سرانجام جنگ کنونی غزه چه خواهد شد ؟
تبعات سیاسی، فکری و اجتماعی برخی از جنگ ها فراتر از نتایج نظامی آنهاست. نبرد ۱۹۴۸ فالوجه در شمال نوار غزه و جنگ ۲۰۰۴ فلوجەی عراق از این حیث تاثیراتی ماندگار بر جای گذاشتند.
در این یادداشت با کنکاشی کوتاە در این دو نبرد می خواهم به دو پرسش پاسخ دهم. سرانجام جنگ کنونی غزه چه خواهد شد؟ چرا حماس به عنوان گروهی اسلامی اصلی ترین نمایندەی جنبش فلسطین شده و چپ ها و ناسیونالیست های سکولار به حاشیه رفتەاند؟
۱- پس از اعلام موجودیت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ ارتش های عربی و از آن جمله ارتش مصر به مصاف آن رفتند. در جریان نبرد، گردانی از ارتش مصر در شهر فالوجه واقع در جنوب اسرائیل کنونی به مدت چهار ماه محاصرەی ارتش یهود درآمد.
سرهنگ جمال عبدالناصر که چند سال بعد رهبر مصر شد، یکی از افراد این گردان بود. وی بعدا در کتاب فلسفەی انقلاب نوشت:
در این ایام شب ها در سنگر چشم به آسمان می دوختم و به ضعف عرب ها در برابر اسرائیل می اندیشیدم. ما نبرد نظامی را نباخته بودیم، ما مقهور تفرقەی اعراب و زمامداران فاسد و وابسته شده بودیم. جهان عرب باید متحد و انقلابی می شد و …
طنین ناسیونالیستی و انقلابی این کلمات آشکار است و مبین لحظەای تاریخی در تطور جنبش های فکری و سیاسی جهان عرب است. در دهەهای ۵۰ و ۶۰ ناسیونالیسم عربی الهام بخش تودەهای عرب از “اقیانوس تا خلیج ” شد و ناصر قهرمان محبوب آن گردید.
ملی کردن کانال سوئز و مقاومت مصر در برابر تجاوز انگلیس، فرانسه و اسرائیل در سال ۱۹۵۶ ناصر را تا مرتبەی خدایگانی برکشید و “عروبە” به کیش مدرنیتەی عربی بدل گردید. عمر این هیستری تودەای چندان دراز نبود. شکست ۱۹۶۷ مثل آوار بر سر دولت ها و ملت های عرب فرود آمد و خواب را از سر آنها پراند.
از فردای ژوئن ۱۹۶۷ ناسیونالیسم مرده بود و فریاد ” الاسلام هوالحل ” ببش از هر صلایی در سپهر سیاست و اندیشه به گوش می رسید. این بار مردم بر خلاف ناصر که زمامداران فاسد و سازشکار ر مقصر شکست می دانست، مستقیم سراغ ایدەی بنیادین رفتند. گناهکار اصلی ناسیونالیسم سکولار و فقدان ایمان و اخلاق نزد پیروان آنست!
احزاب و جریانات اسلامی از دهەی ۷۰ نضج گرفتند و در دهەهای ۸۰ و ۹۰ به اوج رسیدند. ظهور جنبش حماس و به حاشیه رفتن الفتح و گروه های چپ گرای جرج حبش و نایف حواتمه و …رەآوزد این تحول بود.
۲- در سال ۲۰۰۳ آمریکایی ها یکی از آخرین رژیم های ناسیونالیست و سکولار عرب را در عراق سرنگون کردند. به طور طبیعی مقاومتی با جوهر اسلامی علیه این اشغال شکل گرفت. در بهار ۲۰۰۴ شهر فلوجه به کانون نخستین جنگ بزرگ میان اشغال گران آمریکایی و گروه های مسلح اسلامی به شمول قاعده تبدیل شد. ارتش آمریکا با ویرانی بخش اعظم شهر و تلفات بسیار در میان غیرنظامیان یک پیروزی پیروسی کسب کرد.
امری که باعث شد نبرد فلوجه عملا به آزمایشگاهی تبدیل شود که در آن آخرین نسل القاعدەای ها بە اولین نسل داعش تبدیل شوند. ده سال بعد داعش با گفتار و رفتاری به مراتب رادیکال تر، با نسخەای غریب از ترکیب اسلام سیاسی و عروبه به میدان آمد و …
۳- آمریکا در عراق و افغانستان از رهگذر برتری نظامی خرد کننده، به آسانی جنگ را برد و طی مدتی کوتاه بغداد و کابل را تسخیر کرد. اسرائیل هم در ژوئن ۱۹۸۲ در عرض چند روز بیروت را به محاصرە درآورد و عرفات و ساف را با تحقیر از لبنان اخراج کرد.
هر سە مورد فتوحات نظامی بدون پیروزی راهبردی بودند. به عبارت بهتر پیروزی نظامی با چاشنی شکست استراتژیک. هم آمریکا و هم اسرائیل پس از شکست نظامی دشمنانشان در بازآرایی صحنه و ایجاد ترتیبات سیاسی و نهادی موافق خود ناکام ماندند.
لبنان پس از ۱۹۸۲ به تدریج به حیاط خلوت ایران تبدیل شد و عراق هم ۲۰ سال بعد این وضعیت را پیدا کرد. ناکامی آمریکا و اسرائیل صرفا در ناتوانی در روی کار آوردن دولت های هوادار خود خلاصه نمی شود. بلکه باعث خلق نسل جدیدی از مبارزین شد که نسبت به اسلاف خود سرسخت تر و کارامدتر بودند. حزب الله لبنان به عنوان یک بازیگر کلیدی در منطقه محصول شکست راهبردی اسرائیل در سال ۱۹۸۲ است.
۴- فرجام نبرد کنونی غزه هم خارج از این قاعده نیست. ماشین جنگی عظیم اسرائیل هم اینک غزه را به تلی از آوار تبدیل کرده و در روزهای آینده هم آن را کاملا محاصره می کند. حماس به لحاظ نطامی شکست می خورد. اما بازندەی اصلی از نظر سیاسی، اخلاقی و استراتژیک اسرائیل خواهد بود. چرا که هیچ ایدەای برای بعد از جنگ ندارد و با دو میلیون نفر جمعیت خشمگین، زخمی و گرسنه ناچار به مواجهه می شود.
ضمن آن که اندیشەی حماس از بین نمی رود و توسط هزاران جوانی که خانه و خانوادەشان را در جریان بربریت اسرائیل از دست دادەاند، بازتولید خواهد شد. حتی ممکن است نسخەهای رادیکال تر از حماس ظهور کنند.
مگر این که کار به اینجاها نرسد و در میانەی راە با نوعی مصالحه به جنگ فعلی خاتمه داده شود.
تلگرام نویسنده