جنبش زن، زندگی، آزادی و صف‌بندیهای سیاسی و اجتماعی، محترم رحمانی

تاریخ بشر سرشار از  شورش ها، جنبش ها، مبارزات و انقلاب های کلاسیک و نوین است که در آن آدمیان برای رسیدن به حدی از آزادی و عدالت به مبارزه برخاسته و به میزانی از آزادی دست یافته و یا بعضا دستاوردی نداشته اند و هر چه به قرون جدید نزدیک تر می شویم در کشف نظریه های حکمرانی و روابط دولت و ملت، حدی از آزادی و رفاه در مدل های دمکراسی در زیر سیطره سرمایه داری قابل لمس است و دمکراسی حداقل برای مردم سرزمین های توسعه یافته از بازتولید مارها و لویاتان ها جلوگیری کرده است ولی هنوزهم پنجه های بی عدالتی قوی و نفس‌گیر است و اینچنین است که مبارزه هم به تعلیق در نیامده و راه ادامه پیدا می کند.

جنبش ها نیز در دهه های اخیر، به راهبردها و و رهنمودهای جدید امید آفرین تر از پیش دست یافته اند، آنچنان که به جای انقلاب های خشونت آمیز با شیوه های نرم و خشونت پرهیز  قدرت قدرتمندان را محدود کرده اند  و جنبش زن،زندگی، آزادی که قتل مظلومانه مهسا آن را رقم زد از جمله‌ی همین تلاش هاست که از سویی ریشه در مقاومت سالیان دراز زنانی و مردانی دارد که در برابر پوشش اجباری و زندگی معمولی تلاش کردند و از سوی دیگر انباشتی از مطالبات و خواسته های ملتی است که به تناوب در تاریخ سرزمین ما دنبال و تکرار شده است.

ما ایرانیان از مشروطه تا امروز، به دنبال حکمرانی و حکمرانانی بوده ایم که قانون، آزادی، عدالت و حالا حتی یک زندگی معمولی را برای فرزندانمان صورتبندی کنند و البته جز مقاطعی بسیار کوتاه از چنین حق اولیه ای از روابط دولت و ملت محروم بوده و مانده ایم. انقلاب مشروطه روی داد تا قدرت شاهان کاستی بگیرد، نشد! دولت ملی خود را بر سر کار آوردند و از آن حمایت کردند تا مجلس در رأس حکومت باشد، نشد! انقلاب بهمن 1357 را رقم زدند تا به استقلال و آزادی دست یابند، نشد! صندوق های رأی را برمناسبات قدرت تحمیل کردند تا گذری داشته باشند، نشد! و حالا نیز هر چند سال یک بار و با فواصل کوتاه با هر تعداد کشته و هرمیزان سرکوب به خیابان می آیند تا به آزادی ها و رهایی از دست انحصار طلبان و جباران دست یابند و سرکوب می شوند اما همچنان حقوقشان را فریاد می زنند.

این جنبش به هدف فرهنگی بزرگ خود که طلب زندگی است، دست یازیده چرا که به قول جامعه شناسان عرف رسمی را به چالش کشیده وبا ظهور و بروز در امر زیبایی شناسی، نرم ها و هنجار های خود را به رخ جامعه سنتی کشانده است و تفکر سنتی چه بخواهد و چه نخواهد با چالشی جدی رو در رو شده است و لو هزینه هایی سنگین و از پای در آورنده را تحمیل نماید.

و اما باید به بررسی و چالش با دستاوردهای بزرگ دیگر جنبش مهسا نیز توجه کرده و بدان ها پرداخت:

۱- جنبش مهسا، نسل پیشگام زن، زندگی، آزادی توانست صف بندی های نوینی را در میان ایرانی ها آشکار سازد؛ طیف های اصول گرایی که سنتی اند و البته بخش هایی از آنان امروزکشور را در تسخیرخود دارند، ادوات و ابزار نظامی، ماشین سرکوب، قدرت اقتصادی و..و..دارند همیشه در تاریخ بوده و خواهند بود در مشروطه به نوعی در زمین بازی بودند در برابر مصدق به شکلی ایستادند، در بهمن ۱۳۵۷ رهبری انقلاب را به دست آوردند وامروز قدرت در دست اینان است. با مدرنیته مشکل دارند اما از مواهب آن لذت می برند، در اقتصاد راست اند و توان انجام توسعه کشور را به دلایل بسیاری ندارند. آنان با مدارس زنان ، برق، بلندگو و..و…مشکل داشتند!

۲- طیف اصلاح طلبان که در مناسبات قدرت در ایران بوده و بدان می اندیشند. صندوق رأی و انتخابات وسیله آنان برای رسیدن به قدرت سیاسی و سپس اقتصادی و… شد اما اصول گرایان آنان را از قدرت رانده و طیف های رادیکال آنان را به زندان انداخته اند. اصلاح طلبان در جنبش مهسا نیز بر اساس استراتژی و روش های خویش تلاش کردند تا قدرت را متوجه کنند که باید دست از روش های سرکوب و…بر دارد و به اصلاح امور تن دهد. اما با زمختی پیکره قدرت در ایران و سخت گیری هسته سخت آن این روش در بن بست قرار گرفته ودیگر مورد توجه مردم، جوانان، زنان و اقوام قرار ندارد و تغییرها و دگرگونی های بنیادین دیگری را طلب می کنند.

۳- با طرح شعار “رضا شاه روحت شاد” طیف سلطنت طلبان نیز با به عرصه ظهور گذاشت، این طیف که بیشتردر خارج از کشورتوان فعالیت دارد و شعار اخیر به اردوگاهشان شوکت و رونقی بخشیده در سودای همیشگی ولیعهد و ولایت و شاه و شیخ در تلاش اند تا یک ساله بر انبوه صداقت خلق درنوستالژی تجدد آمرانه سوار شوند و در کشوری که عمر استبداد دیرپا و همیشگی بوده ومردمانی که رنگ جمهوریت را ندیده اند پرچم یک قدرت مطلقه دیگر را بر مردمانی که به دنبال یک زندگی معمولی اند، برافرازند.

۴- طیف دیگر که خواستار پایان دیکتاتوری در هر شکل است، طیف جمهوری خواهان، ملی ها و فعالان مدنی و نیز مذهبی هایی اند که هزاران تجربه پس از انقلاب بهمن 1357 را پشت سر گذارده و بشدت ضعیف نگه داشته شده اند . ایتان که بسیار متنوع، گسترده و دارای اهداف و دیدگاههای گوناگونند یک موضوع را به خوبی متوجه شده اند و آن صورت بندی مجلس قانون گذار و قانون اساسی ایی است  که مردم آن را بر مبنای تشکیل جمهوری بر اساس تفکیک قوا – و نه دیگر نهاد های فراقانونی-  تایید و احزاب و جامعه مدنی آن ها را پشتیبانی و رصد کنند.  راهی بس طولانی و پیچیده تر از همه مدل های پیشین در مقابل آنان و است که البته ضامن حداقلی از دموکراسی است. این خواسته را اقشار متوسط شهری تحصیل کرده پشتیبانی می کنند تا ضامن خواسته های همه طیف های پیشین باشد.

۵- این جنبش فعالیت و مقاومت مدنی زنان، اقوام، دانشجویان، دانش آموزان، معلمان، کارگران و حمایت مادی و معنوی تمامی ایرانیان خارج از کشور را با خود به همراه دارد و البته تمامی این اقشار به یک اندازه مساوی شعار نداده و حتی به خیابان هم نمی آیند ولی در دانشگاه ها، مدارس، اصناف همان نقش را ایفا می کنند وبا خلاقیت های پر تاوان در اعتراض و اعتصاب خواستار تغییر و دگرگونی های اساسی اند. هیچ سنجشی نمی تواند میزان و عمق نارضایتی اقشارمختلف ایرانی را کتمان کند و لو با مترهای متفاوت و بیگانه از واقعیت بدان بپردازد. خود نهاد های امنیتی می دانند که التهاب جامعه ایرانی تا به کجا گسترده و فراگیر است. و چالش های بزرگی که حکومت و جامعه ایرانی دستخوش آن است جیست و لذا نسبت دادن مطالبات و درخواست های اقشار ایرانی اعم از زنان، جوانان، معلمان، کارگران، بازنشسته ها ،کردها و بلوچ ها…و…به قدرت های جهانی یک فرافکنی دروغین است که در میزهای مذاکره خود آنان با دول جهانی رخ می نماید .  نسل های بر آمده پس از انقلاب ، جنگ و اصلاحات با خلاقیت موسیقیایی، شعری و شعاری و روشی نشان می دهند از قضا اپوزسیونی آماتور تا به این جای کار را صورت بندی کرده است.

۶- امین بزرگیان نویسنده کتاب های ایده های خیابانی، جنبش خستگان و رستگاری در خیابان از دو اپوزسیون در این جنبش نام برده است: اپوزسیون حرفه ای و اپوزسیون آماتور. به نظر او اپوزسیون حرفه ای که نمادهایی از آن در یک سال اخیر مشاهده شده به تغییر رژیم با هر وسیله اقدام کرده و با دیدار با چند رئیس جمهور، چند شبکه، چند همایش و…و…مقدمات کار خود را فراهم آورده است اما اپوزسیون آماتور به مقاومت فردی ومدنی می پردازد. از خیابان تا قبرستان تا دانشگاه تا مدرسه و تا هر جا به ساختن زندگی برای دیگری می اندیشد و اجتماع های اعتراضی برپا می کند. به نظر وی بر همین اساس است که اپوزسیون حرفه ای موفق می شود پس از کسب قدرت جنبش های اجتماعی را از میان بردارد و سیاست خود را دنبال کند. آن چه بزرگیان به درستی بدان اشاره دارد سرنوشت تلخ تمامی اپوزسیون های آماتوراز مشروطه تا امروز است که چون قدرت سازماندهی و شبکه سازی ندارند اسیرقدرت اپوزسیون های حرفه ای شده اند.

۷- در جنبش مهسا؛ زن، زندگی، آزادی چرخه خشونت قدرت چنان نمایان و گسترده بود که بدنه جنبش را بنا به دلایلی به عکس العمل وا می داشت. البته که خشم مبنای ساختن است و همگان آن را سازنده تغییر می دانند اما چرخه خشونت که عبارت باشد از تکرار روش های حکومت پسندیده نیست . و البته که جنبش به خشم برای مقاومت مدنی نیاز دارد اما به خشونت ورزی و چرخه شوم آن نه! چرا که اساس جنبش مهسا به دیگر خواهی و تلاش برای نجات دیگری متکی است و البته مبارزه و مقاومت مدنی همراه با عدم خشونت ویژگی مبارزاتی مردم ایران است و تاکنون بسیار هم رهگشا بوده است.

۸- امیدی که ما را به مقاومت مدنی و دستاوردهای آن فرا بخواند؛ در مقابله با نا امیدی ها و یأس ها از جمله نیازهای امروز ماست . بالاخره تاریخ باز ورق خواهد خورد و این روزهای درد و رنج با تمامی خاطرات تلخ و گزنده پشت صفحه روزگار محو خواهد شد ولی کاشتن بذر امید، عشق و آزادی و نوید دنیایی بهتر آن هم برای یک زندگی معمولی زنان و مردانی که مفهوم مقاومت مدنی را درک کرده اند خود جنس دیگری دارد. با وجود صدها کشته و بیش از صد هزار زندانی اسیر شده وسپس رها شده و…مقاومت تا توسعه ایران نصب العین ماست و جدایی از دوقطبی شدن های جامعه.

۹- هر جنبشی دارای ویژگی ها، دستاوردها، شباهت ها و تفاوت های خود با سایر جنبش ها است از جمله جنبش مهسا که رهبران مردمی ونسلی بسیاری آن را پیش برده اند.  اما باید بدانیم از هر جنبشی چه انتظاراتی باید داشت؟ و برای آن چه باید کرد؟ و چه می توان کردتا در آن نفع ملی ایران لحاظ شود. و اگر انتظارها و مطالبه ها از چنین جنبش با شکوهی دقیق نباشد و اگر با فکر و برنامه به پیش رانده نشود و استراتژیست ها و یاری کنندگان آن میان برنامه و مطالبات هماهنگی ایجاد نکنند در واقع به جنبش آسیبی سخت خواهند زد. و به جای همه گسست ها و فاصله ها باید رهنمود ها و راه حل های عملی برای آینده طراحی شود تا ما را یک و یا چند گام به آزادی و رهایی نزدیک نماید!

ایران فردا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»