مردم از این سیاست جان به لب شدهاند
به جدال فلسطینی-اسرائیلی میتوان از چهار منظر نگریست: منافع ملی- حقوق بشر- سیاسی و راهبردی- جامعهشناختی.
ج.ا منافع ملی ایرانیان را فدای یک ستیزهگریِ کور ضدآمریکایی- ضد اسرائیلی کرده و مردم ایران به حق از این سیاست جان به لب شدهاند.
کشتار غیر نظامیان و هر گونه توحش علیه انسانها (که در حملات حماس دیده شد و یا مانند بسیاری از موارد قبل از سوی اسرائیلیها اینک در بمباران غزه دیده میشود)، را باید از منظر حقوق بشری و بدون هیچگونه لکنت زبان و بدون هیچ تبعیضی محکوم کرد.
از منظر سیاسی؛ حداقل، از سال ۱۹۶۷ و بر مبنای قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل،اسرائیل نباید به اشغالگری و به خصوص شهرکنشینی در «مناطق اشغالی» ادامه دهد. بیشترین قطعنامههای حقوقبشریِ سازمان ملل علیه اسرائیل بوده است
به لحاظ راهبردی؛ اینک اسرائیل ممکن است با حمله به غزه آنجا را حتی با خاک یکسان کند؛ جدا از برخی اعمال وحشیانه حماسیها اما عملا این نتیجه به دست آمده که صلح در منطقه بدون حل مسئله فلسطینیها و حقوقشان امکانپذیر نیست.
تسلیت به بازماندگان زلزله در کشور همسایهمان افغانستان.
صحنههایی که این روزها در منطقه میبینیم لکه شرم و شکست بر چهره جهان مدرن و متمدن بشری است که انسانهایی دارند اینگونه با توحش به جان همدیگر میافتند.
علی خامنهای قبلا دو موضع مهم داشت: اسرائیل یک کشور نیست، یک پادگان تروریستی است! (این یعنی هر شهروند اسرائیل تروریست است و میتواند بی محابا یک هدف نظامی باشد) و دیگری تجلیل از قاسم سلیمانی که دست فلسطینیها را پر {از پول و سلاح} کرده است.
مراسم رژه امروز را اصلا به همین خاطر ترتیب داده بودند که خامنهای بیاید بگوید ما مستقیما در عملیات حماس نقش نداریم، ضمن اینکه از آنها حمایت میکنیم.
این که ج.ا واقعا در حملات حماس به طور مستقیم نقش داشته یا نه قابل اثبات و یا انکار نیست؛ به خصوص با توجه به سنّی بودن حماس و سیر پر قبض و بسط روابط آنها با ج.ا و مهمتر از همه این که با توجه به حفرههای بزرگ امنیتی ج.ا در رابطه با نفوذ اسرائیلیها بسیار دور از احتیاط است که مقامات نظامی حماس (همچون محمد ضیف)، ج.ا را در جریان جزئیات عملیات قرار داده باشند.
از عدهای جارچی و هوچی که بگذریم؛ تجربه نشان داده است که در دقیقه نود ترموستاتِ حفظ و «مصلحت نظامِ» حاکمان ولایی ج.ا به کار میافتد. بعید است کسی از آنها اینک خواهان ورود به جنگ با اسرائیل باشد.
نه حاکمان ج.ا و نه اسرائیل و نه آمریکاییها نمیخواهند دایره جنگ گسترش یابد و به ایران کشانده شود. از جمله این که؛ در آمریکا مسائل بینالمللی در صدر اولویت رای دهندگان نیست، ولی جنگ در منطقه با افزایش قیمت بنزین در آمریکا، کار را برای بایدن سخت خواهد کرد.
در تاریخ معاصر بشر این یک تراژدی بزرگ است که یهودیان که در طول تاریخ همواره تحت ظلم بودهاند(تا آنجا که برای آنها تعبیر یهودی آواره و یهودی سرگردان بکار میرفته)، اینک خود باعث و بانی پیدایش فلسطینی آواره و فلسطینی سرگردان شدهاند. سیر تبدیل مظلوم به ظالم، شکنجه دیده به شکنجهگر و ستمدیده به ستمگر اینک میتواند شامل خود فلسطینیها در برخی رفتارهایشان هم بشود.
از منظر جامعهشناختی؛ احساس «مظلومیت» شدید و مستمر به تدریج به «خشمی آتشفشانی» منجر میشود که گاه ممکن است به «جنون» هم کشیده شود. اینک ما در غزه شاهد شورش زندانیانِ جان به لب رسیده هستیم که به اعمال جنونآمیز هم کشیده شده است(غزه بزرگترین زندانِ سر باز جهان است). در ایران هم ممکن است شاهد همین سیر باشیم و مردم تحت ظلم و ستم حکومت ولایی خشمگین و خشمگینتر شوند و خشمشان حتی به این نقطه جنونآمیز هم برسد که همه حاکمان را باید تکه پاره کرد.
قابل درک است که افکار عمومی و نظرات بخشی از نیروهای جوان در جامعه ایران در عکسالعمل به چهل سال پروپاگاندای اسرائیلستیزی ج.ا و فدا کردن منافع ملی ایرانیان در این راه، اینک مخالف فلسطینیها باشد. این اما نباید باعث یکسویهنگری ما شود. ما اینک شاهد بکارگیری روشهای ناحق و ناموجه از سوی طرفی هستیم که حق با اوست(و همزمان شاهد بکارگیری روشهای ناحق و ناموجه از سوی طرف ناحق هستیم). در این میان نباید ما موضع انصاف و اخلاق انسانی خودمان را از دست بدهیم.
گفتگوی رضا علیجانی با بیبیسی
https://t.me/rezaalijani41