این جنبش حاصل اعتراض مداوم و حقخواهانهی مردمست
اقدام برای مراقبت جمعی یکی از جنبه های کنشگری در جنبش های معطوف به عدالت و آزادی اجتماعی است که اخیرا در سطح جهانی مورد تاکید و اهمیت بیشتری قرار گرفته است. در واقع مراقبت فردی در این جنبش ها به مراقبت جمعی گره خورده است و بدون درنظرگرفتن این وجه و اقدام برای آن، تداوم جنبش ها به سختی امکانپذیر است. براساس دیدگاه فمنیستی تقاطعی خود مراقبتی امری اجتماعی است. بدین معنی که زنان همواره باید برای زیست خود و دیگرانی که با ایشان ارتباط دارند، راههایی را پیدا کنند که در دنیای پیرامون شان یا در حال از بین رفتن است و یا مورد سرکوب و تهدید نظم و ساختار قدرت قرار گرفته است. بدین معنی زنان و همه گروههای تحت تبعیض و سرکوب ضروری است که بتوانند برای بقا در دنیایی که پر از مطالبات فزاینده شغلی بدون پرداخت، فشارهای مالی، موج های خبری بی رحم، انتظارات ناهمخوان اعضای خانواده، گسترش شیوه های سرکوب حکومتی، وقوع فزاینده آزارهای جنسی و سازگاری با سوگ از دست دادن است ، تلاش کنند. ۱
در این یادداشت به مرور این شیوه های مراقبت جمعی در طول یک سال گذشته در جنبش زن، زندگی ، آزادی و پیشینه اش می پردازم.
مراقبت جمعی و همراهی با هم از همان آغاز استقرار حکومت اسلامی در دهه شصت، از سوی برخی از زنان طبقه متوسط در خانه های شان شروع شد. واکنش زنان بخصوص زنان سکولار به بسته شدن و کنترل شان در فضای عمومی ادامه زندگی عادی و خوشایند کردن اش در فضای خصوصی یا خانه بود. در جمع های خصوصی و مهمانی های خانگی نه تنها از حجاب خبری نبود بلکه همه آنچه حکومت اسلامی ممنوع کرده بود مثل رقص و شادی و صرف مشروبات الکلی و معاشرت «دو جنس مخالف» آزاد بود. این جمع های خانگی که اغلب نسل زنان این دهه مدیرانش بودند بتدریج به مامنی تبدیل شد که زهر و تهدید فضای عمومی را کاهش می داد و مفری بود برای فشارهایی که زنان و بعضا سایر اعضای خانواده در فضای عمومی با آن مواجهه بودند. در واقع این فضای های خصوصی به محلی برای مراقبت و ملازمت آزادانه ای شرکت کنندگانش تبدیل شدند که سازه های رسمی حکومتی در فضای عمومی، آنرا بر نمی تافت.
بدین ترتیب از همان ابتدای برقراری نظم حکومت اسلامی در فضای عمومی، زنان در خانه ها با برپایی جمع ها ومهمانی های خانگی، از این نظم خشک و رسمی -البته در خفا- فاصله گرفته و سازه برساخته خودشان که ملازمت آزادانه از طریق ایفای نقش های زنانه و بازپسگیری هویت شان بود را جایگزین آن کردند.۲
این وجه از مراقبت با افزایش و شکل های دیگری از سرکوب و حذف جلوه های دیگری یافت. نهاد های مدنی همچون مادران خاوران ، مادران و خانواده های دادخواه، انجمن حمایت از زندانیان و دیده بان آزار، مثال هایی از این جمع های مدنی هستند که همراهی و مراقبت از کنشگران، آسیب دیدگان و بازماندگان را دنبال کردهاند .
مراقبت جمعی را در جنبش اخیر زن زندگی آزادی هم می توان یافت. علی رغم موج های پروژه ای پرسروصدای گروههای «اپوزیسیون» عمدتا خارج نشین، شکل های دیگری از مراقبت و همراهی با زنان بی حجاب، دستگیرشدگان و خانواده های درگیر در جنبش در حال تقویت و حمایت از ایشان است. گرچه چنین به نظر می رسد که جنبش اخیر از توان افتاده است و دیگر جلوه و حضور خیابانی ندارد اما نشانه ها و نتایج آن هنوز نظم حاکم را به چالش می کشد.
به قول اریک گافمن، کنش های متقابل نمادی می توانند نظم اجتماعی دلخواه حاکمیت را به هم زده و شکننده و ساختگی بودن آنرا عیان می کنند.۳ این کنشگری دموکراسیخواهانه در جنبش زن زندگی آزادی که بر محوریت آزادی زنان و توانمندسازی اقشار آسیبدیده و کمتوان مثل اتنیکها و اقلیتها استوار بود، توانست همکاری و حفاظت بی نظیری را میان اقشار مختلف جامعه برای شکستن نظم حاکم و رساندن صدای مردم آزادیخواه ایران به گوش جهانیان بوجود آورد.
اکنون پس از گذشت یکسال از این جنبش و فروکش کردن آن ، تداوم مقابله زنان و دختران جوان به حجاب اجباری که به نقطه بی حجابی و پوشش دلخواه خود رسیده یکی از جلوه های ساختگی بودن این نظم حاکم را نشان می دهد. در واقع مطالبه لغو حجاب اجباری اینبار به گفتمان عمومی و شکسته شدن ترس از سازوکارهای مواجهه با دستگاه های نظارتی تبدیل شده است.
گذشته از نقل قول های ضد و نقیص مسئولان و چهره های حکومتی درباره حجاب زنان، چنین به نظر می رسد که دستگاه نظارتی یکدستی و توان خود را از دست داده است.۴ اکنون معلوم نیست آیا گشت ارشاد هنوز وجود دارد یا ندارد ولی دیگر زنی به خاطر بی حجابی دستگیر نمی شود. درعوض اماکن عمومی که مالکان خصوصی دارند مثل رستوران ها، کافه ها، مال ها و همچنین خودروهای مسافری و شخصی در معرض پلمپ و جریمه اند. روایت ها و تجربه های زنان بی حجاب از مواجهه مامورین با آنها نشان می دهد رویه واحد و سازمان یافته ای برای این مواجهه وجود ندارد.
شکل دیگر برخورد با زنان بی حجاب که از طریق ارسال پیامک به تلفن همراه زنان و ضبط وسیله تقلبه ایشان اجرا می شود با به هم ریختگی و گاه سردرگمی مامورین همراه است. همچنین حمایت مردم از زنان بی حجاب منجر به پیدایش روش های جدید مقابله شده است. یکی از این روش ها دادن گزارش کذب به پایگاه پلیس درباره بی حجابی در خودروهایی است که زنان چادری راننده شان هستند که خود منجر به آشفتگی و افزایش نارضایتی می شود. پوشش چادر که قرار بود سمبل مبارزه با استکبار و منزلت زن مسلمان باشد اکنون به سمبل طرفداری ازحکومت مستبد تبدیل شده است، به طوریکه بسیاری از زنان چادر را کنار گذاشته اند.۵ در بین خانواده های شهدای جنگ و زنان محجبه نیز اعتراض به شیوه های حکومتی مقابله با بد حجابی واکنش هایی را در پی داشته هست. حمایت و مراقبت مردان از زنان بی حجاب در خیابان و سایر مکان های عمومی هم افزایش یافته و امر سرکوب را با اختلال مواجه می کند. گاه مشاهده شده است که مردان کارمند در این فضاها نسبت به تذکر امر به معروف دهندگان بی اعتنا بوده و یا با تمسخر برخورد کرده اند.
وکالت دستگیرشدگان به صورت رایگان و پرداخت وثیقه ایشان از طریق کمک های مردمی یکی دیگر از شکل های مراقبت جمعی است که در اعتراضات اخیر هم تداوم و گسترش یافت. در همین رابطه، پکیج های آگاهی دهنده برای کسانی که در معرض دستگیری و دادگاهی شدن هستند، از سوی حقوق دانان تولید شده تا متهم ها را نسبت به حقوق خود و نحوه انجام پروسه دادرسی یاری کند. مشاوره های روانشناختی رایگان به آسیب دیدگان این تجمعات و دیگر کسانی که با مشکلات روانی و اجتماعی مواجه شده اند از جلوه های گسترش یافته مراقبت در جنبش اخیر است.
فعالیت مراقبتی دیگر که در نتیجه این جنبش شدت و گسترش پیدا کرد، کمک های مالی مردمی به آسیب دیدگان جنبش است این کمک ها که همواره وجود داشته است در نتیجه این جنبش با جنبه های جدیدی باز تولید شده است. جنبه اول تاکید برجمع آوری کمک ها بدون سرو صدا های نمایشی پیرامون آن هست. این وجه در واقع به نوعی می خواهد خود را هم از سازمان های خیریه ای حکومتی جدا کند که از طریق مثلا کار خیر آن کار دیگر می کنند و هم از گروههای اپوزیسیونی که جمع آوری کمک های مالی برای مردم ایران را وسیله ای برای ارتقا و پرزنت کردن خود کرده اند فاصله می گیرد. جنبه دوم کمک های مالی تاکید بر شفافیت و اطمینان به دریافت کمک از سوی افراد واقعا نیازمند است.جنبه سوم، مشارکت فعالانه جوانان در این فرایند است که به نظرم نقطه قوت فعالیت های خیرخواهانه و داوطلبانه اخیر است. هشیاری، پختگی و فرهیختگی این جوانان نتیجه معکوس فشار حکومتی است که به آنها برای مسلمان ماندن و یکپارچه دیدن غرب و تنفراز آن وارد شده است.
همچنین دانشجویان تقریبا در سراسر دانشگاهای ایران با تجمع ها و بیانیه های خود مراتب اعتراض خود به حجاب اجباری و جدا سازی جنسیتی و دستگیرشدگان اعلام کردند و گرچه مجازات های مختلفی را تجربه کرده اند اما همچنان از همکلاسی های خود به شکل های مختلف حمایت می کنند. طرح اتحاد بین اقوام مختلف نیز مورد دیگری از توجه و مراقبت جمعی را در این جنبش برجسته کرد.
به غیر از تلاش بدون وقفه فعالان مدنی در امر مراقبت، دامنه این واکنش ها به مجموعه های صنفی هم رسید. کادر درمان، معلمان، روانپزشکان، استادان دانشگاه، حقوق دانان،کسبه بازار، هنرمندان، و کارگران هر کدام نسبت به رویه های غیر حرفه ای و غیر انسانی موجود دستگاه حاکم به آن اعتراض کرده و خواستار توقف ان شدند.
این جنبش حاصل اعتراض مداوم و حقخواهانهی مردم معترضی است که سال ها مطالبات شان از سوی نظام حاکم نادیده گرفته و سرکوب شده است. حکومت یکدست اصولگرا هم در یکسال گذشته به جای پذیرش صدای مردم معترض دراین اعتراضات شیوه های حذفی وبگیر و ببند را پیشه کرده است و در نتیجه اعتراضات اخیر خود سرچشمهی حقانیت شده و مشروعیت نظام حاکم را به زیر سوال برده است. اما آنچه نباید فراموش کرد این است که مراقبت و حفاظت مردمی یکی از راهها و شاید یکی از مهمترین راهها برای بقا و تداوم این مبارزه است. جنبش زن، زندگی، آزادی دستاوردها و راهکارهای منحصر به فردی را برای گسترش مراقبت های جمعی به ارمغان آورد. یکی از مهمترین این دستاورد ها حمایت مردان از زنان و دختران جوانی است که به خاطر بی حجابی مورد عتاب و خطاب مامورین قرار می گیرند. یعنی مردان و پسران جوان نه تنها حاضرند برای حمایت از خواهرانشان در معرض بازداشت قرار بگیرند، بلکه آماده اند تا از امتیازات مردانه ضد زن خود در جامعه مردسالار دست بکشند.
گرچه دستگاه حاکم نیز با فروکش کردن این اعتراضات ،در حال اعمال شیوه های مجازاتی خود است اما نگاهی به شیوه های مراقبتی ابداعی نشان می دهد که این جنبش مردمی بدنبال تداوم مبارزه از طریق اعمال روش های مراقبتی است. در مقابل بی رحمی وخشونت دستگاه حاکم با نهاد سازی مراقبت های مردمی می توان جریان تحول خواهی را تداوم بخشید و امکان خشونت لجام گسسته فراگیر را محدود کرد.
شهریور ۱۴۰۲
پانویس ها:
1-Holms, Lindsay (2019), Self-Care for Women Is More Than Buying Products: https://www.huffpost.com/entry/women-self-care_l_5c48d765e4b0b6693676728d
۲- مطیع،ناهید، نگاهی به جنبش زن زندگی آزادی و پیشینه اش:
https://bit.ly/3fT6lOE
۳-Barnhart,Adam, (2013),“Ervin Goffman : The Presentation of Self in Everyday Life” :
https://web.pdx.edu/~tothm/theory/Presentation of Self.htm
۴- علی مطهری نماينده اصول گرای مجلس در این زمینه می گویند:
من نمیخواهم بگویم که اعلام شود “نداشتن” روسری آزاد است، ولی در عمل سخت نگیریم. در مورد روسری ممکن است بگوییم طرف توجه ندارد، غفلت کرده است، حواسش نیست و روسریاش افتاده است. ولی اگر بدن نمایی بود و کسی خواست مثلاً رکابی بپوشد و بیرون بیاید باید برخورد شود. اکثر مردم هم این را قبول دارند. ممکن است خیلی از افراد با این رفتار که اگر یک خانمی قسمت کمی از موهایش بیرون بود با او برخورد شود مخالف باشند ولی با این که اگر کسی بدن نمایی کرد برخورد شود مخالف نیستند. لذا من میگویم ما خیابان را با غیر خیابان تفاوت بگذاریم. همان طورکه قبلاً هم همین طور بود. بعضی از خانمها بودند که رعایت نمیکردند، حتی گاهی روسری نداشتند و کسی به آنها کاری نداشت.
https://www.tabnak.ir/fa/news/1191181/تازهترین-موضعگیری-علی-مطهری-درباره-حجاب
۵- در گزارش انصاف نیوز از قول یک خانم چادری می خوانیم:
سوره با تاسف میگفت این لباس یعنی چادر مشکی به یک لباس حاکمیتی بدل شده و این تصور میان مردم وجود دارد که هرکس این لباس را تن کند چه بسا وابستگی خاصی به حکومت دارد و بسیاری از اطرافیانش و حتی خودش در موقعیتهای خاصی ترجیح میدهند چادر سر نکنند.
۶- نگاه کنید به گزارش های مردمی در همین زمینه در شبکه های اجتماعی.
ایران فردا