مرگ غریبانه مفاخر بلوچ، فریبا نظری

عرصه فرهنگ‌و‌هنر بلوچستان را بيش از هر زمان ديگر تيرگي و تباهی گرفته و در روزهای اخیر دومين آخرین بازمانده نسلِ دهل‌نواز مشهورِ بلوچ در سكوت و بی خبری و كم‌توجهي وفقر از دنیا رفت بی آنكه كسی را ككی بگزد.

دل‌مراد شكل‌زهی يكی از آخرين بازماندگان مشهور دهل‌نواز موسيقی بلوچستان چند روز پيش دربی‌توجهی و تنگدستی به خاطر ناتوانی در پرداخت هزينه داروی خويش كه فقط ۴۰۰ هزار تومان بود، در يكی از محلات فقيرنشين نيك‌شهر به نام سوچنكان غريبانه چشم از جهان فرو بست!!

چند هفته پيش نيز ديگر دهل‌نواز مشهور بلوچستان شيرمحمد بلوچ‌زهی در همان محله با سرنوشتی مشابهِ «دل‌مراد» و بر اثر بيماری در سكوت و بی توجهی و فقر درگذشت !!/اعتماد

این چه حکایت تلخ و پلشتی است؟!
-این‌ها که می‌شنویم و رخ می‌دهد، افسانه است یا واقعیت؟!
اگر واقعیت است که باید در منطقه‌ی جنگ‌زده و قحطی‌زده؛ اتفاق افتاده باشد.
-اگر در جنگ و قحطی بسر می‌بریم، چرا مسئولان و متولیان امر در حالت تدافعی و رفع این جنگ‌زدگی و قحطی و کمک به مردمان این سرزمین؛ قرار ندارند؟
-آیا این مردمان که در فقر و بیماری جان می‌دهند و زندگی را ترک می‌گویند، شهروند این کشور نیستند؟
-آیا مسئولان و حاکمان می‌دانند که در سرزمین مان، کسانی از فقر و تنگدستی و بیماری؛ جان می‌دهند؟
-آیا از شنیدن و دانستن این فجایع، نمی‌میرند؟
-آیا شهروندان این سرزمین، در تعداد انگشت شماری از مرفهین و خانواده‌های مسئولان و متولیان نظام؛ خلاصه می‌شوند؟
-آیا مردمان فقیر و زحمت‌کش مناطق دور از پایتخت و استانهایی مانند سیستان و بلوچستان، خوزستان، آذربایجان غربی، هرمزگان، کردستان، کرمانشاه، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی، کرمان، و نیز گروه‌های بسیاری در کلان شهرها و حاشیه‌ی آن‌ها و در برخی‌از محله‌ها و مناطق پایتخت این سرزمین؛ شهروندان این کشور نیستند؟ و باید در تنگدستی و بیماری و فقر بمیرند؟

و هیچ سازمان یا شخص حقیقی یا حقوقی هم به روی خود نیاورد که چنین آدم‌هایی وجود دارند و هر روز و هر شب با مرگ برای زندگی معمولی، در جدال و نبردی ناعادلانه بسر می‌برند؟
این چه حکایت پلشت و سیاهی است؟!

۸ آبان ۱۴۰۲