مسأله اصلی و مهم این است که در سال های گذشته رفته رفته با طبقاتی شدن امر آموزش به دست دولت و از طریق مجاری به ظاهر قانونی مواجه شدیم به گونه ای که در حال حاضر شاهد سر برآوردن و تأسیس انواع مدارس با عناوین مختلف هستیم و در واقع رنگین کمانی از مدارس شکل گرفته اند که حقیقتا سرگیجه آور هم شده اند.
انواع مدارس با شهریه های عجیب و غریب از عادی دولتی گرفته تا هیأت امنایی؛ غیر انتفاعی؛ سمپاد؛ شاهد؛ استعدادهای درخشان و تیزهوشان. شنیده رقم شهریه های مدارس خاص هوش از سرِ آدمی می رباید و با خود می گوید چه خانواده هایی هستند که توان پرداخت این ارقام واقعاً نجومی را دارند؟ و این که اساساً چرا باید نظام آموزش و پرورش اجازۀ بروز چنین وضعیتی را بدهد که نتیجه اَش به جز نهادینه شدن نابرابری آموزشی و در نهایت نابرابری اجتماعی نیست!!!
مگر در قانون اساسی نیامده است که آموزش و پرورش رایگان بوده و تمامی فرزندان این سرزمین حق دارند به تمامی امکانات و فرصت ها و خدمات آموزشی رایگان به نحو مناسب و با کیفیت دست یابند؟ چرا باید دانش آموزانی در شمال تهران در مدارس به اصطلاح لاکچری و با امکانات و خدمات ویژه و با شهریه های سرسام آور درس بخوانند و از سوی دیگر دانش آموزانی در جنوب تهران و یا شهرستا ن های محروم از حداقل امکانات آموزشی هم برخوردار نباشند؟ آیا این به معنای نهادینه کردن نابرابری به دست آموزش و پرورش نیست؟!!
وجود این همه مدارس در کشور(منظور انواع است و نه تعداد) و بدتر از آن وجود شهریه های گران و نابرابر به خوبی خبر از وجود طبقاتی شدن و نابرابری گسترده در نظام آموزشی کشور می دهد. مدارسی که با راه اندازی برخی امکانات و خدمات ویژه و متمایز اقدام به جذب دانش آموزان از خانواده های ثروتمند و طبقات بالای جامعه می کنند در واقع به طبقاتی شدن نظام آموزشی و نهادینه شدن نابرابری آموزشی و اجتماعی دامن می زنند.
نتیجه اقداماتی از این دست در نظام آموزشی کشور چیزی نیست به جز طبقاتی شدن امر آموزش که در یک طرف متمولین و ثروتمندان با پول ها و سرمایه های خود جَوَلان می دهند و نوع مدرسه فرزندان خود را به رخ دیگران می کشند واز طرف دیگر طبقات و قشرهای پایین تر جامعه که هرگز امکان فرستادن فرزندان خود به مدارس و شهریه ای را ندارند و در نتیجه گویی تنها حسرت و آه آن را در نهاد دل خویش بر جای می گذارند.!!!!
هنگامی که آموزش و پرورش این چنین از روز ازل و پایه اقدام به نهادینه کردن نابرابری آموزشی و اجتماعی می کند دیگر چگونه می توان انتظار داشت که این همه نابرابری های اجتماعی در سایر لایه ها و سطوح جامعه رواج نداشته باشد.
شوربختانه این که نهادینه شدن نابرابری آموزشی فقط مختص مدارس کشور نبوده و به دانشگاه ها نیز سرایت کرده است و تو گویی که در توافقی نانوشته می خواهند نابرابری آموزشی و اجتماعی را با قوت هر چه تمام تر نهادینه کنند!!! این جاست که می توان گفت چنین وضع اسف باری زمینه را برای بروز انواع نابرابری های اجتماعی و طبقاتی شدن جامعه فراهم می سازد و اگر دیده می شود که برخی از اعضای همین خانواده های ثروتمند با خودروهای گران قیمت چند میلیاردی در خیابان های تهران جولان می دهند پاسخ را باید در نهادینه کردن امر نابرابری توسط نظام آموزش و پرورش نیز جستجو کرد!!!! و در مقابل برای فرزندان خانواده های فقیر و محروم چیزی به جز مشتی آه و افسوس و حسرت باقی نمی ماند و فردا روزی از اینان چه انتظاری می توان داشت؟!!!
این قصه سرِ دراز دارد و به همین جاها ختم نمی شود و اگر دنبالۀ آن را بگیریم به جاهای دیگری هم می رسد. مثلا این که فرزندان خانواده های فقیر و محروم برای سربازی نیز به دورترین و بدترین مناطق فرستاده می شوند و فرزندان خانواده های ثروتمند و به اصطلاح بچه پول دارها سربازی خود را با پول می خرند و در ناز و نعمت و پَرِ قو بزرگ می شوند. انصافاً دردناک نیست؟!!!!
تلگرام @VOTEHRAN