دیروز اتفاقا جمهوری اسلامی بود که شکست خورد
چرا جمهوری اسلامی این چند روز را حکومت نظامی اعلام کرد؟ پاسخ روشن است: جنبش زن، زندگی و آزادی قدرتمند است.
چرا مردم در شکل تجمع به خیابانها نیامدند؟
چون عقلانیت دارند. اینکه در یک حکومت نظامی مردم خود را به کشتن ندهند اتفاقا یک اقدام منطقی و بین الاذهانی است.
واقعیت این است از همان روز نخست هم مردم به فراخوان این و آن یا رسانه میلیتانها نیامدند که اینبار بیایند. هزینه و فایده کنشگری در مسیری طولانی و ناهموار، ضامن موفقیت است.
جنبش زن، زندگی و آزادی مسیری چند ساله دارد. ناهموار و طولانی. این را اپوزیسیون به خصوص خارج نشین از همان روز نخست نفهمید و رسانه میلیتان ها که نه اهل کار رسانه ای که بازیگری سیاسی هستند، بر پیروزی قریب الوقوع تاکید کردند. برای همین میشود از بحران نمایندگی سیاسی این جنبش بسیار حرف زد. جامعه راهی میرود و اپوزیسیون سیاسی راهی دیگر. چون هنوز قدرت این جنبش و مطالبات و دورنمایش را نفهمیده.
شعار که صادراتی نیست از واشنگتن به تهران برسد، شعارها از مزار مهسا و دانشگاهها و خیابان های ایران ملی و جهانی میشوند. جنبش ها صادراتی نیستند، محصول تجربه مستقیم شهروندان با یک استبداد عریان اند. برای همین هژمونی طلبی سیاسی از جنبشی که درونزا و برآمده از یک رنج اصیل تحقیر است فرجامی جز شکست ندارد.
جنبش زن، زندگی و آزادی مثل موریانه در ساختارهای ارزشی جمهوری اسلامی نفوذ کرده و ساختار را تهی از محتوا میکند. به حدی که تمام همّ و غم نظام امنیتی بر سرکوب لایه های مختلف شهروندی است. فرقی ندارد این سرکوب مشمول پهلوانی چون رسول خادم شود یا بازیگری چون هانیه توسلی یا سایر شهروندانی که با هر کنشی یا روایت و سخنی ارزش های یک جنبش را امتداد میدهند.
سیاست جمهوری اسلامی برای مقابله با این جنبش چیست؟ همان کلیشه های قدیمی. گسیل نیرو به کانونهای جمع ساز. تا کی ادامه می یابد؟ مدت زمانی طولانی.
اما مساله این است نظام امنیتی جمهوری اسلامی هم فرسوده خواهد شد، چون اینبار مساله برخورد با فلان حزب یا کنشگر سیاسی نیست؛ با انبوهی از شهروندان کنشگر مواجه است که با یک پیاده روی و رویت پذیری آن تمام تلاش جمهوری اسلامی را برای یکدست سازی چهره شهر را به باد میدهند.
دیروز اتفاقا جمهوری اسلامی بود که شکست خورد. چون حکومت نظامی، رویت پذیری یک بازیگر تنها در میدان سیاست در برابر اکثریتی است که این بار صریح تر در شکل مقاومت مدنی گفته اند:” نه”.
همین دست فرمان مقاومت مدنی تداوم یابد اگر چه با زخم و درد اما در نهایت درماندگی از آن دیکتاتوری خواهد بود و “زن، زندگی، آزادی” برای ایران و شهروندانش.
تلگرام نویسنده