بازسازی مفهوم حاکمیت ملی بر محور مفهوم آزادی
ملتی که در عصر نوین تا چشم باز کرده بود خارجی و استعمار و امپریالیسم را دشمن اصلی خود می دانست و توجیه و تن پوش ملی گرایی و هویت طلبی اش بود حالا فریاد می زد این یک دروغه، دشمن همینجا در خانه است. این چرخش آگاهی و جابجا شدن دشمن خارجی به داخلی در حکم یک انقلاب در فرهنگ سیاسی مردم بود. این چرخش بزرگ به معنای این است که ارادی مقام شامخ خود را باز یافته است. فصل سیاسی جدید، ما در دوران حکومت اسلامی با احیا و فربه شدن آزادی مشخص میشود. انقلاب ملی و حاکمیت ملی متعلق به دوران سپری شده است. این رویدادی که در ایران جاری است انقلاب ملی نیست، انقلاب آزادی مدرن است. عصاره خیزش زن زندگی آزادی، آزادی است. و اکنون باز سازی مدرن مفهوم حاکمیت ملی هم باید بر محور مفهوم آزادی صورت پذیرد. امروز حتا دموکراسی هم اعتبار خود را از آزادی می گیرد، بدون استقرار آزادیهای اساسی دموکراسی چیزی بیش از اقتدار فریبنده نیست. معنای دموکراسی بعنوان حاکمیت اکثریت، متعلق به دیدگاههای اقتدارگرایانه است. دموکراسی یعنی رعایت حقوق اقلیت. این یعنی ارجحیت ارزشی ازادی بر دموکراسی. یک چنین الویتی است که به شکل گیری واقعی و از پایین حکومت دموکراتیک و حاکمیت ملی شهروندان منتهی میشود. یعنی حکومتی برآمده از همه شهروندان با حقوق مساوی،. ملت و حاکمیت ملی مدرن، متکی به مفهوم شهروند است، حاکمیت مدرن محصول قرارداد اجتماعی است، . ملت های تاریخی و غیر تاریخی، امروز با امضا گذاشتن شهروندان در پای قرار داد اجتماعی است که سزاوار نام ملت متمدن می شوند. جنبش زن زندگی ازادی، برای باز پس گرفتن ایران نیست، برای ساختن ایران جدید است. ایرانی که حاکمیت اش توسط رای و اراده ازاد شهروندان ساخته خواهد شد. ونه بدست گروهی خاص و به نیابت از مردم. نوسازی ایران جدید نیاز به ملت کبیر ندارد، به ملت هوشمند احتیاج دارد که به معنای حقوق شهروندی تا سرحد تشکبل دولت و تغییر دولت واقف شده باشد. جنبش زن زندگی آزادی بارقه ای از تولد چنین ملتی است، و استقبال شایسته ملت های متمدن از ان دقیقا به همین خاطر بود، مطمئن باشیم، با شعارهای مرد، میهن، آبادی و ملت کبیر و ناسیونالیسم این جنبش یک گام از خاور میانه بیرون نمی گذاشت.