درد بیگانه، مرتضی ملک

خط کشی مردم با نظام و متحدین آن

عاشقان شهادت از وقتی شنیدند که راه غزه مسدود است , گروه , گروه برای رفتن به جنگ کفار اسم می نویسند و داوطلب رفتن به غزه شده اند . می گویند لیست تشنگان شربت شهادت به میلیونها نفر رسیده است. این در حالی است که در جنگ سوریه و دفاع از حرم مطهر زینب کبرا هیچ کس اعلام آمادگی نکرد و داوطلب نشده بود. طوری که سرداران سپاه برای رفع کمبود نیروی انسانی رفتند از میان مهاجران و محتاجان افغانستانی و شیعیان پاکستانی لشگر فاطمیون و زینبیون درست کردند فرستادند به جبهه.
بسیاری از مردم هوشمند ایران که شاهد بروز یکباره و ریا کارانه این همه ذوق و شوق شهادت طلبی شده اند آن را به فال نیک گرفته اند و ضمن تشویق عاشقان شهادت خواهان گشوده شدن مرز و گذر گاه رفع برای پیوستن آنها شده اند . خواستشان منطقی است , اگر راه شهادت باز شود هم عاشقان به هدفشان می رسند و هم بار مردم ایران سبک تر می شود , این پیشنهاد سر راست تر , عملی تر و کم هزینه تر از خواست آنهایی است که دعوت به حمله و زدن سر مار کرده اند. با شهادت این عاشقان راه اسلام و قدس عزیز امکان دارد تکلیف خیلی از موانع و مشکلات سر راه مردم ایران و جنبش زن , زندگی , آزادی هم رفع شود.
روزنامه شرق , سوال کرده چرا مردم ایران نسبت به جنگ غزه مثل سایر کشور های اسلامی برانگیخته نشده اند ؟ سوال بی جایی است , مردم ایران نه فقط برانگیخته شدند بلکه خیلی زود تر از همه و هوشمندانه تر از بقیه ملل واکنش نشان دادن منتها واکنش آنها مثل هیچ ملت و مردمی نبود .
طرح صحیح سوال این است چرا برخورد مردم ایران با جنگ غزه با مردم کشورهای دیگر بخصوص با کشورهای مسلمان و عربی منطقه متفاوت است ؟ نحله های مختلف سیاسی و دوست داران آرمان فلسطین و از جمله همین روزنامه شرق این بی اعتنایی مردم ایران را به پای مخالفت آنها با حکومت و نوعی دهن کجی به آن و بخشا لجبازی تفسیر می کنند. البته این عامل هم خیلی بی ربط نیست و در گوشه ای از روانشناسی عمومی جایی دارد اما این تفسیر بسیار سطحی و حداقلی است .
پشت این واکنش مردم محاسبات مختلفی خوابیده که بر یک عمر تجربه دشوار استوار است. خط کشی مردم با نظام و متحدین آن صورت ظاهری و بیرونی انتخابی است که ریشه اش عمیق و ناپیدا ست . پشت این بی اعتنایی آگاهانه و خاص مردم که در تمام منطقه و کشورهای اسلامی استثنایی است , یک تاریخ خاص نهفته است , یک تاریخ چند بعدی از تجربه انقلاب با پرچم اسلام و جنگ هشت ساله و صدور انقلاب و آزادی قدس و نابودی صهیونیسم و نبرد ایدیولوژیک و باز بینی صد ها سال فعالیت روحانیت و دروغ و دغل آن و در راس همه واکاوی و شک ورزی در ماهیت اسلام سیاسی و حکومتی و حتا رفتن تا اصل و جوهر خود اسلام است .
ایرانی با عبور از این مسیر سهمگین با عمیق ترین مبانی فکری و مذهبی و سنتی و سیاسی خود کلنجار رفته است و پیوند های خود را با بسیاری از ارزشها و مقدسات پیشین خود تصفیه حساب کرده است . جنبش زن , زندگی , آزادی برگ های از این تصفیه حساب ها را به همگان نشان داد , نشان داد از این سنت ها و نهاد های پدر سالارانه , مرد سالارانه , محافظه کار , عبوس و خشونت طلب و ضد زن و زیبایی در جهانی بسته که اسلام سیاسی , روحانیت و حکومت اسلامی کلید داران اصلی آن هستند , بیزار و متنفرند . چه رسد به حماس و جهاد اسلامی و قدس و پیروان رنگارنگ جنبش اسلامی و عربی که هر یک یا جزئی از نیروی ذخیره و عقبه جمهوری اسلامی هستند , یا بکلی با آرمانها و ارزشهای مدرن و ترقی خواهانه جنبش ایرانیان بیگانه اند.
این بیگانگی البته دو سویه است . تمامی دارو دسته های اسلامی و جنبش های فرقه ای با دید منفی و دشمنانه به جنبش ها و مبارزات مردم ایران نگاه می کنند. آیا در این سالهای طولانی هیچگاه صدایی از این جماعت ها به حمایت از مبارزات و یا همدردی با مصیبت های مردم ایران شنیده شده ؟ . مردم ایران مردمی هستند درد مند , در آشنا , هم درد و قدر شناس. ایرانیان را نمی توان به بی تفاوتی و بی خیالی نسبت به رنج دیگران متهم کرد . یا انتخاب آنها را به سطح لج بازی تنزل داد .

از مردمی که خود در رنجی عظیم بسر می برند، از مردمی که حکومتشان رنج آنها را بر وابستگان خود ترجیح می دهد، از مردمی که ریشه های رنج خود را در فکر و فرهنگ و هویت هایی یافته اند که این جنبش ها را تغذیه می کنند و از آنها حمایت می کنند نمی توان انتظار ابراز همدردی مثل دیگران داشت .

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»