فرجام توهم تئوری توطئه؛ ماورا و خرافات، علی شمایلی

حکومتهای دینی موریانه‌وار به جان مبانی مشروعیت خود می افتند

بهره بردن از توهم تئوری توطئه از سوی حکومت ها با چالش های گوناگونی روبروست و تحلیل آن بسیار آموزنده. برای چنین کاری هر حکومتی ناچار است به پاتوارگی (تضاد و تناقص) های گوناگونی تن بسپارد؛ از سویی خود را بسیار مقتدر و قدرتمند در مدیریت کشور به ویژه در چالش ها و بحران های معرفی کند و از سوی دیگر نفوذ و نقش دشمن در داخل کشور را موثر بداند.
از سویی مردم را نسبت به خود وفادار، همراه و آگاه نشان دهد و از سوی دیگر آنان را فریب خورده، نادان، غافل و فرمانبر دشمن بخواند.

استفاده از تئوری توطئه می تواند موفق باشد ولی نه برای همیشه؛ نمی توان پیاپی از دشمن گفت و هر چیزی را گردن آن انداخت، چه به تدریج مردم در هر حوزه اجتماعی داده های گوناگونی را به دست می آورند که بیانگر رد و نفی تاثیر قاطع و همواره دشمن است و بسیاری از این داده ها را خود حاکمیت در تبلیغات پر  دامنه خود در اختیار مردم قرار می دهد؛ آنجا که توانایی، کامیابی و قدرت خود را حتی بالاتر از قدرت دشمنان آشکار و پنهان نشان می دهد.

در این وضعیت مردم دچار این تناقض و پرسش می شوند که چگونه ممکن است دشمنی بتواند در میان مردم و کشور رژیمی بسیار قدرتمند نفود کرده و بحران ها و ناکامی ها را چنان پیاپی و گسترده بیافریند که مردم یا بخشی از مردم در برابر حکومت مقتدر خود بایستند؟!

اولین راه چاره این پرسش و تناقض، آویختن به تحقیر مردم معترض با مفاهیم کیفی چون فریب خوردگی، نادانی، غفلت و اندک و کم شمار دانستن آنان است.
با ادامه اعتراضات و گسترش کمی و کیفی آن، این خوارانگاری ها دیگر دردی را دوا نمی کند، همچنین بیان اقتدار و دست بالای دشمن در داخل کشور هم اقرار سنگین و رسوایی تمام است، ولی شاید بتوان با وارد کردن نیروهای جدیدی که یاریگر دشمن هستند، بر تردیدها و تناقض ها چیره شد.

وقتی حکومتی در باره هر بحران و مشکلات ریز و درشت داخلی، پیاپی پای دشمن را به میان می کشد، بیان و اقراری آشکاری و همیشگی به ناتوانی خود کرده است، پس باید این اقرار سخت و سنگین را به گونه ای پنهان یا جبران کند.

در آغاز کار بر توانمندی های فن اورانه و اقتصادی دشمن برای توجیه ناتوانی موقت خود تکیه می کند و وعده آینده متفاوت کشور بخاطر اوج گیری ترقی علم و فن آوری کشور در سایه مدیریت خود می دهد. ولی ادعای پیشرفت کشور پس از چندین دهه به ضد خود بدل می شود؛ هر بیان همیشگی توانمندی های مستمر دشمن، تیری است بر ادعا و وعده ی پیشن آن حکومت برای رشد و ترقی کشور. پس آخرین تیر در ترکش را حکومت رها می کند؛ توانمندی و دست بالای قدرت دشمن را به نیروهای ماورایی چون اجنه، ابلیس و لشکریان آن نسبت می دهد که گویی سیطره و بهره بردن از آنها چندان در دسترس انسان نیست! این دست آویز تنها از سوی حکومت هایی قابل پذیرش است که به نیروهای ماورایی در هر گونه و نام و لباس باور داشته باشد ولی این باورمندی این توقع را نزد مردم می آفریند تا حاکمیت باورمند و مدعی عزت های ماورایی، خود از همان ماورا یاری بجوید و بر لشکریان اجنه و ابلیس پیروز گردد. روشن است که چنین اتفاقی نخواهد افتاد ولی بهره بردن از چنین بیاناتی و دامن زدن به آن ناتوانی را از ساختارها و برنامه های زمینی حاکمیت دور کرده و آن را متوجه دم  دستگاه ماورا و گرداننده آن می کند؛ اقراری تکان دهنده از سوی حاکمیتی که خود را برآمده از همان ماورا و آسمان مطلق و بی عیب و نقص معرفی می کرد.

با توجه به چنین شرایطی، گستردگی خرافات و متل هایی در باره فعالیت و تاثیر اجنه و شیاطین و دمیدن پیاپی بر آنها در رسانه ها و منبرها گوناگون قابل فهم و تبیین است. این یکی دیگر سازوکارهایی است که حکومت های دینی، چون موریانه به جان مبانی مشروعیت خود می افتند و آنها را خرج روزمرگی و ماندگاری خود می کنند.

۲۲ شهریور ماه ۱۴۰۲، کرانه کویر

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»