شبکه سازی های کوچک، کوچک، رضا علیجانی

در ضرورت «ایجادِ رابطه» ، «سازماندهی» و «مقاومت»

بر اساس شش شاخصی که سازمان ملل حکومت‌ها را رده‌بندی می‌کند؛ ج.ا در بین ۲۰۹ کشور در بهترین مورد رتبه ۱۷۱ و در بدترین مورد رتبه ۱۹۹ را دارد. یعنی در کل در ته جدول و در رده کشورهایی مثل سوریه، لیبی، آنگولا و بورکینافاسو قرار دارد.

عامل بنیادی این وضعیت، متفاوت بودن شاخصهای حکمرانی برای سران ج.ا است و این امر خود از سه مسئله ریشه می‌گیرد: رهبر مادام‌العمر و مطلقه، حاکمانی با تصلبات مذهبی و بالاخره نگاه ضدغربی و آخرالزمانی…

حال آیا باید افسرده شویم و یا با نثار فحش و مرگ و نفرین با مسئله برخورد کنیم؟ راه‌حلی که هر فرد ایرانی خودش را مخاطب آن بداند (و نه فقط فعالان سیاسی و مدنی)ِ، چیست؟

به جز «چه باید کرد»ها و راه‌حل‌های کلانی چون اعتراض، اعتصاب؛ مهم‌ترین «چه می‌توانم کردِ» فردی تک تک ایرانیان «ایجادِ رابطه» و سازماندهی و نیز«مقاومت» است.

هر ایرانی باید حداقل عضو سه نهاد رسمی و معمول باشد…

علاوه برآن، یک وظیفه مبرم امروز بنا به تجارب جنبش‌های مطالباتی و اعتراضی دو، سه دهه اخیر «شبکه‌سازی‌های کوچک، کوچک» است یعنی…

هر رئیسی هر اندازه هم که توانایی و ابتکار داشته باشد بالاخره بعد از فرضا هشت سال یا دوازده سال هر آنچه هنر دارد را بخرج داده و دچار تکرار میشود. اگر راهش هم غلط باشد دیگر به حد کافی تبعات منفی‌اش ظاهر میشود. اما اگر مادام‌العمر باشد تا انتهای عمر این راه غلط و زیانبار ادامه پیدا میکند. تجربه بشری با نظام «جمهوری» در واقع میخواهد همین عیب بنیادی را رفع کند.

اگر یک حاکم یا رهبر علاوه بر مادام‌العمری، مطلقه هم باشد که دیگر واویلاست. در همه حوزه‌ها دخالت و مانع هر تغییر و اصلاحی می‌شود.

حاکمان متعصب (مذهبی) علاه بر این آفات به علت حقانیت دینی هم که برای عقایدشان قائل هستند خصایص بالا را چند برابر میکنند و با همین رویکرد با اعتماد به نفس بیشتری دیگران را سرکوب میکنند. (جدا از منافعی که به تدریج بدست میاورند).

نگاه ضدغربی و آخرالزمانی نیز این سیاست و مسیر تباه را زیانبارتر می‌کند چون اصلا به زندگی روزمره مردم بهایی نمیدهد و آنها را فدای ضدیت ها و آرزوهای طول و دراز خود میکند (و همه مشکلات و مصایب را در این مسیر مهم، حاشیه‌ای تلقی میکند).

هر ایرانی باید حداقل عضو سه نهاد رسمی و معمول باشد: نهاد صنفی با همکاران، نهاد مدیریتی مجتمع ساختمانی و یا محله با همسایگان و حداقل یک نهاد مدنی بنا به فراخور علائق و تمایل و وقت و فرصت (مانند نهادهای محیط زیستی، همیاری و خدمات رسانی به کودان کار، زنان بی‌سرپرست، ترک اعتیاد، آموزش و تقویت زبان محلی، نهادهای خیریه گوناگون و …).

علاوه بر این سه نهاد صنفی و مدنی، یک وظیفه مبرم امروز بنا به تجارب جنبشها مطالباتی و اعتراضات دو، سه دهه اخیر «شبکه سازی های کوچک، کوچک» با اعضای محدود و بسته بین افرادی است که بنا به سوابق تحصیلی، شغلی، همسایگی، فامیلی، ورزشی، آشنایی در صحنه خیابان و هر عامل دیگری، به یکدیگر اعتماد دارند.

این شبکه‌های واقعی و یا مجازی (بین نوجوانان بگیریم تا بین بازنشستگان)، می‌تواند محل گفتگو؛ تبادل خبر، تحلیل و راهکار بین این افراد باشد. نفس حضور در این شبکه‌ها به افراد انگیزه و امید و توان صبوری و پایداری و نیز خلاقیت برای فعالیت می دهد (که میتواند از فعالیتهای اجتماعی و مدنی تا فعالیتهای به هنگام مقتضی در حوزه سیاست و خیابان باشد).

«یکی» از وظایف اعضای این شبکه‌ها گفتگوی مستمر و خستگی‌ناپذیر با افرادی است که هنوز به حکومت باورمندند و به خصوص با بسیجیهاست. تجربه نشان داده این گفتگوهای صبورانه و مداوم بسیار موثر و در تضعیف و ریزش درون حکومت بسیار اساسی است. شواهدی وجود دارد افراد بسیجی‌ای که بنا به تعصبات مذهبی و یا شور و هیجان جوانی چماق بر سر و پشت مردم میزده‌اند بعدا گفته‌اند که «در سفر به کربلا توبه کرده‌اند و دیگر حاضرند پشت یزید نماز بخوانند ولی پشت اینها نخوانند».

ما برای اینکه مسیری به سوی نجات و رهایی باز کنیم هیچ راهی جز سازماندهی، سازماندهی، سازماندهی (شبکه‌‌ای) و مقاوت، مقاومت و مقاومت نداریم! این راهی است که ولو طولانی هم باشد ولی به سرانجام مثبتی برای مردم و ومیهن‌مان خواهد رسید.

گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال
https://t.me/rezaalijani41

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»