هدف، تأکید بر لزوم سازماندهی برای اعتراض است
جامعه نو؛ سید علی هاشمی: اعتراض خیابانی یکی از انواع کنش جمعی است که در پی تحقق منافع و مطالبات مشترک یا رفع دغدغههای مشترک است. اعتراض خیابانی و اساساً اعتراضات مانند هر عملِ گروهیِ دیگر مستلزم سازماندهیاند و اهمیتِ صد چندانِ این مسئله وقتی بیشتر عیان و احساس میشود که بدانیم معترضان خیابانی در ایران با سازمانیافتهترین نوع خشونت سیاسی یعنی عملیات واحدهای نظامی مواجهاند؛ همچنین در اعتراض خیابانی و اساساً در اعتراضات علاوه بر سازماندهی باید هدفگذاری نیز موردنظر باشد. آن هم نه جاگذاریِ رندانه و چه بسا نابخردانۀ آرزوهای خاماندیشانه به جای هدف که معمولاً نااهلانِ داخلی و خارجی چنین میکنند، بلکه تعریفِ یک هدف یا اهدافی که هم تحقق آنها ممکن و مقدور باشد و هم تحقق آنها واجد نفع عمومی برای معترضان باشد؛ یعنی همان که پیشتر گفته شد: «تحقق منافع و مطالبات مشترک یا رفع دغدغههای مشترک»؛ مثلاً بعضیها میگویند هدف باید از کار انداختن یا مختل کردن بخشی از ماشین سرکوب باشد که خب شاید هم ممکن باشد، اما چنین هدفی نمیتواند مبنای اعتراض خیابانی باشد و متضمن نفع عمومی یا تحقق مطالبۀ عمومی.
در کنار تعریف هدف، ضروری است که نقشۀ راه ترسیم شود تا مسیر تحقق هدف مشخص باشد و نیز باید ابزار و امکانات و داشتهها و ظرفیتها و محدودیتها نیز برآورد و برشمرده شوند تا نحوه و روشهای تحقق هدف نیز برآورد و معلوم و مشخص شوند. هر دعوتی به اعتراض خیابانی که فاقد این ملزوماتِ بدیهی باشد، تو گویی گسیلِ مردم به قربانگاه و لقای گلوله است. اعتراضی که بدون سازماندهی و هدفگذاری و ترسیم نقشۀ راه و برآوردِ امکانات و ظرفیتها و محدودیتها آغاز شود در نهایت احتمالاً ختم میشود به آزار حکومت و یا ایجاد فشار موقت که نه منجر به تحقق هدف یا اهداف معترضان میشود و نه متضمن خیر عمومی خواهد بود.
اغلبِ فراخوانها و دعوتها به حضور در خیابان و اعتراض خیابانی و یا اساساً عملِ اعتراضی (که معمولاً دعوتکنندگانی خارج از ایران دارند) فاقد سازماندهی و نگاه مطالبهمحورند و به تعبیر یکی از تحلیلگران، مصداقِ براندازیِ بیخطر هستند و بر این تعبیر، میتوان عبارت «مصرف خیابان» را نیز افزود که یکی از معترضانِ مطرحِ داخلی عنوان کرده است. این نوع فراخوانها و اعتراضاتِ پراکندۀ متعاقب آن بیشتر فقط منجر میشوند به شکستهای پیاپی برای معترضان و تقویتِ ذهینتِ ناتوانیِ مطلق نزد آنها و دستاویزی میشوند برای فربه کردنِ پروپاگاندای حکومت از اقتدار خودش و عجزِ معترضان. همچنین این نوع فراخوانها و اعتراضاتِ پراکندۀ متعاقب آن صرفاً خیابان را مصرف میکنند و منجر به تحقق هدفی نمیشوند. علاوه بر و مهمتر از همۀ اینها، نتیجۀ مترتب بر فقدان سازماندهی است که همانا گسیلِ مردم به قربانگاه و لقای گلوله است. نتیجهای که در یادداشت «به قیمت جان» به آن اشاره شده است.
با وجود این آیا همچنان برای معترضان ایرانی، خیابان تنها گزینه یا تنها گزینهای است که راه نجات از کف آن میگذرد؟ چرا سایر گزینهها یا مطرح نمیشوند یا جدی مطرح نمیشوند و یا اصلاً نادیده گرفته میشوند؟ البته بر همگان واضح و مبرهن است که چرا از جانب غوغاسالارانِ مقیمِ هپروت، یعنی آن فعالان سیاسی یا آن رهبرانِ خودخواندۀ ساکنِ خارج از ایران نادیده گرفته میشود و خب البته در این مقال مسئله معطوف به آنان بررسی نمیشود.
طی دهههای اخیر با تحملِ هزینۀ فراوانِ انسانی تقریباً مسجل شده است که فایدۀ حضور در خیابان با هزینۀ آن برابر نیست یا اصطلاحاً نمیارزد که با چنین هزینهای همچنان بر خیابان پافشاری کرد. بلی خیابان میتواند گزینهای مطلوب و پر ثمر باشد اما اگر ثمرش منوط به جوی خون جوانان وطن نباشد؛ باید اذهان را از اسارتِ تصاویرِ انقلاب۵۷ و ردِ دستِ خونین بر دیوار رها کرد. همچنین باید صریح و بدون لکنت به آنان نیز که به مردمی که از خانه به خیابان میآیند تا اعتراض کنند نه از پادگان یا خانۀ تیمی برای (بهاصطلاح خودشان) «خنثیسازی»، گفت که مردم توان و امکانِ انجامِ آنچه میگویید و آنها را بدان ترغیب میکنید ندارند. مردم میآیند تا مطالباتشان را بگویند و معمولاً تا جایی که تحمل بشوند و از رگشان خونگیری نشود، در خیابان میمانند؛ پس مردم برای جنگِ خیابانی نیامدهاند و اگر هم مثلاً سنگی پرت کردهاند در اغلب موارد آغازگرِ خشونت نبودهاند و ضمناً در تحلیلِ چنین رفتارهایی باید فضای پر تنشِ خیابان را نیز در نظر گرفت.
اساساً این قبیل کارها (همان کارهایی که مردم را بدان ترغیب میکنند، «خنثیسازی») در این مرحله از اعتراضات و در شرایطِ فعلیِ حکومت و با علم به نحوه و شدتِ واکنش حکومت، مصداقِ همان گسیلِ مردم به قربانگاه و لقای گلوله است؛ مثلاً حضور نیروهای بعضی ارگانها (همین چند روز پیش و سال گذشته در بعضی شهرها) خط بطلانی است بر ترغیب مردمِ عادی به اقداماتِ بسیار پر خطر!
در این مورد خاص یعنی حضور نیروهای بعضی ارگانها، واکنشِ حکومت هیچ ربطی به آنچه احتمالاً قرار بود با آن مواجه شود نداشت؛ البته تحلیلهایی بر این اقدام مترتب است و اهل فن بیشتر و بهتر میدانند و نمونهاش اینکه احتمالاً حضور آنان با تجهیزات معمولِ این نیروها، در پی دستور به جمع کردنِ سریعِ هر اعتراضِ احتمالی بوده است و عبور از مرحلۀ ناتوانسازی به مرحلۀ بیجانسازی (استراتژیِ آبان۹۸) جهت جلوگیری از وقوع شرایط سال گذشته که منجر به خستگی و فرسودگیِ روحی و جسمیِ نیروهای حاضر در خیابان شد که اساساً نیروی ضد شورشاند و هدفشان مهار تجمع و نه نیروی بعضی ارگانها با تجهیزات متعارف که اساساً مربوط به مهار تجمعات خیابانی نیست.
حضور آنها شاهدی است بر عمقِ خشم و خصومت و قساوتِ حکومت نسبت به معترضان و نیز یادآور و مصداقِ عینیِ کوچکی از رجزخوانیهای سال گذشته در شهرک اکباتان که گوینده از جنگ با چهل کشور در سوریه و سهولتِ مواجهه با معترضان میگفت و انجامِ هر کاری (معذور از نقل) در صورت لزوم. از نمونههای «انجامِ هر کاری» که البته با فاصله از رجزخوانیِ مورد اشاره بود، میتوان به حملات شیمیاییِ کنترلشده به مدارس دخترانه اشاره کرد.
این شرح و تفصیل بر آن است که بگوید فایدۀ حضور در خیابان با هزینۀ آن یعنی با جوی خون جوانان وطن برابر نیست. آن هم در شرایطی مثل مورد اخیر که حکومت از مدتها قبل برای مقابله با حضور معترضان در زمانها و مکانهای مشخص (آن هم نه با چاشنیِ غافلگیری) آماده شده بود و هم اقدامات پیشگیرانۀ فراوانی کرده بود و هم به دلیل آگاهی از این که صرفاً با یک نوع کنش اعتراضی (یعنی اعتراض خیابانی) مواجه خواهد بود، متمرکز بر جلوگیری از حتی شکلگیریِ اعتراض خیابانی، توانست راه بروز این اعتراض را ببندد.
هدف، تأکید بر لزوم وجودِ سازماندهی برای اعتراض است و تأکید برای تدارک و توجه به سایر کنشهای اعتراضی که به قدرِ کنشِ اخیر (یعنی اعتراض خیابانی، آن هم نه با چاشنیِ غافلگیری) در مشت حکومت نباشد و البته جامعه از مبادرت به آنها متحمل هزینۀ گزاف یا نابجا نگردد؛ لذا معترضان نیازمندِ امکانسنجی و برآورد هزینه و فایده دربارۀ سایر کنشهای اعتراضی هستند تا به جای سوگواریِ تا همیشه برای کشتگان، اهدافشان محقق شود.
کوتاه سخن اینکه تأکید بر سازماندهی تأکید بر انتخاب هدف و راههای تحقق آن است. شاید یکی از سادهترین و مشهودترین تفاوتهای معترضان و نیروهای سرکوب همین سازماندهی و هدفمندی و تنوع راهها و گزینهها برای تحقق هدف است؛ البته همه دانیم و دیدیم که سازماندهی دارند و… خیلی چیزهای دیگر!
جامعه نو