چرا حاکمیت آن همراهی مدنظر در مورد فلسطین را از جانب مردم نمی بیند؟ حبیب رمضانخانی

آرمان فلسطین، همواره یکی از نمادها و نمودهای جمهوری اسلامی ایران در طی این چهار دهه بوده است. حکومت ایران به دلیل اختلاف مذهب با اکثریت اهل سنت، فلسطین را موضوع و هدفی بزرگ برای نزدیکی و انسجام با دنیای اسلام نگریسته تا بتواند از این طریق محوریت مدنظر خود در دنیای اسلام را جامه عمل پوشانده و بین مسلمانان برجسته و محبوب تلقی شود.

در این راستا سیاست تقابلی ایران با اسراییل، برخلاف حتی تعهد تشکیلات خودگردان فلسطین، بر محو و نابودی اسراییل و ایجاد یک کشور فلسطین متمرکز است. در نتیجه در این راه بسیار هزینه و تبلیغ کرده و از پایه گذاری روز جهانی قدس تا حمایت همه جانبه از گروه های فلسطینی باورمند به این اعتقاد را، دنبال کرده است.

این روزها اما آن نمود و محوریت در حمایت از فلسطین، حداقل در سطح جامعه و مردم ایران که مورد انتظار حاکمیت بود، بروز نکرده است. به گونه ای که این بی تفاوتی، مورد عتاب مسئولان نیز واقع شده است. نمونه، اظهارات نبویان، نماینده مجلس: آن هایی که بابت مرگ یک خانم کشور را به آشوب کشاندند، چرا در مورد فلسطینی ها موضع گیری نمی کنند؟

قابل تامل، وقتی رسانه های داخلی به عنوان بازوی تبلیغی در حمایت از فلسطین، در مقابل هجمه رسانه های طرفدار اسراییل، مرتب به پخش تظاهرات و اعتراضات نسبت به جنایات اسراییل می پردازند، از داخل ایران چیزی برای عرضه ندارند‌. در نتیجه آن اجتماع عظیم مردم ترکیه که با فراخوان اردوغان در استانبول و مشابه آن در نقاط دیگر  دنیا رخ داد، در مقایسه با آن تجمع چند ده نفری فراخوان جبهه پایداری، مورد رشک و غبطه حاکمیت قرار می گیرد.

با این مقدمه، سوالی که هست: چرا مردم ایران که در یک مورد زمان شاه آنگونه از مردم فلسطین، به صورت خودجوش حمایت و همراهی می کردند، امروز اینگونه بی تفاوت شده اند؟ در پاسخ:

۱. مردم فکر می کنند آرمان فلسطین فراتر از بحث دینی و اخلاقی، تبدیل به یک امر سیاسی و ابزاری شده که در آن تقابل با اسراییل صرفا بر پایه ایدیولوژی ساختار و مرتبط با حاکمیت است و دخلی به مردم ندارد.

۲. مردم در تمام این سال ها دچار یک نوع تناقض و استاندارد دوگانه از جانب حاکمیت در حمایت از مردم مظلوم شده اند. مثلا در مقابل حساسیت نسبت به فلسطین، چرا این حمایت از مظلومان و مسلمانان، شامل برخوردهای شدید توسط روسیه در داغستان و چچن، چین در سین کیانگ و اویغور، هند نسبت به مسلمانان کشمیر و … نمی شود؟

۳. سال ها شعار، وعده و آرزوی شهادت و جهاد توسط مسئولان، با بی عملی و عدم اقدام در میدان عمل که موضع امروز مسئولان است، مردم را به این نتیجه رسانده که دغدغه فلسطین و مظلومیت آن از سوی مسئولان واقعی نیست و اگر این بود، امروز آن ها با پیش قدم شده، الگویی برای عمل مردم می شدند.

۴. سال ها برخورد گزینشی با مردم و نامحرم دانستن آن ها، باعث شده مردم به این نتیجه برسند که نمی شود در مواردی که حضور و مشارکت مردم به نفع مسئولان نیست، مردم فاقد قدرت تحلیل و انتخاب باشند، ولی آنجا که حضورشان به نفع مسئولان است مردم، فهیم و صاحب تحلیل و قدرت تشخیص باشند.

۵. به دلیل سال ها محدودیت در اعمال خواست ها و مطالبه به حق مردم و ممانعت از نقد مسئولان و پاسخ خواهی، باعث شده مردم از هر فرصتی برای ابراز ناراحتی و دلخوری خود بهره ببرند.
در نتیجه این عدم همراهی و همنوایی با مسئولان در قضیه فلسطین را می توان نوعی نافرمانی مدنی و لج با حاکمیت نیز از سوی برخی تعبیر و تفسیر کرد.

۶. سال ها توجه و میدان دادن به اقلیت و تفکری خاص که باعث شده این اقلیت بسیاری از شعارها و آرمان ها را به انحصار خود درآورد، باعث شده برخی فکر کنند که موفقیت حماس منجر به مصادره این موفقیت به جناح همان اقلیت و در نتیجه تقویت و هیمنه بیشتر این گروه در ایجاد انحصار و تنگنای بیشتر برای مردم باشد.

چکیده کلام: مردم ایران در همیشه تاریخ، فارغ از هر نژاد، قومیت، دین و گرایشی از ظلم و ستم رفته بر مردمان دیگر بیزار بوده و خود کمترین مشارکتی در ظلم حاکمان داشته اند و از قیام مزدک، عیاران، علویان طبرستان، سربداران تا دوران معاصر علیه ستم استعمارگران، در تقابل با ظالمان قیام و به همراهی مظلومان اقدام کرده‌اند. پس بی تفاوتی این روزهای مردم ایران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین را نباید به سنگدلی و رفتارهای غیرانسانی مرتبط کرد و این کنش را بایستی در ارتباط با حکومت ورزی مسئولان و ایدئولوژی ساختار تحلیل و مرتبط دانست.