شاید یکی از مهمترین جملات در این چند دهه همان جملهی معروف گلشیری در مراسم خاکسپاری محمد مختاری باشد: «پیام دقیق به ما رسیده است؛ خفه میکنیم.»
این جمله با ما از خشونتی آشکار سخن میگوید، از خفه کردن دگراندیشان. در واقع این جمله هم وجه آشکار دارد و هم وجه پنهان. به عبارت دیگر، از طریق آن هم میتوان به وجود خشونتی آشکار پی برد و هم به خشونتی پنهان. آنچه بدیهی و آشکار است همان است که خود گلشیری بیان میکند: «خفه میکنیم.» اما آنچه در کلام گلشیری خود را پنهان کرده است (و چهبسا خود گلشیری هم از آن آگاه نبود) و بعد از گذشت این همه سال میتوان آن را آشکار کرد این است: انسانیتزدایی از انسانهای مخالف و تبدیل کردن آنها به «پیام»، پیامی برای ارسال به جامعه. حال میتوان این وجه پنهان را آشکار کرد که در اینجا با خشونتی مضاعف مواجه هستیم. در کلام گلشیری خودِ موضوع «خفه کردن» عین پیام است اما خود انسانها نه. یعنی او هنوز به این امر پی نبرده است که در وهلهی نخست هدف این است: تبدیل هر انسانی به یک پیام عمومی و بعد خفه کردن.
اینها دو جور خشونتاند و هدف نخست به مراتب دهشتناکتر از دومی است. محروم کردن انسانها از انسان بودن بیش از مرگ، کشنده است.
در اینجا چیزی جز کارآیی، کارآمدی و در یک کلام کارکرد پیام اهمیت ندارد؛ اینکه پیام ارسال شده تا چه اندازه میتواند به حفظ نظم موجود کمک کند و مفید واقع شود.
گلشیری پیام اصلی را در جملهاش اینگونه بیان میکند: «خفه میکنیم.» اما آیا واقعاً پیام نهایی همین است؟ آنچه امروز ما میتوانیم بفهمیم این است که پیش از دریافت این پیام، پیام دیگری هم برای ما ارسال شده است و آن این است: «تو» هیچ نیستی جز همان پیام و تنها کارآمدی و کارآیی تو به مثابه پیام اهمیت دارد و نه چیز دیگری.
این دو جور خفگی است. خفگی مضاعف است و گلشیری فقط خفگی نوع دوم را میبیند و حال وقت آن رسیده است که آن خفگی اول را هم ببینیم که تهدیدی برای همهی انسانهاست، محروم شدن از انسان بودن است و در مرحلهی بعد محروم شدن از نفس کشیدن.
اینستاگرام نویسنده