روزی نیست که در این سرزمین که زیر سایه واپسگرایان تبدیل به قتلگاه گروههای مختلف مردم شدهاست؛ خبری از جنایت جدیدی نشویم و هربار شوکه نشویم. حتی گاهی اخبار هولناک روزها و هفته های قبل با اخبار جدیدی از بی کفایتی و جنایات، جایگزین و کمرنگ میشوند.
و این روزها کشته شدن ۳۲ هموطن از اهالی لنگرود، ما را مبهوت کرده است. افرادی که در شرایطی غیر استاندارد، برای بازگشت به زندگی تلاش میکردند.
چنین فجایعی، در دستهبندی حادثه نیستند بلکه لازم است دلسوزان و کارشناسان به ریشههای این جنایتهای خاموش علیه مردم ساکن ایران بپردازند. بیارزشی جان انسان و محرومیت عامدانه تعداد زیادی از مردم از اقشار مختلف، خود پیش زمينهی وقوع چنین جنایاتی است که پیش از این هم بارها اتفاق افتادهاند.
پس نباید به عادیسازی، درباره محرومیتهایی که حتی ختم به کشتار مردم میشوند؛ ساده نگریست و بیتفاوت رد شد. سرکوب، محرومیت و جنایت، بیش از پیش از جانب حکومت عادیسازی شده و لازم است که مقابل این وضعیت قاطعانه بایستیم.
در این ایام که هر روزش برای ما یادآور از دست دادن چندین جان عزیز است و چه بسا بسیاری از جان باختگان را هنوز نمیشناسیم؛ حمایت و مراقبت از یکدیگر و کوتاه نیامدن بر سر ارزش جان و امنیت و سلامت همه، باید خط قرمز و نقطه اتحاد ما ملت ایران باشد. باید مسئولان این کشتار را پاسخگو کرد و حتی اگر دستمان به جایی نرسد مانع عادیسازیهای حکومت و جریان هراسافکنی، برای عدم حمایتمان از یکدیگر شویم. جان و امنیت و سلامت همهی ايرانيان خط قرمز ماست و هیچ شهروندی کمتر از دیگری اهمیت ندارد. به ویژه که هرکدام به طریقی قربانی همین سیستم هستیم.
به خانواده و دوستان جانباختگان و همه مردم ایران تسلیت عرض می کنم.
تلگرام نویسنده