علیه جعل سیستماتیک مفاهیم، یامان حکمت

درباره  حضور سعید حدادیان در دانشگاه تهران، به نظر من اصل مساله در حضور چنین افرادی در مکان‌های علمی نیست بلکه مساله اصلی در نوع دروس ارائه شده به دانشجویان ماست. دروس جعلی و بی‌اعتباری مثل “متون ادبیات پایداری” که زمینه‌ساز حضور چنین افراد معلوم‌الحالی به دانشکده ادبیات می‌شود مساله قابل تامل ماست.

ادبیات پایداری البته اصطلاحی مهم در ادبیات جهان است اما بدبختانه در جمهوری اسلامی اینها را جعل کرده‌ و از اعتبار انداخته‌اند.

در جهان، ادبیات پایداری، علیه سیستم‌های بدنام و تمامیت‌خواه نوشته شده است‌. شاعران و نویسندگانی از جبهه مردم با رویکردی عدالتخواهانه علیه سرکوب‌گران آزادی و اندیشه، مبارزه کرده و شعر نوشته‌اند و تاوان آن را هم با مرگ و اسارت و تبعید خود داده‌‌اند؛ از شیرکو بی‌کس شاعر کُرد گرفته تا ویکتور خارای شیلیایی و مایاکوفسکی روسی و احمد درویش فلسطینی و شیمبوریسکای لهستانی و هرتا مولر رومانیایی و جورج ارول بریتانیایی و قهار عاصی افغانستانی و شاملوی ایرانی، اینها علیه یک سیستم ظالم، شعر و داستان نوشته‌اند و ادبیات پایداری و مقاومت را در جهان پایه‌گذاری کرده‌اند.
حال باید از برنامه‌ریزان چنین دروسی پرسید: شاعران و نویسندگان جعلی پایداری شما علیه کدام سیستم ظالم مقاومت کرده‌اند که شایسته چنین عنوانی باشند؟ آیا از سنگر مردم و از سنگر عدالت‌خواهی علیه حکومت ظلم، مقاومت و پایداری می‌کنند؟ تا به حال کدام یک از آنها بخاطر پایداری‌شان علیه سیستم ظالم به زندان رفته‌اند؟

کدام‌شان مجبور به ترک وطن شده یا جان خود را از دست داده‌اند؟ تا جایی که ما دیده‌ایم شاعران و نویسندگان شما همه در سنگر حکومت بوده‌ و علیه مردم مبارزه کرده‌اند، هر روز هم بهترین رانت‌ها و جایگاه‌ها را به دست آورده‌اند، پس چرا بی‌شرمانه این اصطلاحات را جعل می‌کنید و این دست شاعران و نویسندگان را شاعر پایداری می‌نامید؟ درحالیکه شاعران و نویسندگان شما ضدپایداری و ضدمقاومت هستند.

در ایران اگر ادبیات پایداری داشته باشیم نمایندگان آن شاملو، اخوان، گلسرخی، براهنی، مختاری، مهدی موسوی، یعقوب یادعلی، گلشیری، مندنی‌پور و بسیار دیگر از آسیب‌دیدگان حکومت‌اند که آشکارا “بر” قدرت بوده‌اند نه “با” قدرت.

بنابراین، نقد و اعتراض ما باید علیه جعل سیستماتیک مفاهیم باشد، اگر درس ادبیات پایداری به نویسندگان واقعی پایداری بپردازد، آنوقت دیگر مداحی به نام حدادیان نمی‌تواند کاندید تدریس چنین درسی بشود، چون او با ادبیات پایداری واقعی نسبتی ندارد. برای افرادی مثل او باید دروسی مثل “ادبیات مدحی در حکومت مداحان” طرح‌ریزی شود.

@etehad_bazn