تقدس آرمان؛ آرمانگرایی کور، علیرضا مکرمی

تعصب مذهبی، محتوا و موتور محرکه جریان آرمانخواهی

برخی می پندارند مفهوم «آرمان‌» و «هدف» مترادف هم می‌باشند، اما میان آنها در زمینه «عینیت» و «صراحت» تفاوت اساسی وجود دارد، اهداف دورنمایی واضح اند، در حالی که آرمان‌ها دورنمایی مبهم و غبارآلود. بر خلاف آرمان، هدف را می‌توان در چارچوب بودجه، امکانات و نیازهای واقعی جامعه مطرح نمود. در انتخاب آرمان به دو عامل مهم «محيط» و «زمان» پرداخته نمی‌شود از اين رو نمی توان با ابزار تجربی سر و کار داشت و طبعا به نسبت دوری از اندازه و سنجه تجربی، مأموريت ها به درستی انجام نمیشود، اینجاست که به تدریج عامل سرخوردگی، رهبران آرمانگرا را به تدابیر کور بیشتری تحریک می سازد.

هر چند هنوز ابزاری علمی برای سنجش و پایش رهیافت های آرمانی پیشنهاد نشده اما رهبران آرمانگرا مدعی میشوند جامعه مطبوعشان به آرمانها _قله ها_نزدیک شده اند! این ادعا در حالی مطرح میشود که آرمان‌ ها در عمل در فضایی خاکستری و تار قرار دارند و همان طور که آمد هرگز نمیتوان استانداردهایی برای سنجش و پایش در مسیر آرمانخواهی علم کرد. اما در مقابل اهداف را میتوان با ضریب دقت بالایی سنجید.

با این همه تضاد ماهیتی موجود بین «هدف» و «آرمان»،  «هدف» را گاهی میتوان «آرمان» هم خطاب کرد، البته به شرط آنکه تقدس «آرمان» فرو ریخته و جامه عقلانیت پوشیده باشد. همچنان که بازار «عقل گرایی» در جوامع دموکراتیک رونق دارد ناگزیر رفتارها هدفمند و درست تنظیم میشود اما نظامات توتالیتر به شدت بر «آرمان» تکیه دارند تا به حدی که عوض اثرات تجربی و ملموس رفتارها به نفس رفتار آرمانی به معنی موفقیت نهایی خیره میشوند. به همین نسبت که دموکراسی بر شعور اجتماعی و توتالیتاریسم بر شور اجتماعی تکیه میکند به مرور تنافی حاکمیت عقلانی از حاکمیت آرمانی متباین میگردد.

حال که اخبار حمله حماس به اسرائیل ترند شده، آرمان فلسطین و تبعات سنگین موشک پرانی کور به اسرائیل مصداق آماده ای برای رهنمون اندیشه به این واقعیت عینی است که آرمان همچون هدف کور و نوعی بی هدفی می نماید.

تعصب مذهبی، محتوا و موتور محرکه جریان آرمانخواهی را تشکیل میدهند و تا جایی پیش میروند که در مسیر خود بهره برداری از هر وسیله ای را توجیه میکنند. در باره حمله کور حماس به اسرائیل اکانت طنزی در حساب ایکس خطاب به حماس نوشته بود: «تو که نمیتونی هیچ غلطی بکنی، غلط میکنی که غلط میکنی!» اتفاقا این توئیت طنز آمیز چون در ساخت سیاست امروزی از مقوله آرمان گذر کرده به سهم خود توانسته کاملا واقعی عمل نماید و عامیانه تنافی آرمان و هدف را برساند. اساسا حیات بشر در بستر واقعیات شکل و معنی زیبا و آرامی دارد نه در متن آرمانهای تار و تیره و دور!

عجیب آنکه در مقابل این توئیت طنزآلود برخی اکانت های رسمی حامیان رسانه ای حماس اقدام به بازنشر و بهره برداری از توییت های حمایتی برخی پورن استارها نسبت به غزه کردند تا بدست خود بر همگان بنمایانند که ورژن فعلی آرمانخواهی مقتل اندیشه صحیح انسانی است. گفتنی است راقم این سطور در پی نفی و نادیده انگاشتن ظلم های عدیده رژیم اسرائیل علیه فلسطینینان نیست بلکه تاکید به نحوه و روش غلط احقاق حق فلسطینیان دارد. فقط در هفت روز اول آغاز جنگ و در پی حملات تلافی جویانه اسرائیل به غزه هر ۲۰ دقیقه یک کودک فلسطینی جان خود را از دست داد و بیست درصد ساختمانهای بلند غزه تخریب شد، فقط در بستر آرمانگرایی کور، فایده حمله به اسراییل به هزینه این حجم از تلفات مالی و جانی می چربد.

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»