این یک انتخاب بود، حسین آقایی

تروریستهای حماس انتخاب کردند که داعش-وار حمله کنند

تروریستهای حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ انتخاب کردند که داعش وار آن حمله را علیه غیر نظامیان انجام دهند؛ این یک انتخاب بود! حماس دانسته انتخاب کرد که ۱۴۰۰ غیرنظامی از اسرائیل و دیگر کشورها را سلاخی کند و حدود ۲۲۰ نفر را به گروگان بگیرد؛ این انتخاب آگاهانه تروریستها بود که تصاویر کشتار و جنایتشان را در شبکه های اجتماعی منتشر کنند تا به توصیه رهبر ج.ا بلکه بتوانند ثابت کنند که اسرائیل اسب بازنده است! این انتخاب آگاهانه حماس و ج.ا بود نه فقط یک گزینه از میان گزینه ها. تروریستهای حماس این انتخاب را هم داشتند که دست به این حمله تروریستی نزنند تا شرایط کنونی برای غزه پیش نیاید.

حماس اما عامدانه انتخاب کرد تا شر به پا کند؛ به اسم دفاع از آرمان فلسطین اما در عمل در گسترش تروریسم! اکنون اما زمان زمانِ انتخاب اسرائیل است؛ به اصطلاح چیزی که عوض داره گله نداره و بهای این حمله تروریستی قاعدتا باید (از نگاهی واقع گرایانه) از سوی حماس و ج.ا پرداخته شود و غزه نه به خاطر انتخاب اسرائیل بلکه به خاطر اشتباه راهبردی حماس هزینه آن را میپردازد. عملیات زمینی اسرائیل از اول انتخاب اسرائیل نبود، اسرائیل اکنون گزینه دیگری جز تارومار کردن حماس ندارد؛ چون حماس هیچ گزینه کم هزینه دیگری جلوی اسرائیل قرار نداده است. در عرصه روابط بین الملل عواطف را تا جایی که ممکن است باید کنار گذاشت؛ این عرصه عرصه ی بازی با کلمات و حرفهای زیبا و عامه پسند نیست. کسانی که سرشان در آخور ج.ا و جای دیگری است تکلیفشان مشخص است؛ آن دسته از بزدلان و مزدوران رژیم که جرات و قدرت تجزیه و تحلیل واقع بینانه مساله ای به این مهمی و حیاتی برای منطقه و دنیا را ندارند تکلیفشان مشخص است.

منطق نظامی-راهبردی حکم میکند که با توجه به وضعیت خطرناکی که اسرائیل با آن روبروست پذیرش هرگونه آتش بس، انجام ندادن عملیات زمینی به کوبنده ترین شکل ممکن، و از بین نبردن حماس (به لحاظ نظامی) به هر قیمت ممکن به معنای شکست راهبردی مفتضحانه اسرائیل خواهد بود.

واقعیت این است که اسرائیل قدرت بازدارندگی اش را از دست داده است. این برای هر کشوری به معنای یک فاجعه تمام عیار است. هر کشوری از جمله اسرائیل که قدرت بازدارندگی اش را از دست بدهد بر اساس ابتدایی ترین و بنیادی ترین اصول حاکم بر روابط بین الملل باید بتواند قدرت بازدارندگی اش را احیا کند آنهم در کوتاه ترین زمان ممکن و به هر قیمتی —- تاکید میکنم که به هر قیمتی! ترجیحا اما با رعایت قوانین جنگ. چرا که مساله بازدارندگی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با مساله حاکمیت و تمامیت ارضی یک کشور دارد؛ ارتباط مستقیمی با مساله موجودیت یا بودو نبود آن کشور دارد.

اسرائیل اگر به هر دلیلی نتواند قدرت بازدارندگی اش را احیا کند یعنی توان دفاع از خود را ندارد؛ یعنی دستها را به نشانه تسلیم بالا برده است. مساله الان دیگر کفایت یا بی کفیتی نتانیاهو نیست، مساله به خطر افتادن موجودیت اسرائیل است. این اتفاق برای هر کشوری بیوفتد باید آن کشور با اهرم نظامی عریان چنان بلایی سر دشمنش بیاورد که تا 50 سال حتی فکر آسیب زدن به آن کشور به ذهنش خطور نکند! اسرائیل اگر نتواند قدرت بازدارندگی اش را احیا کند چوب حراج به موجودیتش زده و تا ابد دیگر حتی نمیتواند سر بلند کند تازه اگر بتواند در آن شرایط (شکست از حماس) بقایش را تا ۲۵ سال آینده تضمین کند!!! اسرائیل یا میبازد، بد هم میبازد و یا پیروز میشود.

حالت سومی وجود ندارد.

یادداشت نویسنده در شبکه X

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»