بزرگترین تهدید تمدنی علیه ایران بزرگ، تداوم نظام موجود است، محمد کوراوند

نجات جامعه درگرو حفظ بنیانهای تمدنی ایران است

هزار سال زمان می برد تا اندیشه ساخته شود. و هزار سال زمان می برد تا اندیشه فرهنگ را بسازد. و سده ها زمان می برد تا بر فرهنگی تمدنی ساخته شود. علت اینکه تمدن ها نیرومند و مقاوم بوده اند همین بنیان محکم آنهاست.

عینی ترین مثال در این باب تمدن معظم ایران است که مدت زیادی پیشوای تمدن بشری بوده است و بر چنان بستر فرهنگی استوار بوده که با وجود همه زخم ها و دگرگونی ها از پس بارها تاراج تاریخی و هجوم فرهنگی و نظامی ویرانگر برآمده و همه را در دل فرهنگ خود هضم کرده است.

حتی تهاجم عظیمی همچون خلافت اعراب مسلمان که بقایای تمدن های کهن بین النهرین… و تمدن های جدیدتر در شرق و غرب را برانداخت و ۱۲ قرن ناپیوسته بر فرهنگ ایران سایه انداخت و غبار و رسوبات فرهنگ فروتر را بر ظاهر تمدن ایران نشاند در نهایت نتوانست بر فرهنگ ایرانی چیره گردد و نوزایی فرهنگ و تمدن ایران تداوم یافت.

اما این روند نوزایی فرهنگ ملی ایران پس از اینکه نهادی معطوف به قدرت به نام روحانیت در ایران بر ساخته شد متوقف گردید. این نهاد با استیلا بر ساختار آموزش و فرهنگ اجتماع در دوران تکامل خویش آگاهانه فرهنگ ملی و خردگرای ایران را در چارچوب دفاع از ایدئولوژی تضعیف کرد و هر بار که در ایران جنبشی ملی و تجددخواه پا گرفت در نهایت آنرا از پا انداخت.

در نتیجه ی کارویژه ی زوال فکری و فرهنگی توده ها، سالها بعد در هماهنگی با منافع رقبای تمدنی و تاریخی ایران این قشر توانست به قدرت برسد. در گام اول در ابتدای انقلاب ۵۷ با صدای رسا گفت که افراد ملی به درد ما نمی خورد و اساس بدبختی ما ملی گرایی است و چهل سال بعد در گام دوم گفت هدف ما ساختن تمدن نوین اسلامی است. تلاشی برای برساخت تمدنی مصنوعی در ایران زمین که خود گاهواره تمدن جهان بوده است. شبه طرح ایجاد ریملند مقاومت یا هلال عقیدتی برای پیوستن به هارتلند نوین ضدغرب در روز موعود …

 پس استفاده از کلیدواژه تهدید تمدنی برای طرح بحث کاملا واقعی و به دور از اغراق است‌…(متن خلاصه می شود)

امروز دو تهدید تمدنی بزرگ ایران را تهدید می کند: تهدید تمدنی خارجی و داخلی.

تهدید تمدنی خارجی چیست؟

یک جنگ عظیم تمدنی بر سر نظم نوین جهانی در زیر پوست جهان در جریان و در حال شدن است. این بار و برخلاف انقلاب ۵۷ نه تنها هیچ توافق اجباری بین دو محور بر سر ایران جدید وجود ندارد بلکه یک طرف سعی دارد ایران را به جبهه اصلی نبرد بدل نماید. تهدید اصلی برای ایران از جانب محور چپ گلوبال (چین/اسلاو/گلوبال/پست مدرن/ توران.‌..) است. این محور درمورد کشور و جامعه ای چون ایران در بسیاری اهداف باهم همپوشانی دارند. هدف در نهایت سیطره تمدنی و اجتماعی وحتی ارضی است. اما برای نیل به این هدف نیاز به تضعیف همه شاخص های اجتماعی، فرهنگی و ملی در ایران است.

نیاز است تا فرهنگ ملی ایران مضمحل گردد و تمام منابع انرژی و قدرت و نیروی انسانی کشور در ایده هایی همچون محور فراملی مقاومت با هدف فرسایش تمدنی ایران مصرف گردد.

این محور تا مادامی بتواند در غالب بحران های سیستم سیاسی موجود و در تداوم نظام حاکم برنامه های خود را پیش می برد اما مهم تر اینکه این محور به نحوی برنامه ریزی و بحران سازی کرده که بتواند در شرایط سقوط، گسست اجتماعی و تضعیف ایران نیز اهداف خطرناک و خویش را پی بگیرد. (در نوشتاری مفصل بدان پرداخته خواهد شد)

اما تهدید بزرگتر و اصلی در داخل است.

تهدید تمدنی داخلی چیست؟

تهدید بزرگ داخلی تداوم نظام حاکم به شکل پوچ انگار فعلی است. پوچ انگار یعنی آنکه در این دوره حساس تاریخ که کشورها برای توسعه و تحکیم قدرت ملی در عرصه جهانی در حال رقابتی آنارشیک، شگرف و لحظه ای هستند سیستمی در ایران برسرکار است که اهداف و ایده های آن نه تنها هیچ چیز بر تمدن و تاریخ ایران نیافزوده بلکه ایده های پوچ فراملی اش و هزینه های اجرای آن امروز به تهدید جدی تمدنی و حیاتی علیه کشور منجر شده است.

تفکری به واقع واپس گرا که کشور را یک و نیم قرن به عقب رانده است. تهدید تمدنی داخلی یعنی بنیان های حفظ تمدنی ایران همچون فرهنگ ملی ایران، گنجینه ژنتیک و جمعیت ایرانی، همبستگی بوم ها و تیره ها، روان و ناخودآگاه جمعی، بقای نسلی، زیست بوم، اقتصاد درون زا، منابع ملی و بین نسلی همگی در نتیجه عملکرد سیستم در معرض فراموشی یا ویرانی قرار گرفته است.

اما امروز تداوم وضع موجود به یک خطر بزرگ و غیرقابل چشم پوشی بدل شده است. در کنار تمام عقب ماندگی ها و ضعف های حاصل از عملکرد چهل ساله ی سیستم در چند سال اخیر وقایعی در کارنامه ی آن ثبت شد که ایران را در مرز فاجعه بزرگتری قرار داده است.

عادت به کشتارهای بزرگ خیابانی

سرکوب های ۶ سال اخیر با توحشی بی سابقه منجر به درد عمیق در روان اجتماعی ایرانیان شد و هیچ راه برگشتی برای این حکومت باقی نگذاشت.

ج.ا هر آنچه که بود تا چند سال پیش مثل بسیاری از استبدادهای سنتی از کشتار و توحش عریان علیه مردم در خیابان ترس داشت. اما پس از همراهی با رژیم هایی چون سوریه و روسیه و چند مرحله سرکوب گسترده و تاریخی گویی قبح عمل برای سیستم فروریخته است.

به نحوی که امروز به رکورددار سرکوب های بزرگ خیابانی در قرن ۲۱ بدل گشته است.

جنگ های منطقه ای و دشمن سازی برای ایران

پس از آنکه نظام برآمده از انقلاب خودخوانده ی مستضعفین به هیچ یک از رسالت هایی که در داخل برای خود قایل بود دست نیافت دست به قلب آرمانها زد و سناریوی منطقه ای نیابتی را کلید زد. برای این هدف چندین سال ایران را درگیر و n میلیارد دلار منابع ملت را مستقیم و غیرمستقیم هزینه

کرد. در طرح جنگ های نیابتی با پاسوز کردن نیروی اقتصادی و نظامی ایران (که کردیت آن در نهایت به حساب محور ضد غرب واریز خواهد شد) علاوه بر سوزاندن منابع و نیروی ملی ایران در منازعات منطقه منجر به دشمن تراشی بزرگی شد که تبعات آن سالها بعد دامان ملت و حکومت ملی آینده ایران را خواهد گرفت. در نتیجه این دشمن تراشی ها و ایران هراسی ها نه تنها به اقتدار ملی افزوده نشد بلکه کار به جایی رسیده که حتی جمهورک باکو و طالب و جزایر مصنوعی خلیج فارس هم به ایران بزرگ لگد می پرانند‌.

▫️نابودی گنجینه ژنتیک ایرانیان و ناامیدی جمعی: با موج های عظیم مهاجرتی الیت ها و نرخ نزدیک به صفر رشد جمعیت در نسل جدید بحران بزرگ جمعیتی ایران را تهدید می کند. حتی همین امروز هم جامعه به وضوح با کمبود ژن های نخبه، جوان و پیش ران مواجه است. در کنار این بحران هرز رفتن جمعیت موجود با انهدام سیستم های آموزش و آموزش عالی، ابتذال فرهنگی، کژراهه ی مخدر-جنسیت و ترویج فرهنگ غم خویی و عزا که همگی ریشه در سیاست ها و کارکردهای نظام موجود دارند ناامیدی جمعی از آینده بهتر خطر فوری امروز ایران است.

از بین بردن توازن اجتماعی- اقتصادی:

بطور همزمان در دهه گذشته نظام حاکم قشربندی اجتماعی اقتصادی ایران را برهم زد. نابودی طبقه حساس و اثرگذار متوسط از طریق ویرانی اقتصادی پایه زندگی و در نتیجه تبدیل بخش زیادی از این طبقه به خرده بورژوازی اقتصادی که ممکن است برای بقای اقتصادی تن به هر شرایط خفت باری بدهند.

منکوب کردن و از دور خارج کردن طبقه فرودست با فشار وحشتناک اقتصادی بر آنها که در نتیجه منجر به احساس محرومیت کامل از امکانات ملی و بی پناهی اجتماعی شده و درنتیجه خشم آنها را به شکل غیرقابل کنترلی افزایش داده است.

تبدیل طبقه کارمند_یقه سفید به قشری وابسته و رانت خوار که بجای خدمت به میهن و کارآمدی از ارتباط سازمانی با حکومت زیست کرده و چون طبقه عامل و دست اندرکار جامعه است و مدام در حال بازتولید این فرهنگ خطرناک ریاکاری، رانت زیستی، منفعت طلبی به صورت صفات غالب جامعه ایرانی است.

▫️در کنار این موارد دیگر تهدیدات مهم داخلی که کیان ملت ایران را به جد تهدید می کند سونامی خودکشی، سونامی طلاق، تخریب روانی جامعه، فروپاشی سیستم بهداشت و درمان، فروپاشی نظام بازنشستگی، بحران آب و حوزه های آبریز، ابرتورم پیوسته ی هزاردرصدی، تبعات کشتار کرونا و رکود مطلق اقتصادی است.

بنابر آنچه گفته شد حاصل رفتار، ایده ها و عملکرد سیستم امروز تهدید تمدنی آشکار و به خطر افتادن بنیان های حفظ تمدنی ایرانی است.

پس آنچه برای هر فرد، گروه یا جریان سیاسی در حال حاضر اولویت کامل دارد تلاش برای تغییر وضع موجود است.

درک و تفاهم بر سر این موضوع که نجات موجودیت من، ما، جامعه، گذشته و فردای ایران در گرو حفظ تمدن و بنیانهای تمدنی ایران است نقطه شروع یک تفاهم نظری گسترده تر درباب شرایط و تهدیدات دوران گذار و تثبیت حکومت ملی آینده ایران خواهد بود.

رسالت ما نجات ایران است.

رسانه تحکیم ملت

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»