«اتفاقات روز بازداشت در مورخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱
ساعت ۹ شب به طور وحشیانه بازداشت شدم
تا صبح زیر ضربوشتم بودم و کتک خوردم و سرم جای شوکر میباشد
کمرم در سال ۱۴۰۰ جراحی شده بود و در بیمارستانهای امام رضا و امامخمینی و ۱۷ شهریور به مدت ۴ ماه بر اثر زخم و بیماری اعصاب و روان بستری بودم و زیر شکنجه و ضربات شدید جای عمل سابق باز شد.
در دوران بازداشت در بیمارستان ولایت ساری ۴۸ ساعت بستری شدم و علت بستری شدن من شکنجه و اعتراف اجباری بود.
۴۴ روز در اطلاعات و امنیت سپاه استان مازندران زیر شکنجه روحی و روانی بودم و بازجویی شدم و ۳ شبانهروز به زیر پاهای من شلاق و باتوم زدند.
در اثر ضربات زیاد پای سمت راست بنده فلج و بیحس شده بود. اگر بنده را به پزشکی قاونی اعزام کنند و بدنم را بررسی و تحقیقات کنند گواه بر این است که شکنجه شدید شدهام و آثار شکنجه مشهود است با این طرز شکنجه حتی قویترین و سالمترین آدمهای اجتماع هم اعتراف اجباری میدهند چه برسد به من .
اگر بنده را به عنوان لیدر میشناسید و مجازات اعمالشده تمام حسابهای بانکی من را از یک سال قبل بررسی کنید و تمام رفتوآمدهای من را بررسی کنید و دریافتی بنده را از یک سال قبل چکوشنود کنید. کلیه پروندههای کمپ و بستری شدنم بر اثر بیماری اعصاب و روان و مواد تماما مشهود است.»
چند برگه کاغذ دستنویسی جواد روحی را میبینید که خلاصه آن چند خط بالا است. او چندی پیش به طور مشکوکی در زندان جان خود را از دست داد. جواد روحی ۳۵ساله، لیسانس حقوق و اهل یکی از روستاهای آمل بود. او سه روز قبل از تاریخ دستگیری برای دیدار با همسر سابقش به نوشهر آمده بود. در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ حضوری فعال داشته و سپس بازداشت شد.
روایت دقیق احکام صادرشده شعبه یک دادگاه ساری به روایت وکیل جواد روحی شامل هشت مورد محکومیت، سه اعدام و هفت سال و نیم زندان بود.دیوان عالی کشور در خرداد ماه هر سه حکم اعدام او را رد و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارجاع داده بود. دادگاه انقلاب ساری اما عامدانه و با وجود آگاهی نسبت به شرایط جسمانی و روانی وخیم او از آزادی جواد به قید وثیقه خودداری کرد.
کانال رسمی کمیته آزادی زندانیان سیاسی