کنشگران با نگاهی به تحلیل شرایط عمومی جامعه میتوانند استراتژیها و ترفندهای فرسودهای را تشخیص بدهند که تاکنون از سوی جامعه توجیه پذیر بوده است ولی از این به بعد ممکن است جامعه را نسبت به یک گروه مطالبهگر کاملا بدبین کند. در جریانی که یک سیستم با بحران مشروعیت روبرو میشود ادامه ابراز ارادت، نزدیکی و یا استناد به بیانات افراد شاخص قدرت در آن سیستم برای کنشگران به معنی محروم شدن آنان از حمایت اجتماعی است.
تا پیش از شروع تغییر برای جامعه قابل درک بود که یک گروه صنفی برای برخورداری از حاشیه امن و پرهیز ار برچسبهای امنیتی ممکن است از ترفند استفاده از تصویر و یا بیانات نمادین یک مقام شاخص در قدرت استفاده کند ولی اکنون جامعه احتمالا با چنین حرکت یک گروه صنفی ممکن است این گروه را به سرعت طرفدار وضع موجود و مخالف تغییر عمده بپندارد و به چند دلیل نسبت به فعالیتهای صنفی چنین گروهی بدببین شود.
استفاده یک گروه صنفی از نام و عنوان اشخاص ویژه در قدرت، نشاندهنده واگذاری قدرت و ابراز ضعف و ناتوانی است و اصولا بازندهها جذابیتی ندارند. (مثلا افراد یک جامعه هرگز طرفدار یک تیم ضعیف فوتبال نمیشوند بلکه یک تیم قوی از طرفداران میلیونی برخوردار است)
استفاده یک گروه صنفی از نام و عنوان اشخاص ویژه در قدرت رسمی، نشاندهنده بدبینی آن گروه نسبت به تحولخواهی عمومی کف جامعه و دست کم گرفتن اقتدار مردم و به رسمیت نشناختن قدرت همگان است.
استفاده یک گروه صنفی از نام و عنوان اشخاص ویژه در قدرت، نشاندهده تایید سیستم است، پس ممکن است گروه استفاده کننده از این علائم، تصاویر و یا بیانات، بخشی از مشکل در نظر گرفته شود.
@davtalaborg