندگی آزادی شعارش بود، اما تمامش نبود.
اعلام انزجار مردم از وضع زندگی‌شان در دلِ آن بود، اما پایانش نبود.
نمایش عریان حاکمیتی خشن و بی‌توجه به خواست مردم درونش بود، اما همان نبود.
ایمان مردم به زندگی در سایه اتحاد و ساختن ایرانی آزاد، سراسرش پیدا بود، اما تنها آن نبود.
مظلومیت مردم کرد و بلوچ، مظلومیت مردم اهل تسنن در دلش بود، اما آن نبود!
۲۵ شهریور ۱۴۰۱ آغاز سخن گفتن بی‌ترس مردم با حاکمیت بود. خودباوری مردم بود. فریاد دردهای انباشتۀ ده‌ها ساله بود. بیان فاصله مردم با حاکمیت بود.
نمایش نظامی که با ایجاد ترس و وحشت می‌خواهد ادامه حیات دهد.
همۀ اینها بود و هیچکدام نبود.
خواهم گفت چه بود!

۲۵ شهریور ۱۴۰۲ بزودی می‌رسد.
سالش است. نه فقط سال مهسا…
خانواده مظلوم مهسا امینی اعلام کرده‌اند می‌خواهند مراسمی سنتی و مذهبی برای بزرگداشت دختر از دست رفته‌شان بگیرند. از مردم خواسته‌اند، بدون هیچگونه خشونتی همراهی‌شان کنند، و حتی مصرانه خواسته‌اند در برابر خشونت حاکمیت هم عکس‌العملی نداشته باشند.
دیگر چه باید می‌گفتند!؟
تا شاید دل حاکمیت دینی اندکی به رحم بیاید!!
شاید راه کنش‌های مسالمت‌آمیز مردم را باز کند!
شاید به مامورانش بگوید بس است تحقیر مردم، بس است بستن راه تنفس آنها!
چه باید می‌گفتند تا بتوانند بگویند؛
ای نظام! ما نمی‌خواهیم خون جدیدی ریخته شود. دل‌مان می‌خواهد خون مهسا و دوستانش آخرین‌ خون‌ها باشند.
چطور باید می‌گفتند بس است خونریزی!
دوری دختر خیلی سخت است.
دوری پسر خیلی دلگیر کننده است.

فرض که مردم تهران خواستند همان روز یا شب در خیابان ولیعصر یا هر جایی، شمع‌هایی به دست بگیرند و بگویند ما هم عزادار آن کشته‌شدگان هستیم.
فرض که در بسیاری از شهرها مردم بخواهند آرام بیایند بیرون و بگویند مهسا و آن بچه‌ها هنوز در دل ما زنده‌اند.
باید سیاهپوشان نقابدار را به خیابان‌ها آورد؟
باید دل مردم را خالی کرد که ما می‌کُشیم!
که ما رحم و مروت نداریم!!
ما آنجا که زورمان برسد حتی عزاداری‌ها را به خون می‌کشیم!

من نمی‌دانم، مردم آخرش چه تصمیمی برای آن روزها خواهند گرفت. اما شک ندارم هیچ چیز به قبل از ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ برنمی‌گردد!
اگر تصمیم بگیرند سکوت کنند هیچکس جلویشان را نمی‌تواند بگیرد.
اگر تصمیم بگیرند عزاداری کنند.
اگر تصمیم بگیرند شعار شبانه بدهند.
اگر تصمیم بگیرند خواست‌هایشان را فریاد کنند.
هیچکس جلویشان را نخواهد توانست بگیرد.
فقط یک چیز را بدانید
چهره معصوم مهسا و همه آن دختران معصوم و پسران مظلوم ایران
هرگز از دل ما نخواهد رفت
تمام ناتو را هم بیاورید ایران
بهترین سلاح‌هایتان را هم بیاورید
پهبادهایتان را هم بکار بگیرید
جلوی خواست منطقی و آرام مردم را نمی‌توانید بگیرید.
“زن زندگی آزادی” یعنی یک “انقلاب”

ولو شما باورش نکنید
ولو شما انکارش کنید!
شما می‌ترسید
مردم نه!!

تلگرام نویسنده